close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
پایان نامه ها و تزهای کارشناسی ارشد - مطالب ارسال شده توسط admin
loading...

پایان نامه ها و تزهای کارشناسی ارشد

متن کامل (فول تکست)پایان نامه ها و تزهای کارشناسی ارشد

کسب درآمد از سایتای برون سپاری

admin بازدید : 4 دوشنبه 23 مهر 1397 نظرات ()

کسب درآمد از سایتای برون سپاری

قرارداد: سرویس دهی با عقد یه قرارداد زور آور حقوقی با مجازاتای مالی و حقوقی. اعمال این مورد با سرویسای داخلی نمی شه.

دسترسی به استعداد: دسترسی به یه استخر بزرگ از استعداد و یه منبع پایدار از مهارت ها، به خاص در علوم و مهندسی.

بقیه دلایل عبارتند از: بهبود کیفیت، امکان رسیدگی قانونی به ایرادات موجود در خدمت یا محصول خریداری شده، دسترسی به تخصصای موجود در بیرون از سازمان و بهبود توانایی واسه تغییر اندازه تولید، کوچیک کردن حجم شرکتها، داشتن قدرت مانور بیشتر درایجاد تغییرات تند در موارد بحران.

بدیای انجام پروژه به روش سنتی

تصور کنین که واسه انجام یه کار ترجمه یه روز صبح از خونه خود بیرون شید

و دیگه حتی امکان تحقیق کردن و اطمینان پیدا کردن

نسبت به این موسسه رو هم دارین.

اشکالات روش سنتی رو این جور بگیم:

  1. محال بودن تحقیق کافی واسه پیدا کردن یه پیمانکار مناسب
  2. محال بودن مقایسه آسون و مساوی پیمانکارها
  3. امنیت مالی پایین اگه پیمانکار به وعده هاش عمل نکنه

کیفیت کارا بالاتر رفته و هزینه ها هم کاهش چشم گیری داشتن.

  1. نبود ایجاد آلودگی و ترافیک و نبود اتلاف وقت
  2. یه پیمانکار و کیفیت کار ایشون فقط با چند کلید

سایت پونیشا 

سایت پارس کدز

پارس فریلنسر

کارویار

راهبری نوشته‌ها

پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق

admin بازدید : 2 دوشنبه 23 مهر 1397 نظرات ()

پایان نامه ارشد : جایگاه جا و زمان در فقه و حقوق

 

 

«اصل بیستم مقرر می­داره که زن و مرد به طور برابر مورد ساپورت قانون قرار دارن. این جمله به معنی حقوق برابر داشتن یعنی برابری و مساوات نیس. چه به نظر بعضی از فقهاء و متخصصین حقوق اسلامی،  زن و مرد مسلمون از حقوق برابری برخوردار نیستن. پس می­توان بر این باور بود که نویسندگان قانون اساسی بر تساوی حقوق زن و مرد معتقد نبوده به جای «تساوی حقوق » قائل به «موازنه حقوق» بین زن و مرد هستن و بر این اعتقاداند که ضرورتی نداره که هرحقی که مرد از آن برخورداره مثل به زن هم داده شه بلکه باید درعوض هر حقی که مرد داره، حقی هم واسه زن قائل شد مثل اینکه زن نمی­تونه از هم بستر شدن با شوهرش دوری ورزد و رابطه زناشویی در هر زمان جزء حقوق شوهره و در قبال اینجور حقی که به شوهر داده شده باید ایشون نفقه همسرش رو بده و یعنی زن حق نفقه داره و با این ترتیب دو حق در برابرهم قرار می­گیرند که یکی واسه شوهر و دیگری واسه زنه و به این گونه س که تساوی برقرار می­گیرد».[۵]

ساپورت برابر از زن و مرد در برابر قانون وقتی معنی واقعی خود رو می­یابد که قوانین عادی و موضوعه، بی عدالتی­آمیز و ناعادلانه نبوده و زن و مرد رو از حقوقی مساوی برخوردار کرده باشن و وگرنه ساپورت برابر خود یه جور بی عدالتی و ظلم به حساب می­آید،  چون که بین «ساپورت برابر در برابر قانون » با «برخورداری از حقوق برابر در برابر قانون » فرق ظریف و آشکاری هست. مثلا اگه زنی به قتل برسه،  اولیاء دم چه زن و چه مرد حق شکایت از قاتل رو دارن (حق برابر) اما قصاص قاتل به شرط پرداخت نصف دیه قاتل از طرف اولیاء دمه .

 

راهبری نوشته‌ها

پژوهش (پایان نامه) : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

admin بازدید : 3 یکشنبه 22 مهر 1397 نظرات ()

پژوهش ها نشان داده اند که باورهای خودکارآمدی بر بسیاری از جنبه های کارکرد شخصی تأثیر می گذارند. کسانیکه در مقایسه با دیگران دارای خودکارآمدی سطح بالاتری هستند، امکانات شغلی گسترده تری را مورد ملاحظه قرار می دهند و موقعیت شغلی بیشتری دارند، در مدرسه نمرات بالاتری می گیرند، هدف های شخصی عالی تری را برای خود بر می گزینند و از سلامتی جسمی و روانی بهتری برخوردارند. احساس کارآمدی بالا، سلامت شخصی، توانایی انجام تکلیف و کارها را به طرق مختلف افزایش می دهد. افرادی که به قابلیت های خود اطمینان دارند تکلیف مشکل را به عنوان چالش در نظر می گیرند.          آنها اطمینان دارند که می توانند موقعیت های تهدید آمیز را تحت کنترل خود درآورند. چنین برداشتی نسبت به قابلیت ها، تنیدگی و افسردگی را کاهش می دهد و به تکمیل تکالیف، منجر می شود. (بندورا،1994، پاجارزوشانک،2002).

از دیدگاه بندورا ناکارآمدی ادراک شده[1] نقش مهمی در افسردگی، اضطراب، استرس، روان آزردگی و دیگر حالت های عاطفی بازی می کند. ناکارآمدی ادراک شده می تواند منجر به احساسات و باورهای پوچی، اندوهگینی و اضطراب گردد. زمانی که فرد خود را در رسیدن به انتظارات با ارزش ناکارآمد بداند افسرده خواهد شد و وقتی خود را در کنارآمدن با محرک های بالقوه تهدیدآمیز ناتوان ببیند، مضطرب خواهد شد . (موریس[2]،2002).

1) از انجام دادن تکلیف دشوار پرهیز می کنند.

2) در مقابل مشکلات ایستادگی نمی کنند.

3) نسبت به اهدافی که خود انتخاب کرده اند، احساس تعهد نمی کنند.

4) در موقعیت های دشوار روی ناتوانی های خود و نتایج منفی شکست تأکید می کنند.

6) عملکردهای پایین را علامت کم استعداد خود تعبیر می کنند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد: جرائم مستمرو صلاحیت محلی - صلاحیت و تشکیلات دادگاه کیفری یک در قانون آ.د.ک سال 1392

7) احساس فشارروانی می کنند و در معرض ابتلا به افسردگی قرار می گیرند.

خودکارآمدی بیشتر منجر به تلاش و استقامت بیشتر با موانع و مشکلات می شود. همچنین خودکارآمدی از طریق هدف گذاری بر انگیزش تأثیر می گذارد. در صورتی که فرد در زمینه ای خاص احساس کارآمدی بالایی داشته باشد، اهداف بالاتری را برای خود تعیین می کند، کمتر از شکست می ترسد و در صورت ناموفق بودن استراتژی های قدیمی، استراتژی های جدیدی را می یابد. اما در صورت پائین بودن احساس کارآمدی، فرد یا به طور کامل از تکلیف اجتناب می کند.

 

یا در صورت برخورد با مشکلات به سرعت صحنه را خالی می کند(بندورا،1997،1993، زیمرمن،1995، به نقل از وول فولک[4]،2001). بسیاری از نظریه هایی که در مورد انگیزش انسان وجود دارند، ادراک دانش آموزان از باور کارآمدی خویش را از عوامل مؤثر بر رفتار انگیزش و انجام تکلیف می دانند.

بنابراین زمانی که دانش آموزان خود را در کارهای تحصیلی با کفایت و خودمختار می شناسند، خود را بهتر در می یابند و خود را با اهداف و تکالیف درسی درگیر می کنند. و در نتیجه در امر آموزش موفق می شوند. به علاوه در این صورت آنها در مورد یادگیری خود از رضایت لازم برخوردار می شوند. در واقع زمانی که دانش آموزان خود را کارآمد بدانند، و تکالیف درسی را در حوزه کنترل خود قرار دهند، انگیزش درونی شان برای تکالیف تحصیلی افزایش خواهد یافت (اسپالدینگ، ترجمه نائینیان و بیابانگرد،1384).  پاجاریس (2000) اظهار داشت که باورهای خودکارآمدی، انگیزش را تقویت می کنند. او تحقیقات مربوط به خودکارآمدی را مورد بررسی قرار دارد. پاجاریس با تایید نظر بندورا(1997)، اشاره می کند که خودکارآمدی در این مورد نیست که فرد تا چه اندازه تواناست بلکه در این مورد است که فرد فکر می کند تا چه اندازه تواناست.

مطلب مرتبط :   فروش فایل پایان نامه : چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

 خودکارآمدی و اسناد بر یکدیگر تأثیر می گذارند در صورتیکه موفقیت به علل درونی یا قابل کنترل نسبت داده می شود، خودکارآمدی را تقویت می کند. اما در صورتی که موفقیت به شانس یا مداخله دیگران نسبت داده می شود، ممکن است خودکارآمدی را تقویت نکند. خودکارآمدی هم بر اسناد تأثیر می گذارد. افرادی که در مورد یک تکلیف خاص حس نیرومندی از خودکارآمدی دارند. (من در ریاضی قوی هستم) گرایش دارند به اینکه شکست خود را ناکافی بودن تلاش نسبت دهند من باید تکلیفم را دوباره چک کنم. اما افرادی که خودکارآمدی پایین دارند، شکست را به فقدان توانایی ها نسبت می دهند«من خنگ هستم» بنابراین داشتن حس خودکارآمدی قوی در مورد تکلیف خاص، موجب گرایش فرد به سمت اسنادهای قابل کنترل می شود و اسنادهای قابل کنترل هم خودکارآمدی را افزایش می دهند. بنابراین می توان نتیجه گرفت در صورتیکه یکی از دانش آموزان دیدگاهی جبری داشته باشد(توانایی را نمی توان تغییر داد) و خودکارآمدی هم پایین باشد.

انگیزش خود را در برخورد با شکست ها نسبت می دهد(که او آنها را به فقدان توانایی نسبت می دهد)، به طور کامل از دست می دهد(وول فولک[6]،2001) شواهدی وجود دارد که نشان می دهد احساس خودکارآمدی، حتی در صورتی که این احساس غیر واقع، بنیانه باشد، انگیزش را تقویت می کند. کودکان و والدینی که در مورد آینده خوشبین هستند بر این باورند که می توانند موثر باشند و انتظارات بالایی دارند، از سلامت جسمی و روانی بالاتری برخوردارند و انگیزش پیشرفت بالاتری دارند تحقیقات در مورد خودکارآمدی و پیشرفت نشان می دهد که عملکرد در مدرسه زمانی بهبود پیدا می کند که :

1) دانش آموزان اهداف کوتاه و مدت دارتری را انتخاب کنند تا قضاوت در مورد پیشرفت آسان تر باشد.

2) استراتژی های خاص مانند خلاصه کردن به دانش آموزان داده شود تا آنها را در متمرکز نمودن توجه یاری دهد.

[1] – Perceived Inefficacy

[2] – Muris

[3] – Attribution

[4] -Fulck

[5] – Griffin

[6] – Eool Fulck

[7]- Bihler& Snowan

مقاله (پایان نامه) : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت

admin بازدید : 2 یکشنبه 22 مهر 1397 نظرات ()

 

 

 

در کنش بین ارگانیسم و محیط بر محیط تاکید دارند.

 

 

در کنش ارگانیسم و محیط ، بر ارگانیسم تاکید دارند.

 

 

 

چگونگی رشد انسان هدف رشد ماهیت فرد نظریات
برای افراد بشر هیچگونه هدف نهایی در نظر نمی گیرند و معتقدند که هر موجود زنده از طریق منطبق کردن خود با محیطی که در آن زندگی می کند و بسته به شرایط آن محیط عادتهای خاصی را کسب      می کنند. کودک به آسانی به وسیله عوامل محیطی شکل می گیرد. این عوامل ، عواملی هستند که می توانند پاداشها و تنبیه های محیطی را اعمال کنند و مدلهایی هستند که کودک می تواند از آن ها تقلید کند.
کودک بطور فعال تجربیاتی را که علاقمند به درک و کشف آنهاست ، انتخاب می کند.
از دید آنان هر مرحله، انتقال و تغییر مرحله قبل نیست بلکه مرحله جدید است که در دوره های خاصی از زندگی اتفاق می افتد.

 

در کنش بین ارگانیسم و محیط ، بر حسب این که کدام قسمت از شخصیت مورد نظر باشد ، زمانی بر ارگانیسم و گاهی بر محیط تاکید دارند.

کنترل هیجانات و انگیزه ها فرد رشد یافته باید از تضادهایی که در کودکی برای او به وجود آمده، نسبتا آزاد باشد. کودک به وسیله غرایز قدرتمند درونی هدایت می شود.

 

نظریه رشد پیاژه( 1896- 1980) یکی از معروفترین و متحول ترین نظریه های شناختی است. شاید یکی از دلایل پذیرش سریع نظریه ژان پیاژه این باشد که این نظریه در نظر همه کسانی که مدتی را با کودکان گذرانده باشند، صحیح می نماید. مشاهدات ژان پیاژه در مورد کودکان خردسال منجر به این پیشنهاد او شد که تفکر کودکان به ترتیب در چهار مرحله پدید می آید ، که سه مرحله آن در طی سالهای اولیه دوره کودکی روی می دهد. این چهار مرحله عبارتند از مرحله حسی حرکتی، مرحله پیش عملیاتی، مرحله عملیات عینی و در نهایت مرحله عملیات صوری.

پیاژه به عنوان زیست شناس تصدیق کرد که کودکان در صورتی که بخواهند زنده بمانند باید محیط خود را سازمان دهند و با تغییرات موجود در آن سازگار شوند. پیاژه این دو اصل زیست شناسی را طرحواره (عناصر سازمان یافته فکر) و فرایندهایدرونسازی و برونسازی (شیوه ای که انسانها اطلاعات جدید را پردازش می کنند یا با انطباق می یابند) نام نهاد.

 

 

 

خود را به عنوان عامل ( فاعل ) اعمال خویش باز می شناسد و شروع به فعالیت هدفمند می کند . برای مثال ریسمانی را می کشد تا شی قابل حرکتی را به حرکت درآورد.

به مفهوم پایداری شی دست می یابد ، درک می کند که اشیاء وقتی حواس را تحریک نمی کنند ، باز هم وجود دارند.

 

 

به نگهداری عدد ( 6 سالگی ) ، جرم ( 7 سالگی ) ، وزن ( 9 سالگی ) دست می یابد.

اشیاء را بر حسب چند ویژگی طبقه بندی می کند و می تواند آن ها را بر حسب بعد معینی نظیر اندازه ، طبقه بندی کند.

 

به مسایل فرضی ، آینده و جهان بینی می پردازد .

 

ویژگی ها مرحله
حسی – حرکتی (تولدتا 2 سالگی)
استفاده از زبان و بازنمایی اشیاء به صورت تصویر ذهنی و واژه را می آموزد.

 

تفکرش هنوز خود محور است ، نگریستن از دیدگاه دیگران برایش مشکل است.

اشیاء را برحسب یک ویژگی طبقه بندی می کند ، برای مثال همه قطعات چوبی قرمز را صرفنظر از شکل آن ها ، با تمام قطعات چوبی مربعی شکل را صرفنظر از رنگ آن ها در یک گروه قرار می دهد.

پیش عملیاتی(2 تا 7 سالگی)
عملیات عینی (7 تا 11 سالگی)
عملیات صوری (11 سالگی به بعد)

 

حساس ترین دوران زندگی کودک 7 سال اولیه زندگی او است. شخصیت فرد در این دوره پایه ریزی می شود. تغییر روز به روز کودک از جنبه های مختلف در این دوران کاملا محسوس است. این تغییرات در برخورد رابطه ای که او با محیط برقرار می کند خود را آشکار می سازد. خصوصیات جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان در سنین پیش از 7 سالگی به صورت خلاصه درجدول زیر آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·         اهمیت دادن به تایید و تحسین بزرگترها

سن خصوصیات جسمانی خصوصیات روانی خصوصیات عاطفی خصوصیات اجتماعی
1 تا 3 سال ·         رشد جسمانی سریع      
4 و 5 سال ·         رشد منظم و آهسته

 

·         رفتار حرکتی هماهنگ بین چشمها و دست ها

·         خود مداری

 

·         کنجکاو وعلاقمند به حیوانات

·         صداقت و صمیمیت در بیان عواطف

 

·         آزادی در اظهار حالات درونی

·         تاثیر پذیری شدید از محرک های خارجی

·         قادر به تحمل درونی محیط خانه

 

 

6 و 7 سال ·         رشد منظم و آهسته

 

·         فعال و پر انرژی

·         عدم داشتن مهارت در انجام عملیات

·         کنجکاو

 

·         استقلال نسبی

·         علاقه مند به جمع آوری و نگهداری اشیاء

·         آزادی در بیان عواطف در عین تلاش برای کنترل آن ها

 

·         حساسیت نسبت به گفتار و رفتار بزرگترها

جدول2-3: ویژگیهای جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان در 7 سال اول زندگی

 

الف) در هدف های شناختی موضوعاتی مانند آگاهی، ادراک، تشخیص و استقلال مطرح می شوند.

ب) هدف های انفعالی یا عاطفی به اموری مانند احساس، هیجان و … اطلاق می شود.

ج) هدف های روانی- حرکتی با حرکات ظریف وماهرانه ای چون نقاشی،خط،رقص،نواختن آلات موسیقی سروکار پیدا می کند. نکته مهم آن است که هیچ یک از این رفتارها نم یتواند به طور کامل از دیگری جداباشد.

یادگیری کودک در هر مرحله به عوامل متعددی بستگی دارد. رشد و پرورش کودک چه از نظر جسمی، روانی و تربیتی تحت تاثیر عوامل آموزشی و محیطی بسیار است. اولین کانون اجتماعی که کودک در آن پای می گذارد خانواده است ،سپس وارد جامعه بزرگتر می شود. در این قسمت رابطه کودک با خانواده، اجتماع و آموزش پذیری بررسی می شود.

 

·        کودک و خانواده

بهترین تعریف خانواده آن است که آن را نظام پیچیده ای بنامیم که مستلزم کارکرد به هم وابسته ای در میان اعضا باشد. خانواده هم اولین و هم قدیمی ترین محل ارتباط اجتماعی کودک به شمارمی رود. در سال های اولیه تنها روابط موجود برای کودک ، رابطه او با والدینش است . کنش متقابل و رابطه عاطفی بین نوزادان و والدین، به انتظارات و واکنش های کودک در روابط اجتماعی آینده شکل می دهد. اعتقادات و ارزش ها و نگرش های فرهنگی توسط والدین پالایش می شوند و به صورتی بسیار مجسم و منتخب به کودک ارائه می شوند. شخصیت، نگرش ها، طبقه اجتماعی- اقتصادی، عقاید مذهبی و تحصیلات پدر و مادر در ارائه ارزشهای فرهنگی و معیارهای آن ها به فرزند تاثیر می گذارد.

 

·        کودک و اجتماع

گروه ها و سازمان های مشخصی در چارچوب جامعه، در پرورش اجتماعی کودک نقش عمده ای ایفا می کنند . پدر و مادر ، همسالان و معلمان مقدار زیادی از وقت خود را صرف انتقال ارزشها و همچنین هدایت و اصلاح رفتار کودکان می کنند. برخی از سازمانها مانند مدرسه، مراکز مذهبی و موسسات قانونی و حقوقی با این هدف به وجود آمده اند که علم فرهنگ و معیار های اخلاقی و اجتماعی آن را منتقل و رفتارهای ارزشمند فرهنگی را حفظ کنند. به علاوه رسانه های گروهی بخصوص تلویزیون، جریان بسیار قوی و نسبتا جدیدی هستند که می توانند افکار، خواسته ها و رفتارهای کودک در حال رشد را شکل دهند (هترنیکتون ودی پارک،1372).

 

2-4 کودک و آموزش

در مورد آموزش کودک پیش از دبستان نیز نظریات متعددی وجود دارد . مهد کودک های اولیه تا حد زیادی از عقاید اریکسون ناشی شده بود، اریکسون که ادامه دهنده راه فروید بود به نیازهای کودکان برای رسیدن به رشد اجتماعی اهمیت می داد. به عقیده او سازگاری اجتماعی و عاطفی هر فرد و کارایی او در بزرگسالی بستگی به آموزش های خردسالی در زمینه رشد اعتماد به نفس، استقلال شخصی، ابتکار و اهمیتی که فرد برای خود قائل است دارد. تاثیرات محیط ، هسته اصلی عقاید بیجود (1959) درباره رشد را تشکیل می دهد، از نظر او نتایج رفتار کودک بسیار مهم است، طبق نظر او کودکان به یاد گرفتن رفتاری تمایل دارند، که به نتایج مثبت می انجامد و از تجاربی که به شکست منتهی می شود پرهیز می کنند.

 

2-4-1 سابقه و ضرورت آموزش کودکان در خارج از ایران

اولین مؤسسات مراقبت از کودک با الگو قرار دادن یتیم‌خانه‌ها، 261 سال پیش؛ یعنی در سال 1129 شمسی (1750 میلادی) در کشور اتریش شکل گرفت. صاحبان سرمایه در اروپا که به نیروی کار ارزان احتیاج داشتند به استخدام زنان و دختران در کارگاه ها و کارخانه پرداختند؛ اما برای این کار یک مشکل اساسی وجود داشت و آن بچه های خردسالی بودند که در زمانی که مادرشان در محل کار حضور مییافت به نگهداری و آموزش احتیاج داشتند. از همین رو این مؤسسات در کنار کارگاه‌های تولیدی و در ساعات کاری زنان کارگر، به امر حمایت و نگهداری کودکان و کمتر به آموزش آنان می‌پرداخت. مؤسسات مراقبت از کودک برای خانواده‌های فقیر طراحی شده بود تا زمانی که زنان در شرایط سخت مشغول به کار هستند، کودکان آنها به دنبال بزهکاری نباشند و برای جامعه دردسر جدید درست نکنند.

با وجود نقطه نظر های مختلف در زمینه چگونگی فرآیند آموزش کودکان پیش از دبستان کل این حرکت از اوایل قرن 17 شروع شد. (دیوید ستاو) متخصص تعلیم و تربیت اسکاتلندی به بازی های کودکان بیشتر از برخوردهای مکانیکی با آن ها توجه کرده و معتقد بود که زمین بازی یک بهشت است. (فردریکفروبل) که معاصر او بود و تقریبا مبدع مفهوم (باغ کودکان) به حساب می آید نیز معتقد بود که (باغ کودکان باید نمونه کوچکی از این دنیا باشد که جنبه های مثبت و گوناگون آن را منعکس می کند).آموزش پیش از دبستان در کشور های مختلف جهان در بر گیرنده اصطلاحاتی چون(محل پرستاری از کودکان) و نیز همان باغ کودکان می باشد که عموما طیف 3 تا 5 ساله (در بعضی جاها 2تا6 ساله و در بعضی 3 تا 6 ساله) را در بر می گیرد.

دانلود پایان نامه ارشد : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت

در مهدکودک‌های جدید، آموزش در کنار بازی گنجانده شده بود که به مرور از لحاظ کیفی و کمی پیشرفته‌تر میشد؛ تشکیل اتحادیه شغلی مربیان مهدکودک، وضع قوانین مربوط به تأسیس، برنامه‌ریزی، اداره، نظارت و مراقبت‌های تربیتی، تغییر در ساختار ظاهری و فضا و مسائل آموزشی از جمله پشتیبانی هایی است که زمینه گسترش مهدکودکها را فراهم تر ساخت. موفقیت فروبل در تاسیس موسسه پیش‌دبستانی این نوع موسسات را با همان لقب “کیندرگارتن” جهانی کرد و بعد از آلمان در کل اروپا و جهان تکثیرپیدا کرد. به تدریج از سال 1299 (1920 میلادی) به بعد، مراکزمراقبتی به سمت حاشیه رانده شدند و سیاستگذاریهای کلان به سمت مهدکودکهای همراه با آموزش می رفت. در این سالها بیشتر پایتختهای جهان دارای مهدکودک بودند و برنامه ریزیها بسیار دقیقتر صورت می گرفت. تفکیک گروههای سنی، تهیه اسباب بازیهای مفید برای هر گروه، تنظیم کلاسهای ژیمناستیک و تدریس موسیقی از جمله این برنامه ها بود. به هر حال این ایده اولیه ( آموزش کودکان پیش از دبستان ) که به نیازهای محیطی تا تربیتی وابسته بود به تدریج در تعدادی جهش های معماری در قرن 20 ظهور کرد. اکنون مهد کودک های الکترونیک در کشورهای اروپایی رایج شده است که از طریق اینترنت کودک را با برنامه درخواستی والدین سرگرم میکنند و آموزشهایی به آنان می دهند.

مطلب مرتبط :   نرم افزار فروشگاهی چیست

gl/l (1044)

admin بازدید : 55 یکشنبه 23 مهر 1396 نظرات ()

 

gl/l (1044)

«باسمه‌تعالی»
شماره ردیف: اداره آموزش و پرورش منطقه تحت جلگه وقت امتحان: 60 دقیقه
نام و نام‌‌خانوادگی: مدرسه راهنمائی نام درس: جغرافیا
نام پدر: مهر آموزشگاه تاریخ امتحان:
پایه: دوم راهنمایی مرداد 85 طراح سؤال:

نمره با عدد نمره با حروف تاریخ و امضای دبیر بارم

1- جنگل های مخروطی سرو و کاج ویژگی کدام پوشش گیاهی آسیا می باشد .
الف)توندرا ( ب) استپ ( ج) تایگا ( د) ساوان ( 5/0

2- فعال ترین کشور اروپا در صنعت ماهیگری چه نام دارد .
الف)آلمان ( ب) فرانسه ( ج) هلند( د) نروژ ( 5/0

3- کدام قسمت اروپا آب و هوای قاره ای یا برّی دارد .
الف)شمال( ب) جنوب ( ج) جنوب غربی د) مرکز و شرق ( 5/0

4- زندگی جانداران در آب های قاره قطب جنوب به …………………و …………………… بستگی دارد .
5- مهم ترین جزیره اقیانوسیه کشور…………………… می باشد .
6- ساکنان اصلی استرالیا سرخ پوستها هستند که به آن ها هندی نیز می گویند . ص ( غ (
7- آموندسن دریانورد نروژی بود که توانست قطب جنوب را کشف کند . ص ( غ ( 5/0
5/0
5/0
5/0

8- چرا آسیای مرکزی و فلات ایران و آناتولی را آسیای خشک نامیده اند .

9- چرا تعداد شهرهای پرجمعیت چند میلیونی در آسیا روز به روز بیشتر می شود .
10- دو فرهنگ متفاوت رایج در آمریکا را نام ببرید .
11- اقیانوسیه به کجا گفته می شود .

12- خصوصیات رودهای شمال و جنوب اروپا را بنویسید .
1
1
1
1
1

 


gl/l (1158)

admin بازدید : 55 یکشنبه 16 مهر 1396 نظرات ()

 

gl/l (1158)

بخشی از زندگی نامه امیرکبیر:

پدر میرزا تقی خان ملقب به امیر کبیر، کربلایی محمد قربان نام داشت که ابتدا آشپز میرزا عیسی، قایم مقام اول و پس از آن نیز در خدمت پسرش بود.

میرزا تقی خان در دوران کودکی هنگامی که ناهار فرزندان قائم مقام را می آورد ، در حجره معلمشان می ایستاد تا ظروف را برگرداند. روزی قائم مقام در کنار فرزندانش بود و میرزا تقی خان ، ناهار آورد و مطابق معمول در گوشه ای ایستاد. معلم هر چه از اولاد قائم مقام سؤال کرد نتوانستند پاسخ دهند ، امّا میرزا تقی یکایک سؤالات را پاسخ داد. قائم مقام از او پرسید :

تقی تو کجا درس خوانده ای؟ تقی گفت : روزها که غذای آقا زاده ها را می آوردم ، آنچه معلم می گفت می شنیدم و آنها را یاد گرفتم.

قائم مقام انعامی به او داد. تقی آن را نگرفت و به گریه در آمد. قائم مقام از او دلجویی کرد و فرمود : چه می خواهی؟ تقی پاسخ داد : به معلم امر فرمایید درسی را که به آقا زاده ها می دهد به من هم بیاموزد. قائم مقام معلم را فرمود تا به او نیز درس دهد.

پس از فوت امیر نظام زنگنه ، میرزا تقی خان به پیشکاری آذربایجان منصوب شد و سرپرستی ولیعهد نیز به او سپرده شد. پس از مرگ محمد شاه در سال ۱۲۶۴ قمری ، ناصر الدین میرزا را به تهران حرکت داده و وسایل استقرار سلطنت او را فرهم آورده و با مقام صدارت عظمی به اداره امور کشور پرداخت و مسایل دولت و دربار را زیر ذره بین نهاد و به امور مالی کشور نیز سامان بخشیده و مستمری های بیجا را قطع نمود و با دولتهای همسایه روابط سیاسی بر اساس احترام متقابل برقرار کرد.

پسري كه از ته باغ مي‌دويد و نفس‌زنان پيش مي‌آمد، آرامش كلاغ‌ها را برهم مي‌زد. كلاغ‌ها به آسمان خاكستري از ابر، مي‌پريدند و از هياهوي پروازشان آخرين برگ‌هاي درختان بر زمين مي‌افتاد. پسر، كاري به آرامش كلاغ‌ها نداشت. او مي‌خواست به پدرش برسد و چيزي براي خوردن بگيرد. كربلايي قربان خودش را پس كشيد و لحظه‌اي مكث كرد و گفت: «چه خبر است محمدتقي! باغ را روي سرت گذاشته‌اي.» محمدتقي سرش را بالا گرفت. نوك دماغش از سرما سرخ شده بود. – گرسنه‌ام، يك تكه نان. كربلايي قربان به راهش ادامه داد و گفت: «برو خانه از مادرت بگير.» محمدتقي از تك وتا نمي‌افتاد، دور پدر تاب مي‌خورد و مثل گربه‌اي چشم به سيني پر از غذايي داشت كه روي سر پدر بود و مدام بالا و پايين مي‌پريد. – نمي‌توانم، گرسنه‌ام. يك تكه نان بده تا بروم دنبال بازي. كربلايي‌قربان قدم‌هايش را تندتر كرد و گفت: «الان غذا سرد مي‌شود. چرا دست از سرم برنمي‌داري؟ اين غذاي اميرزاده‌هاست، تو كه نمي‌تواني از آن بخوري. ما نوكريم، مي‌فهمي؟ خوراك ما فرق دارد. اگر بفهمند قيامت به پا مي‌كنند.» رسيده بودند به پله‌هاي سنگ فرش ايوان. محمدتقي آخرين تلاشش را كرد و با لحني آزرده گفت: «ولي من فقط تكه‌اي نان خواستم.» پدر اخم كرد و صدايش را از ته گلو بلند كرد و گفت:« برو بچه! نان ما هم با اين‌ها فرق دارد. برو بگذار به كارم برسم.» و از پله‌هاي سنگي بالا رفت.

محمدتقي روي اولين پله ايستاد و رفتن پدر را تماشا كرد. كربلايي قربان از ايوان گذشت و در اتاق درس را باز كرد. صداي درس استاد بريده شد و لحظه‌اي بعد ادامه يافت. پدر بيرون آمد و در را پشت سرش بست. كفش‌ها را به پا كرد و برگشت لب ايوان. محمدتقي نگاه از پدر گرفت و رويش را برگرداند طرف باغ. كلاغ‌ها را ديد كه نشسته‌اند و به زمين نوك مي‌زنند. كلاغي، گردويي را در زمين چال مي‌كرد. محمدتقي با خود فكر كرد: «وضع كلاغ‌ها از ما بهتر است.» يك مرتبه سنگيني دست پدر را بر شانه‌اش احساس كرد و صداي او را شنيد كه پرسيد: «ناراحت شدي؟» حرفي نزد.

دلش از گرسنگي مالِش مي‌رفت. صداي زمزمه‌ي استاد را از پشت درها و پنجره‌ها مي‌شنيد و فرياد بچه‌ها را كه گفته‌هاي استاد را تكرار مي‌كردند: درياب كنون كه نعمتت هست به دست كاين دولت و ملك مي‌رود دست به دست صداي بچه‌ها مثل زنگي بر گوشش مي‌نشست و چيزي را در وجودش از خواب بيدار مي‌كرد. ناخودآگاه شعر را تكرار كرد. پدر، او را به كناري كشيد و گفت:   «بيا برويم.اين‌ها الان درسشان تمام مي‌شود و غذايشان را مي‌خورند و باز درس را از سر مي‌گيرند. بيا تو هم غذايي بخور و برو پي بازي‌ات.» محمدتقي از گوشه‌ي چشم نگاهي به دست‌هاي پير و چروكيده‌ي پدر انداخت و سئوالي را كه از مدت‌ها پيش در صندوق خانه‌ي ذهنش پيدا شده بود، بر زبان آورد. – فرق ما با آن‌ها چيست؟ كربلايي قربان آهي كشيد و گفت: «فرق در مقام است تقي! مملكت، هم شاه مي‌خواهد هم امير و هم رعيت.

همه كه نمي‌توانند مثل هم باشند. تازه، من در خوب دستگاهي خدمت مي‌كنم. ميرزا ابوالقاسم خان كه من افتخار نوكري‌اش را دارم، مردي فاضل و دانشمند است. پدرش روي اصل هم‌ولايتي‌ بودن، مرا به اين خانه آورده و به خدمت گمارده. من كه تا عمر دارم مديون آن‌ها هستم.» محمدتقي، قدم‌هايش را كند كرد و پرسيد: «چرا ما بايد نوكر باشيم و ديگران ارباب؟ چرا برعكس نيست؟» كربلايي نفس بلندي كشيد.

بخار غليظي از دهانش بيرون آمد. گفت: «اين ديگر سرنوشت آدم است. مي‌گويند سرنوشت هركس روي پيشاني‌اش نوشته شده.» محمدتقي دست كوچكش را بر پيشاني بلندش گذاشت و گفت: «روي پيشاني من هم نوشته كه گفت: «روي پيشاني من هم نوشته كه بايد مثل شما نوكر و آشپز باشم؟» كربلايي قربان گفت: «نمي‌دانم، شايد!» محمدتقي كف دست را محكم بر پيشاني‌اش كشيد و گفت: «نه، من اين سرنوشت را پاك مي‌كنم.

من نمي‌خواهم نوكر باشم. نه دلم مي‌خواهد نوكر باشم و نه نوكري داشته باشم. مادرم گفته هركس نان عرضه و لياقتش را مي‌خورد.» كربلايي قربان خنديد: «جوش نخور پسر! هرچه خدايت بخواهد همان مي‌شود.» از كنار حوض بزرگ كه رد مي‌شدند، محمدتقي عكس خودش را بزرگ‌تر از هميشه ديد. – مادرم گفته حركت از ما بركت از خدا. گفته خدا كمك مي‌كند به شرط آن كه بنده هم خودش بخواهد. كربلايي قربان نشست لب حوض و گفت: « اين مادرت هم زياد حرف‌هاي گنده‌گنده مي‌زند. آخر تو چه حركتي مي‌تواني بكني؟!» نگاه محمدتقي به سطح آب بود و موج‌هايي كه تصوير پدر را مي‌شكستند. در ذهن كوچكش شعر استاد ته‌نشين شده بود: درياب كنون كه نعمتت هست به دست كاين دولت و ملك مي‌رود دست به دست صدايش را محكم كرد و گفت: « از فردا غذاي مكتب‌خانه را من مي‌برم.» پدر جا خورد و كلاه از سرش افتاد.

با تعجب گفت: «تو؟! ولي سيني غذا سنگين است. عجب بچه‌اي هستي! مگر همين الان نگفتي نوكري را دوست نداري؟» محمدتقي، كلاه پدر را تكاند و به دستش داد و گفت: «گفتم، ولي عيبي ندارد. آن‌قدر نوكري مي‌كنم تا به اميري برسم.»

مغزبهتراست يا كلاه ؟

هياهوي كلاغ‌ها سكوت باغ را مي‌شكست برف به آرامي مي‌باريد و گوشه‌هاي برجسته را سفيد مي‌كرد. صداي كلاغ‌ها گوش محمدتقي را آزار مي‌داد، صداي استاد را از پشت درهاي بسته به سختي مي‌شنيد. صحبت از كشف الكل بود و كاشف آن ….. . روزهاي زيادي بود كه محمدتقي سيني غذا بر سر مي‌گذاشت و فاصله‌ي آشپزخانه تا مكتب‌خانه را يك نفس طي مي‌كرد. غذا را به اتاق مي‌برد، پشت در مي‌نشست به بهانه‌ي بردن ظرف‌ها، به گفته‌هاي استاد گوش مي‌سپرد. سوز سردي را كه از كوه‌هاي اطراف تبريز برمي‌خاست، تحمل مي‌كرد. چون قلم و كاغذي براي نوشتن نداشت، شنيده‌ها را بر كاغذ ذهن مي‌نوشت و در دل تكرار مي‌كرد. بقيه‌ي روز را هم خود را به بهانه‌اي به پشت پنجره مي‌كشاند و مثل عقابي تيزچنگ، هرچه را كه مي‌شنيد در هوا شكار مي‌كرد و شب براي آن كه آموخته‌هايش را مشق و تمرين كرده باشد، آن‌ها را براي مادرش تعريف مي‌كرد. در بازي‌هايش با بچه‌ها، هميشه بر سر نقش شاه و وزير دعوا بود. آن‌قدر چانه مي‌زد تا نقش وزير را مي‌گرفت. تنها كه بود، سردار سپاه مي‌شد. شمشيري از چوب سپيدار ساخته بود و در خيال، ارتشي از بوته‌هاي گل سرخ را رهبري مي‌كرد و به قلب سپاه كلاغ‌هاي سياه حمله مي‌كرد. گوشش به حرف‌هاي استاد بود كه مادر صدايش زد: «تقي، آهاي تقي!» سرش برگشت طرف صدا. مادرش لب ايوان بود. برف روي چارقدش نشسته بود. به آرامي رفت طرفش و پرسيد: «چرا آمدي ننه؟» مادر كلاهي به طرفش دراز كرد و گفت: «از سرما هلاك مي‌شوي پسرم! بيا سرت را بپوشان.» كلاه را گرفت بر سر گذاشت. گرماي خوبي داشت. گوش‌هايش كه انگار خشك شده بود، نرم شد، نرم و گرم. برگشت پشت در. صحبت از ديوان حافظ بود، ولي درست نمي‌شنيد، هياهوي كلاغ‌ها را برداشت، حالا صداي استاد را بهتر مي‌شنيد. اين طوري بهتر بود. با خود فكر كرد: «مغز بهتر است يا كلاه؟ سري كه مغز ندارد، كلاه مي‌خواهد چه كند؟» كلاه را كنار گذاشت و گوشش را به در نزديك‌تر كرد.

ماه مجلس

باغ، دوباره طراوت وسرسبزي پيدا كرده بود و از هياهوي كلاغ‌ها خبري نبود. برگ‌هاي سبز، زير نور گرم خورشيد مي‌درخشيدند و بوته‌هاي گل سرخ هوا را عطرآگين كرده بودند. در باغ جشني برپا بود و برو بيايي. شب تولد حضرت محمد (ص) بود و قائم مقام فراهاني، مهمان‌هاي زيادي را دعوت كرده بود، اما هنوز همه‌ي مهمان‌ها نيامده بودند. محمدتقي از پنجره‌ي آشپزخانه چشم به باغ دوخته بود. پدر صدايش كرد و گفت: «سرم خيلي شلوغ است. فراش باشي رفته دنبال گوسفند. مي‌تواني سيني شربت را ببري؟» محمدتقي سرش را پايين انداخت. خجالت مي‌كشيد.

علي و محمد را كنار پدرشان- قائم مقام- ديده بود. برادرزاده‌ي او- اسحاق- هم آن جا بود. بعضي وقت‌ها، سر ظهر كه ناهارشان را برده بود، جلوي استاد به او پوزخند زده بودند. مي‌ترسيد باز هم به او بخندند و مسخره‌اش كنند. پدر گفت: «مواظب باش نريزي! يواش يواش برو.» ديگر براي جواب رد دادن دير شده بود. سنگيني سيني را ميان دست‌هايش حس كرد و راه افتاد. بوي تند گلاب از سطح كاسه‌هاي چيني، زير بيني‌اش مي‌پيچيد.

سعي كرد به بچه‌ها نگاه نكند. شربت‌ها را كه داد، گوشه‌اي ايستاد تا ظرف‌ها را جمع كند. قائم مقام متوجه‌ي او نبود، از استاد، وضع درس بچه‌ها را مي‌پرسيد. استاد مكتب‌خانه گفت كه از درسشان راضي است و بچه‌ها با استعداد هستند. محمدتقي مي‌دانست كه استاد تعارف مي‌كند.

مي‌دانست كه بچه‌ها آن چنان كه استاد مي‌گويد به درسشان وارد نيستند و خوشحال شد وقتي كه قائم مقام گفت: «خب، بد نيست امتحاني كنيم.» و ديد كه استاد رنگ به رنگ شد و شربت توي گلويش گره خورد و به سرفه افتاد. قائم مقام رو به پسرش كرد و گفت:‌«بگو ببينم محمد! كاشف الكل كه بود؟» محمد سكوت كرد و از گوشه‌ي چشم به علي خيره شد. علي گفت: «من بگويم؟» – بگو، تو بگو! – معلوم است، ابوعلي سينا.

نگاه تأسف بار قائم مقام چرخيد روي برادرزاده‌اش و همان سئوال را با نگاه از او پرسيد. اسحاق گفت:‌« نخير، ابن سينا كه شاعر است. كاشف الكل …» و سكوت كرد و به سرش كوبيد. گويي مي‌خواست مغز خود را از خواب بيدار كند. اتفاقاً محمدتقي جواب آن سئوال را مي‌دانست، اما مي‌ترسيد بگويد. لب گزيد و منتظر ايستاد، ولي با خود فكر كرد: «بگذار بگويم. بگذار لياقت يك بچه آشپز را ثابت كنم.» اين بود كه سيني را كناري نهاد و جلو رفت و گفت:‌« اجازه هست من بگويم؟» قائم مقام نگاهش كرد. همه‌ي سرها برگشت طرف او. – بگو، اگر مي‌داني بگو! محمدتقي سرش را بالا گرفت و گفت:‌« محمدبن زكرياي رازي.» چشم‌هاي قائم مقام از تعجب باز ماند. گفت:‌« آفرين بر پسر كربلايي محمد قربان!» بعد، جرعه‌اي شربت نوشيد و به فكر فرو رفت. در ذهن، طرح سئوالي ديگر داشت. رو به بچه‌ها كرد و گفت:‌«اين شعر از كيست؟ ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده‌ي ما را انيس و مونس شد.» و اين بار هم چون هركدام از بچه‌ها جواب غلط دادند، از محمدتقي پرسيد. همه‌ي چشم‌ها خيره شده بود به دهان او. محمدتقي گفت:‌ «اين بيت از خواجه حافظ شيرازي است.»   جمعيت كه از اين جواب به وجد آمده بودند بي‌اختيار دست زدند و هلهله و شادي كردند. قائم مقام از او خواست جلوتر برود. با دست و پايي لرزان جلو رفت. نمي‌توانست به چيزي جز گل‌هاي قالي چشم بدوزد. قائم مقام پرسيد: «تو چند سال داري؟» – دوازده سال قربان! – پدرت نگفته بود كه سواد داري و اهل معرفت هستي! اين‌ها را از كجا آموخته‌اي؟ – جسارت است قربان! گاهي كه براي شاگردان مكتب‌خانه غذا مي‌بردم، از زبان استاد مي‌شنيدم. – خيلي خوب است! قائم مقام پيشكارش را صدا زد و به او گفت:‌«هديه‌اي براي پسر در نظر بگيريد وبه او بدهيد.» محمدتقي قدمي به جلو برداشت. مي‌دانست هنوز بچه‌ها با تمسخر و حسادت نگاهش مي‌كنند. اشك ميان چشم‌هايش حلقه زد و با صدايي لرزان گفت: «هديه‌ام چيست؟» – تو چه مي‌خواهي؟ – درس خواندن كنار بچه‌هاي شما در مكتب‌خانه را . زمزمه‌اي ميان جمعيت پيچيد، زمزمه‌اي همراه با خنده و تعجب. محمدتقي سرش پايين بود و آب بيني‌اش را بالا مي‌كشيد.

قائم مقام دست زير چانه‌اش گذاشت و سرش را بلند كرد و گفت:‌ «تو استعداد خوبي داري، حيف است از بين برود. بي‌درس و بي‌استاد اين طور مي‌داني، مكتب بروي چه مي‌كني!» محمدتقي اشك‌هايش را با پشت دست پاك كرد، خنديد و گفت:‌ «تشكر … .» قائم مقام دستش را تكان داد كه ادامه ندهد و گفت: « … از خودت تشكر كن. چون خودت خواسته بودي. درخت گردو! درخت خربزه! عصرها بعد از تعطيلي درس، بچه‌هاي خاندان قائم‌مقام آرامش باغ را بر هم مي‌زدند. لابه لاي درخت‌ها دنبال هم مي‌دويدند و چون به حوض مي‌رسيدند به هم آب مي‌پاشيدند. ميان بچه‌ها، جاي محمدتقي خالي بود. او مي‌نشست پشت درهاي بسته‌ي اتاق كوچكشان و تمرين خط و انشاء مي‌كرد. دوسال بود كه به مكتب مي‌رفت و سواددار شده بود. كتاب‌ها و ديوان اشعار شاعران را مي‌خواند و گاهي بر تكه كاغذي چيزي يادداشت مي‌كرد. به فكرش رسد كه به ميرزا قائم مقام نامه‌اي بنويسد و انتقادهايي بكند. نامه، نامه‌اي شيوا با خطي خوش. مي‌دانست اين رسم نيست كه نوكري به اربابش نامه بنويسد، ولي اين را هم مي‌دانست كه قائم‌مقام، انتقادپذير و روشنفكر است. يكي از كتاب‌هاي او را خوانده و لذت برده بود. خيال داشت در نامه‌اش اشاره‌اي هم به آن كتاب بكند.

قلم برداشت و نامه را شروع كرد: «به نام خدا …» وقتي نامه به دست قائم مقام رسيد، از حيرت انگشت خود را گزيد، هم خطي زيبا داشت و هم متني بي‌نظير. به ياد پسرانش محمد و علي و برادرزاده‌هايش افتاد كه سال‌ها بود به مكتب مي‌رفتند، اما محال بود چنين خط و چنين انديشه‌اي داشته باشند. از شوق، نامه را به مجلسي برد كه آن روز دعوت شده بود، مجلسي از دوستان و همكاران. اتفاقاً فرمانده‌ي سپاه تبريز، محمدخان زنگنه هم در آن جمع بود. قائم مقام گفت:‌« آقايان! عجيب است كه در منزل ما مردي خدمت مي‌كند به نام كربلايي قربان، از اهالي فراهان.

او پسري دارد به نام محمدتقي كه به حق از نظر هوش و استعداد و پشتكار بي‌نظير است. اگر در مملكت ما فقط صد تا (نمي‌گويم هزار تا) از اين طور افراد بود، واقعاً كشور گلستان مي‌شد.» بعد شروع كرد به خواندن نامه و نشان دادن خط زيباي آن نوجوان چهارده ساله. همه از حيرت دهانشان باز مانده بود. محمدخان زنگنه گفت:‌ « چرا از او براي منشي‌گري و كارهاي دفتري استفاده نمي‌كني؟ شما اگر او را نمي‌خواهيد، من براي حساب و كتاب قشون و منشي‌گري به او احتياج دارم.» اين گفته، قائم مقام را به فكر فرو برد. در آن ميان، مردي كه كارش هميشه طعنه و كنايه بود، پكي به قليانش زد و گفت: «خدا را شكر! اطراف شما را نابغه‌ها پر كرده‌اند. نوكرتان كه اين طور چيز بنويسد، بچه‌هايتان ديگر چه مي‌كنند؟ به قول شاعر كه مي‌فرمايد: درخت گردگان بر اين بزرگي درخت خربزه الله‌اكبر! قائم مقام چيزي نگفت و طعنه‌ي مرد و ريشخند جمع را تحمل كرد.

انگار دنيا بر سرش خراب شده بود. هم از تربيت محمدتقي در خانه‌اش خوشحال بود و هم از كند ذهني فرزندانش به خصوص محمد، غصه داشت.

ته دلش به كربلايي قربان حسادت مي‌برد كه چنين فرزندي تربيت كرده است. همان جا تصميم گرفت كه در تحصيل و تربيت محمدتقي بيش‌تر بكوشد و تجربياتش را در اختيارش قرار دهد.  به خانه كه برگشت محمدتقي را احضار كرد. محمدتقي آرام و قرار نداشت. نوك انگشتان جوهري‌اش را درهم مي‌فشرد و پشيمان بود از اين كه آن نامه را نوشته است. قائم مقام گفت:‌ «بيا، بيا اين جا كنارم بنشين.» محمدتقي آرام راه افتاد و رفت مقابل او نشست. هنوز شرمگين بود و سراپايش خيس عرق شده بود. قائم مقام، دست زير چانه‌اش گذاشت. و سرش را بالا آورد و به چشم‌هاي درشت و شفافش نگاه كرد و گفت: «هم خط خوبي داري و هم نثري روان. امروز ثابت كردي كه دانايي و معرفت به ثروت و مال و منال نيست.چه بسيار اشراف‌زاده‌هايي كه مغزشان به اندازه‌ي يك گنجشك است و چه بسيار غلام‌زاده‌هايي كه چون تو سرشار از دانايي و توانايي‌اند، اما چون فرصت شكفته‌شدن نمي‌يابند از ريشه مي‌خشكند.» محمدتقي كه فهميده بود دليل احضارش خلاف آن چيزي است كه فكر مي‌كرده، كمر راست كرد و سرش را با افتخار بالاگرفت. قائم مقام، دست‌هاي عرق كرده‌اش را محكم فشرد و گفت: «اي فرزند! تو در آينده مشاغل بزرگي را اشغال خواهي كرد و روزي خواهد رسيد كه در باريك‌ترين مواقع، اگر خائنين و مغرضين مزاحمت نشوند، كشتي طوفان‌ زده‌ي مملكت را از گرداب پريشاني و مرگ نجات خواهي داد.» اشك شوق گوشه‌ي چشمان محمدتقي را پر كرده بود. نمي‌دانست چه كرده كه اين طور از او تقدير و تعريف مي‌شود. قائم مقام ادامه داد: «از فردا تو را بيش‌تر خواهم ديد.دلم مي‌خواهد نامه‌هايم را به ويژه نامه‌هاي خصوصي‌ام را تو بنويسي.تجربه‌هاي زيادي هست كه بايد بياموزي.»

قدم‌هاي بعدي   

چند سال خدمت در دستگاه قائم‌مقام، از محمدتقي دولت مردي كار كشته ساخت. هر ساعت و روز و هرماه و سالي كه مي‌گذشت، يك قدم به راهي كه آرزو داشت نزديك‌تر مي‌شد. حالا لقب ميرزا به اول نامش اضافه شده و ميرزاتقي خان ناميده مي‌شد. در سال 1250 هجري قمري، ميرزا ابوالقاسم خان (قائم‌مقام) وزير اعظم محمدشاه شد و به پايتخت رفت. ميرزا تقي‌خان كه تقريباً بيست‌وهفت ساله بود، به دستگاه نظام (ارتش) آذربايجان راه يافت و يكي از منشي‌هاي مخصوص محمدخان زنگنه شد. او نامه‌هاي محرمانه و حكم‌هاي نظامي را مي‌نوشت و مورد اعتماد زنگنه بود. شش سال قبل، يعني در سال 1244 ه .ق كه مستوفي نظام بود، همراه هيئتي به روسيه‌ي تزاري رفته بود. در واقع اين اولين سفر رسمي ميرزا تقي‌خان به كشوري خارجي بود. همسايه‌ي شمالي ايران (روسيه) در آن زمان تحت تأثير انقلاب صنعتي اروپا، داراي صنايع و كارخانه‌هاي پيشرفته‌اي بود و فرهنگ و هنر آن ديار، راه‌هاي رشد و تكامل را طي مي‌كرد. اين سفر تأثير عميقي بر ميرزا تقي‌خان گذاشت. او و همراهانش از كارخانه‌هاي بزرگ ابريشم‌سازي، اسلحه‌سازي، كاغذسازي، باروت سازي، بلورسازي، بالون سازي، فلز تراشي و همين‌طور دانشگاه‌ها، مدرسه‌ها و كتابخانه‌هاي عمومي شهرهاي مختلف ديدن كردند. اين بازديدها باعث حيرت و تأسف ايرانيان بود، چرا كه ايران در آن زمان به هيچ كدام از آن پيشرفت‌ها دست نيافته بود. آن‌ها گويي به دنيايي عجيب و سرزميني جادويي پا نهاده بودند. تأثير اين سفر بر فكر و روح ميرزا تقي‌خان جوان، بعدها خود را نشان داد. در سال 1251 ه .ق قائم مقام فراهاني در توطئه‌اي ناجوانمردانه و به دستور محمدشاه قاجار به قتل رسيد.

اين قتل، روح ميرزاتقي‌خان را آزرده و مجروح كرد، چرا كه بهترين آموزگار خود را از دست داده بود. آموزگاري در شكل گرفتن شخصيت او خيلي مؤثر بود و هيچ كس نمي‌توانست جاي او را پر كند. دو سال بعد (1253)، ميرزا تقي‌خان به مقام وزارت آذربايجان رسيد و در همان سال بود كه نيكلاي اول، امپراتور روسيه، از محمدشاه دعوت كرد كه به ايروان برود تا يكديگر را ملاقات كنند، اما چون محمدشاه در حال لشكركشي به افغانستان بود و نمي‌توانست جنگ را رها كند، تصميم گرفت وليعهد هفت ساله‌ي ايران يعني ناصرالدين ميرزا را به همراه گروهي از برجستگان دولتي به ايروان بفرستد. ناصرالدين ميرزا در تبريز زندگي مي‌كرد. رسم شاهان قاجار بود كه وليعهد را تا رسيدن به مقام پادشاهي، در شهر تبريز نگه مي‌داشتند تا از خطرهاي احتمالي دور بماند. در اين سفر، ميرزا تقي‌خان براي دومين بار به روسيه رفت. روز دوم سفر، وليعهد ايران و همراهانش در كاخي مجلل و باشكوه با امپراتور روسيه ديدار كردند و هداياي خود را به او دادند. وقتي محمدخان زنگنه، همراهانش را معرفي مي‌كرد و درجه و نشان آن‌ها را شرح مي‌داد در مورد ميرزاتقي‌خان گفت: «ميرزا تقي‌خان كه در سفر قبلي به حضور شما معرفي شده است.

اكنون به خاطر لياقت زيادش به وزارت نظام رسيده است.»   امپراتور روس لبخندي زد و محكم دست ميرزا تقي‌خان را فشرد و گفت:‌« سپاس خداي را كه يك بار ديگر رفيق خود را ديديم.» بعد با زبان روسي با او احوال‌پرسي كرد و ميرزا هم كه اندكي با زبان روسي آشنايي داشت جوابش را دست و پا شكسته داد. سومين سفر ميرزا تقي‌خان، سفر به ارزروم بود كه يكي از شهرهاي تركيه كنوني است. اين سفر براي شاه و دولت ايران اهميت زيادي داشت. در واقع ميرزا تقي‌خان تنها نماينده‌ي تام‌الاختيار ايران بود كه بايد با دولت عثماني و نماينده‌هاي روس و انگليس، در مورد مسائل اختلاف بحث و مذاكره مي‌كرد تا عهدنامه‌اي عادلانه تهيه كرده و به جنگ و درگيري‌ها پايان مي‌دادند. اين مأموريت و گفت‌وگوها چهار سال طول كشيد و ميرزاتقي‌خان در اين مدت سختي‌هاي زيادي تحمل كرد. در پايان كار، به خاطر كارداني و زيركي او، خرمشهر و اروندرود كه در تصرف عثماني‌ها بود دوباره جزيي از خاك ايران شد. بعد از اين مأموريت مهم، ميرزا تقي‌خان مورد توجه همه قرار گرفت و محمدشاه با نامه‌اي از او تشكر كرد و يك قبضه شمشير زيبا كه آن را با جواهرات گوناگون تزئين كرده بودند، به او هديه داد. ميرزا تقي‌خان دوباره به وزارت نظام آذربايجان و پيشكاري وليعهد در تبريز انتخاب شد. او تا زمان مرگ محمدشاه قاجار در اين مقام ماند و خدمت كرد.

جانشيني براي شاه مرده

در تبريز هيچ‌كس نمي‌دانست شاه مرده است. پنج روزي بود كه محمدشاه بر اثر بيماري نقرس از دنيا رفته بود و در تبريز كسي از اين موضوع خبر نداشت، حتي پسرش، ناصرالدين ميرزا. روز ششم، قاصد مرگ خسته و درمانده به دروازه‌ي تبريز رسيد. او به نگهبان‌ها گفت نامه‌اي از مادرشاه آورده كه محرمانه و مستقيم است و بايد به دست مبارك وليعهد برساند. وليعهد نامه را كه باز كرد، خط مادرش را شناخت. مادرش در نامه او را از مرگ غم‌انگيز پدر آگاه كرده و خواسته بود كه فوراً به پايتخت بيايد و تاجگذاري كند و سلطنت را برعهده بگيرد. با خواندن نامه، وليعهد شانزده ساله‌ بي‌اختيار لرزيد و اشك از چشمانش جاري شد. بدون شك اين لرزش گريه از غصه‌ي مرگ پدر و يتيم‌شدن نبود، چرا كه سال‌ها دوري از پدر و مادر، احساسي در اينباره در او باقي نگذاشته بود. همه‌ي ناراحتي او از اوضاع آشفته‌ي تهران و چگونگي رسيدنش به تهران بود.

همان قاصد خبر داد كه وضع پايتخت خراب است و افراد فرصت طلب براي رسيدن به پست و مقام، مانند گرگ‌هاي درنده به جان هم افتاده‌اند.

وليعهد پرسيد: « چيز ديگري همراه نامه نبود؟ پولي، كيسه زري!» قاصد دست‌ها را از هم باز كرد و گفت: «نه به سر مباركتان! از قرار معلوم خزانه‌ي مملكت خالي خالي است.» ناصرالدين ميرزا، قاصد را مرخص كرد و دستور داد وزيرش نصيرالملك و وزير نظام فوراً به حضورش بروند.

او در حالي كه اشك مي‌ريخت، خبر مرگ شاه را به آن‌ها داد و از هر دو خواست كه براي رسيدن به سلطنت ياري‌اش دهند. نصيرالملك به محض شنيدن خبر، مثل اين كه پدر خودش مرده باشد، به سر و صورت خودش زد و گريه و زاري كرد، طوري كه وليعهد از مشورت با او پشيمان شد و از ميرزا تقي‌خان كمك خواست. برخلاف نصيرالملك، ميرزا تقي‌خان با خونسردي و آرامش قدم مي‌زد، فكر مي‌كرد و در پي راه چاره بود.

بعد از مدتي تفكر، گفت: «همه چيز را بر عهده‌ي من بگذاريد. من شما را به سلطنت خواهم رساند.» وليعهد گفت: «به همين سادگي! ديناري در خزانه نيست. تنهايي و با قاطر هم كه بخواهم بروم كلي مخارجم مي‌شود!» وبر سر خود زد و زار زار گريه كرد. ميرزا تقي‌خان با قدم‌هاي بلند به طرفش رفت و دلداري‌اش داد و گفت: «گريه نكنيد! شما قبلاً بايد فكر اين روز را مي‌كرديد. به هر حال كاري است كه شده. حالا شما شاه هستيد.

شاه يعني مركز قدرت اين مملكت. شاه نبايد در مقابل مسائل كوچك از خودش ضعف نشان بدهد.از همين حالا محكم باشيد.» ناصرالدين ميرزا كه سخت احساس تنهايي و ناامني مي‌كرد و از عزم و اراده‌ي وزير نظامش خبر داشت، بازوهاي ميرزا تقي‌خان را محكم چنگ زد و خيره در چشم‌هاي او گفت:  شما كمكم مي‌كنيد؟ قول مي‌دهم هرچه كه بخواهيد به شما بدهم.» ميرزا تقي‌خان لبخندي زد و بازوي خود را رها كرد.

او با بدقولي و وعده‌هاي بي‌اساس شاهان آشنايي كامل داشت. با اين حال گفت: «من چيزي نمي‌خواهم جز سعادت كشورم. اين كشور فعلاً‌ بيش از هر چيز يك شاه لازم دارد تا دچار هرج و مرج نشود. شما نامه‌اي بنويسيد و به من اختيار تام بدهيد تا كسي مزاحم كار من نشود. بقيه‌ي كارها با من.» نوشتن اين نامه كار خطرناكي بود، ولي وليعهد جوان به او اعتماد كرد. در واقع چاره‌اي جز اين نداشت. ميرزا تقي‌خان اما كسي نبود كه از اين موقعيت سوء استفاده كند. نامه را گرفت و با قدرت تمام كارها را پيش برد. اولين كارش تهيه‌ي پول بود. از چند تاجر مبلغ سي‌هزار تومان قرض گرفت و به آن‌ها قول داد به محض رسيدن به تهران اين پول را به آن‌ها پس بدهد. او با گردآوري سربازان پراكنده‌ي پادگان‌هاي تبريز، به سوي تهران حركت كرد و اين خبر را پيشاپيش به وسيله‌ي قاصدهايي فرستاد تا زمينه‌ي سلطنت شاه جديد را آماده كند و همه را در انتظار نگه دارد.

او كه خوب مي‌فهميد هدايت سي‌هزار سرباز در اين چند روز كار مشكلي است و از سوي ديگر با روحيه‌ي زورگويي و باج خواهي نظاميان آشنا بود، قبل از حركت دستور داد كه هيچ يك ا زسربازان و افسران قشون، حق گرفتن پول يا جنس از مردم بين راه را ندارند و اگر اسب يكي از نظاميان وارد مزرعه يا باغ كشاورزي بشود، همان حيوان بايد به عنوان خسارت به صاحب زراعت داده شود و در صورتي كه كسي ظلمي به مظلومي كرد، به شديدترين وضع مجازات و كشته خواهد شد. نظم و عدالت اين سفر در طول تاريخ قاجار يا حتي قبل از آن بي‌نظير بود. هم مردم راضي بودند هم شاه جوان. به هيمن خاطر در يكي از استراحتگاه‌هاي بين راه، شاه به ميرزا تقي‌خان لقب اميرنظام كشور (فرمانده كل ارتش) را داد.اين سفر چهل روز طول كشيد. در تهران افراد زيادي طمع‌كارانه انتظار رسيدن شاه را مي‌كشيدند و در واقع در انتظار پست و مقام خود بودند، مخصوصاً بالاترين مقام كه صدراعظمي يا همان نخست‌وزيري بود.  شاه به محض ورود به تهران، در تاريخ بيست‌ويكم ذيقعده‌ي سالا 1264 ه .ق بر تخت سلطنت نشست و همان شب خيال همه را آسوده كرد و به تنها فرد مورد اعتمادش، يعني ميرزاتقي‌خان، لقب «اتابك اعظم» داد و فرمان صدارت اعظمي او را صادر كرد: اميرنظام ما تمام امور ايران را به شما سپرديم و شما را مسئول هر خوب و بدي كه اتفاق افتاد مي‌دانيم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم كمال اعتماد و وثوق داريم و بجز شما به هيچ شخص ديگري چنين اعتقادي نداريم. به همين جهت اين دستخط را نوشتيم. ناصرالدين شاه آن چه داريم، آن چه نداريم تقي، آن محمدتقي كوچك، حالا اميري كبير بود. از آن سال‌ها كه در باغ خانه‌ي قائم مقام مي‌دويد و آرامش كلاغ‌ها را برهم مي‌زد، از دوراني كه سيني سنگيني را بر سر مي‌نهاد تا غذاي بچه‌هاي اربابانش را ببرد و از آن نوكري استفاده مي‌برد تا قطره‌هايي از درياي دانش را بنوشد، از روزهايي كه بي‌كلاهي را تحمل كرده بود تا بي‌مغز نماند، نزديك بيست سال گذشته بود.

او به آن چه كه مي‌خواست رسيده بود، از خفت به عزت و خوب مي‌دانست كه اين عزت و اين مقام ماندني نيست و روزي آن را از دست خواهد داد.

آن بيت شعر سعدي را كه روي تنه‌ي درخت ذهنش كنده شده بود، به ياد آورد: درياب كنون كه نعمتت هست به دست كاين دولت و ملك مي‌رود دست به دست حالا سكان‌دار و ناخداي كشتي طوفان‌زده‌اي شده بود كه هر لحظه بيم غرق شدنش مي‌رفت. شب سردي بود اولين شب صدارت.

آسمان صاف بود و هلال زرد ماه بر پهنه‌ي آن مي‌درخشيد. از اطراف پايتخت، صداي پارس سگ‌ها به گوش مي‌رسيد. امير از ايوان به اتاق آمد.

تنهاي تنها بود، همه را مرخص كرده بود تا با خودش خلوت كند، سخت احساس تنهايي مي‌كرد. نه تنهايي لحظه‌اي بلكه تنهايي در زندگي و راهي كه پيش‌رو داشت. قلبش سخت مي‌تپيد. دلهره داشت. ايستاد به نماز، طولاني‌ترين نمازي كه در عمرش خوانده بود. كلمه‌ها را مي‌كشيد، مكث مي‌كرد و كم‌كم آرامشي را كه مثل خون در رگ‌هايش جاري مي‌شد، حس مي‌كرد. موقع دعا بود. – خداوندا ! تنهايم نگذار. مادر خدا بيامرزم گفته بود از تو حركت از خدا بركت. حركت كردم، بركت دارد. باز مي‌خواهم حركت كنم، نه براي خودم كه براي اين ملت، پس انتظار بركت دارم.

پدرم راست مي‌گفت، مثل اين كه نوكري روي پيشاني من نوشته شده، ولي اين نوكري با آن نوكري فرق دارد. تا حالا هرچه بوديم نوكر اين و آن بوديم و حالا نوكر مردم. خدايا! رو سفيدم كن، سربلندم كن، … دعا طولاني شد. ماه خودش را تا شاخه‌هاي خشك درخت‌هاي حياط پايين كشيده بود.   امير از جا بلند شد، كاغذ و قلمي برداشت، كمي فكر كرد و زير نور شمع خيره شد به زردي كاغذ. وسط كاغذ خطي كشيد وي ك طرف نوشت: آن چه داريم و طرف ديگر نوشت: آن چه نداريم. آن چه داريم: دستگاهي فاسد، رشوه‌خوار، زورگو، دخالت‌هاي بي‌جاي روس و انگليس در امور كشور، هرج و مرج و جنگ‌هاي داخلي در اكثر نقاط مملكت، بدهي به كشورهاي خارجه، واردات اجناس بنجل و به درد نخور.آن چه نداريم: خزانه‌ي پر از پول، ماليات درست واصولي، افراد لايق و عادل و دلسوز، امنيت جان و مال مردم و راه‌هاي مملكت، صنعت و تجارت پر رونق، كشاورزي و دامداري، استفاده‌ي درست از معدن‌ها، هنر و فرهنگ و كتابخانه و روزنامه، علوم جديد، مدرسه، دانشگاه و بيمارستان. امير تا صبح نخوابيد و در حالي كه از وضع كشور افسوس مي‌خورد، براي اصلاح آن برنامه‌ريزي كرد. رشوه‌ و حق‌الحساب ممنوع! اميركبير براي اجراي برنامه‌هاي خود به افرادي صادق و درست كار نياز داشت، افرادي كه منافع مردم را به رشوه و پول حرام ترجيح دهند. افراد بدسابقه و فاسد را از كار بركنار كرد و براي بدكاران و فاسدان مجازات‌هاي سختي تعيين كرد. با تلاش بسيار افرادي لايق را بر سر كار آورد. وقتي شخصي به نام محمدرحيم خان نسقچي را حاكم شهر خوي كرد، از او خواست كه عادل باشد و در آبادي آن شهر بكوشد. محمد رحيم خان به محض ورود به خوي، از نوكرانش پرسيد:‌ «سوغات خوي چيست؟ " اين مجموعه توسط سايت ماکزيمم تکنتيک تهيه شده است" 

گفتند: « ظروف مسي اين جا معروف است.» دستور داد چند صندوق آماده كردند و بعد به بازار مسگران رفت و تعداد زيادي ظرف مسي، مثل بشقاب و كاسه و ديس و جام و ترشي‌خوري و نمكدان و چيزهاي ديگر خريد و در صندوق‌ها جاي داد و به عنوان هديه براي امير فرستاد. پس از چند روز، كاروان هدايا به خدمت امير رسيد. امير از رئيس قافله پرسيد: « اين‌ها چيست و چه كسي فرستاده؟» رئيس قافله كه متوجه خشم و ناراحتي امير شده بود با لكنت زبان گفت: «قربان! من مأمورم و معذور. اين‌ها را محمدرحيم خان، حاكم خوي هديه داده و گفته برگ سبزي است تحفه‌ي درويش!» امير از خشم لرزيد و مشت بر ديوار كوبيد و به رئيس قافله گفت: «تا تو صندوق‌ها را بار بزني، من نامه‌اي براي محمدرحيم خان مي‌نويسم. نامه را مي‌گيري و فوراً با صندوق‌ها از همان راهي كه آمده‌اي برمي‌گردي.» بعد به اتاق كارش رفت و نامه‌اي نوشت: « اين همه ظرف مسي را از چه پولي تهيه كرده‌اي؟ من كه تو را حاكم خوي كرده‌ام و گرفتن ماليات‌ها را به تو واگذار كرده‌ام و نحوه‌ي تقسيم آن را مشخص نموده‌ام كه چه قدر سهم پادشاه است، چه قدر از آن دولت و چه‌قدر مخارج شهري است كه حاكم آن شده‌اي. آن چه را كه اختصاص به شاهنشاه دارد، بدون هيچ كمبودي بايد به خزانه بدهي.

اگر از سهم دولت اين‌ها را خريده‌اي كه من هيچ‌گاه ظرف مسي نخواسته‌ام. اگر از سهم خودت خريده‌اي، من سهم تو را به قدري نداده‌ام كه بتواني اين همه ظرف تهيه كني، آن هم در شروع كار! اگر هدف تو از اين تحفه‌ها دادن رشوه و بستن دهان من براي ظلم به مردم است، سخت در اشتباه بوده‌اي.» تلاش براي پركردن خزانه‌ي كشور اميركبير براي اجراي اصلاحات خود نيازمند پول بود، در حالي كه بودجه‌ي كشور به صفر رسيده و مدت‌ها بود كه ماليات‌ها دريافت نشده و يا به طور ناقص دريافت شده بود. امير، براي گرفتن ماليات عقب افتاده‌ي بلوچستان، افسري را همراه با نامه‌اي به كرمان فرستاد. در آن نامه از استاندار كرمان خواسته بود كه هرچه سريع‌تر ماليات بلوچستان را بگيرد و به آن افسر بدهد كه به تهران بياورد. اين اولين مأموريت افسر بود. دلش مي‌خواست كارش را بي‌عيب و خوب انجام دهد كه مورد توجه اميركبير قرار بگيرد، اما وقتي به كرمان رسيد، استاندار و اطرافيانش او را تحويل نگرفتند. افسر جوان پس از سه روز معطلي موفق شد با استاندار ملاقات كند و نامه‌ي امير را به او بدهد.

استاندار كرمان نامه‌ي امير را كه خواند قاه‌قاه خنديد و سر و دست تكان داد و نامه را به كناري انداخت و گفت: « امير فكر مي‌كند به همين سادگي و با دست خالي مي‌تواند از سردار سعيد بلوچ ماليات بگيرد؟ مگر امير نمي‌داند كه سردار سعيد آدمي بي‌رحم و خشن است كه دويست نفر آدم مسلح دارد و بدون توپ و تفنگ نمي‌شود از او ماليات گرفت.» بعد، كاغذي و قلامي برداشت و غيرممكن بودن اين كار را در نامه نوشت، نامه را مهر كرد و به افسر داد. افسر كه مي‌دانست اميركبير از اين جواب ناراحت مي‌شود گفت: «اين نامه كه نشد پول. اميركبير ماليات خواسته نه نامه.» استاندار با انبري تكه‌هاي زغال داخل منقل را جا به جا كرد و گفت: « همين است كه مي‌بيني، من غير از اين نامه نمي‌توانم كاري بكنم.» افسر با ناراحتي لب‌هايش را به هم فشرد و گفت: « اين كه نشد جواب. مگر من دست خالي مي‌توانم برگردم؟» استاندار كه سماجت و اصرار او را مي‌ديد، مسخره‌اش كرد و با لحني جدي گفت: «كاري ندارد، تو خودت آدم دليري هستي و به تنهايي صد نفر را حريفي! شخصاً به بلوچستان برو و ماليات دولت را بگير.» افسر گفت: «آخر چه طور؟» استاندار به شوخي‌اش ادامه داد و گفت: « اين روزها اسم اميركبير را روي سنگ اگر بگذاري آب مي‌شود. برو بلوچستان سراغ سردار سعيد را بگير. او را زير چادري خواهي يافت، بالاي مجلس نشسته. غرش‌كنان به طرفش برو، با يك دست ريشش را بگير و با دست ديگر بر فرق سرش بكوب و بگو كه از طرف اميركبير آمده‌ام و مأمورم كه همين حالا ماليات چندين ساله را نقدي بگيرم و برگردم.» افسر سرش را پايين انداخت و به حرف‌هاي مرد فكر كرد. استاندار دود را از پرده‌هاي درشت بيني‌اش بيرون داد. بعد چشمانش را خمار كرد و گفت: «بله سركار سروان! با چنين كاري مي‌تواني ماليات چندين ساله را از سردار سعيد بلوچ بگيري.» افسر ساده‌دل، فريب حرف‌هاي تمسخرآميز استاندار را خورد. با شتاب شتري كرايه كرد و تنهايي به سوي بلوچستان راه افتاد. بعد از چند روز راه‌پيمايي در كوير، سردار سعيد را پيدا كرد و همان‌طور كه استاندار گفته بود، سر زده به چادرش رفت، ريشش را محكم گرفت وبا صداي بلندي گفت كه از طرف اميركبير آمده تا ماليات عقب افتاده را نقدي بگيرد و فوري برگردد. سردار سعيد سرجا خشكش زد. افراد مسلحي كه در چادر بودند، به طرفش هجوم بردند و خواستند او را بكشند كه سردار سعيد اجازه نداد. او كه از اميركبير و قاطعيت و عدالت او چيزهاي زيادي شنيده بود و از جسارت و شجاعت سروان هم تعجب كرده بود، فكر كرد بهترين كار اين است كه تسليم خواسته‌ي او شود، اين بود كه دستور داد حساب و كتاب كنند و پول‌هاي عقب افتاده را تحويل او بدهند. بعد از آماده شدن كيسه‌هاي پول، افسر به سردار سعيد گفت: «سعيد خان! مي‌بيني كه تنهايي به اين مأموريت آمده‌ام و در بيابان با اين همه پول امنيت ندارم. چند نفر را تا كرمان همراهم بفرست.» سردار سعيد، دستور داد پول‌ها را بار شترها كنند و چند مرد تفنگدار را همراه افسر فرستاد. هنگام خداحافظي، افسر را كناري كشيد و پانصد تومان كف دستش گذاشت و گفت:«اين هم پاداش شجاعت شما.» افسر پول را نگرفت و چون سردار سعيد اصرار كرد، پانصد تومان را روي بقيه‌ي پول‌ها گذاشت. استاندار كرمان در حمام بود كه شنيد افسر با چند شتر كه بارشان كيسه‌هاي پول است به كرمان رسيده و مي‌خواهد به تهران برگردد. استاندار كه از اين خبر تعجب كرده بود، سراسيمه شد و دستور داد كه افسر را در حمام به ديدارش ببرند! افسر كه براي برگشتن به تهران عجله داشت، فوري به حمام رفت تا ببيند استاندار چه حرفي براي گفتن دارد.

زندگينامه

ميرزا تقي خان امير كبير

محمدشاه در سال 1264 در گذشت يك ايران پرآشوب و فتنه اي باقي گذاشت تمام اين ها ثمره صدارت حاجي ميرزا آقاسي بود كه دشمنان سرسخت ايران مصر بودند اين مرد غيراهل در صدارت باقي بماند براي ملت ايران يك خوشبختي بود كه شاه مرد و ايران از يك زمامداري مانند حاجي ميرزا آقاسي خلاص شد .

بعد از حاجي ميرزا آقاسي صدارت به ميرزا تقي خان امبركبير رسيد من تصور مي كنم در دوره آل قاجار سياستمدار قابل و لايقي مــانند ميرزا تقي خان اميركبير پيدا نشد . اين مرد مدير و مدبر و مآل انديش در مدت سه سال زمامداري يك ايران پرآشوب و فتنه تحويل گرفته و يك كشور منظم و مرتب تحويل داد .

واتسون مورخ معروف انگليسي كه با مرحوم ميرزا تقي خان معاصر بود و در زمان حيات و صدارت او در تهران بوده شرحي در باب اين مرد بزرگ مي نويسد .

ً مي گويد كه : خداوند گاهي از مبان بك ملت يكي را بر مي انگيزد و مهار امور آن ملت را در دست آن مرد مسلح و اصلاح طلب مي سپارد . اين برگزيده الهي موجوديت خود را وقف سعادت و ترقي آن ملت مي كند ولي آن ملت قدر خدمات او را درك نمي كنند . فداكاري او را نمي فهمند ، او را گرفته مي كشند خودشان را بيچاره و بدبخت مي كنند .

در اين بيانات فقط يك اشتباه هست و آن اين است كه امير كبير را ايرانيان نكشتند بلكه دسايس اجنبي او را از پاي درآوردند .

فكر او عمل او اصلاحات او با راي ملت ايران بود نتيجه اقدامات او براي سعادت ملت ايران بود .

آن كساني كه به تحريك همسايه جنوبي باعث فتنه و فساد بودند او همه را در مدت كوتاهي نيست و نابود كرد .

حسن خان سالار كه به تحريك همسايه بدخواه ما علم طغيان در خراسان برافراشته بود با اينكه دولت انگليس واسطه بود اميركبير قبول نكرد و او را مغلوب نمود . ميرزا علي محمد باب كه ساخت انگلستان بود به فرمان امير شربت مرگ نوشيد .

امير براي ايران خدمتي انجام داد كه در تاريخ بي نظير است ياغيان را منكوب نمود امنيت را در تمام ايران برقرار كرد يك قشــون منظم و مرتبي را براي ايران آماده نمود .

ماليه مملكت را ترتيب صحيح داد بودجه مملكتي را تعديل نمود صنايع را ترقي داد باب علوم جديد را براي ايران باز كرد دستگاه دولت را منظم كرد و يك ملتي را آسوده نمود و آن ها را به طرف سعادت و ترقي سوق داد .

اين اقدامات براي ملت ايران خوب بود ولي براي سعادت دشمنان ايران مضر بود آن هايي كه هيچوقت مايل نبودند مرد دانشمند و مطلع و مقتدري در راس امور واقع شود آن ها آسوده نبودند نمي توانستند ببينند ملت ايران قدم هايي براي اصلاحات برمي دارد . سه دولت مقتدر آن روز يعني انگليس و روس و فرانسه البته روس و فرانسه به تحريك انگليس ها ولي برضد اصلاحات ايران هم فكر و هم عقيده بودند .

البته روس ها به واسطه وعده هايي كه انگليس ها به نيكلاي اول مي دادند و عمال فرانسوي بدون ترديد به تحريك انگليس ها چرخ امير را چمبر كردند . ميرزاتقي خان اميركبير كه بزرگترين رجال دوره يكصدوپنجاه ساله سلاطين قاجار است يكصد سال قبل در چنين ماهي و در چنين روزي به تحريك شيادان خارجي به دست دژخيمان خارجي در خون خود غلطيد و يك ملتي را به ماتم خود نشاند .

ما كه امروز پس از يكصد سال به روح پليد آن دژخيمان بي وجدان لعنت مي فرستيم در يكصد سال بعد هم ملت ايران به مسببين بدبختي امروز كه يك مشت شيادان بيدل هستند لعنت خواهد فرستاد .

اين ها اخلاف صديق همان دژخيمان بي وطن و عمال وظيفه خوار اجانب آن دوره هستند كه ملت ايران امروزه گرفتار فتنه و آشوب و فساد آن هاست ملاحظه كنيد جانشين اميركبير چه كسي شد كسي كه تحت الحمايه دولت انگليس بود ، كسي كه وقتي كه بعد از مرگ محمدشاه از تبعيدگاه به تهران مراجعت مي كند با غلام هاي سفارت انگليس وارد پايتخت ايران مي شود و اول به سفارت انگليس رفته بعد به ديدن ملكه ايران مادر ناصرالدين شاه مي رود . كسي كه اولين حكم آن واگذاري هرات به دولت انگليس است و به سيد محمدخان حاكم هرات مي نويسد : بعد از اين سكه به نام شهريار ايران نزنند و خطبه به نام پادشاه ايران نخوانيد .

پس از ايـــن سر و كار شما با دولت انگليس است و نصحيت مي كند كه حرف آن هـــا را گوش كنيد اين شخص ميرزا آقاخان نوري است كه در تمام عمر خود وظيفه خوار و مزدور دولت انگليس شناخته شد در زمان ميرزاآقاخان نوري ايران از حق حاكميت خود به نفع دولت انگليس صرفنظر كرد .

در زمان اين شخص بود كه معاهده تاريخي در سال 1273 مطابق 1857 به نمايندگي فرخ خان امين الدوله با انگلستان در پاريس بسته شد و افغانستان به وسيله معاهده به انگلستان واگذار شد در همين معاهده است كه دولت ايران حكميت اختلاف بين ايران و افغانستان را به دولت انگليس واگذار مي كند . قسمت هاي عمده سيستان و بلوچستان و نواحي هشتادان به واسطه همين حكميت از ايران جدا شده و هنوز هم دنباله دارد .

سوانح صدارت اين مرد زياد است من در اين چنين مقاله مختصري نمي توانم به تمام آن ها اشاره كنم . اين مرد قريب 8 سال ايران مدار بود و هر خدمتي را كه لازم بود به نفع انگلستان انجـــام دهند با كمال صداقت انجام داد .

ميرزا آقاخان در اوايل سال 1275 از صدارت معزول شد . از اين عزل دولت انگلستان بهترين خدمتگزار خود را در دستگاه دولت ايران از دست داد .

ميرزا محمدخان سپهسالار فرزند اميرخان سردار از ايل دولوي قاجار بعد از عزل ميرزا آقاخان نوري نوبت به ميرزامحمدخان سپهسالار رسيد . اين مرد لشگري بود ولي امين ، جدي و درستكار و بصير بود بستگي به هيچيك از اجانب نداشت مرد با عزم و اراده بود .پس از ميرزاآقاخان مجلس شوراي دولتي تشكيل شد و ميرزا محمدخان سپهسالار در راس آن قرار گرفت در زمان صدارت اين مرد وطن پرست وضع دربار تا اندازه اي بهتر شد و قشون منظم گرديد و امنيت در ايران برقرار شد و به غارت گري تراكمه خاتمه داده آن ها را مطيع دولت مركزي قرار داد خدمات اين مرد شريف در استرآباد و گرگان بسيار به موقع بود چه آن ها را عمال اجنبي اغفال كرده به شرارت و غارت تشويق مي كردند ميرزا محمدخان اين ها را تنبيه كرد و آن نواحي را آزاد نمود . ميرزا محمدخان در سال 1281 رسماً به صدارت معرفي شد چون دسائس بيگانگان در زمان او موثر نبود چندي در صدارت باقي بود و درسال بعد معزول و به خرسان اعزام شد در اينجا نيز امراء‌ خراسان را نسبت به دولت مركزي مطيع كرد تا اينكه شاه در سال 1284 به خراسان مسافرت نمود پس از ورود چند روزي طول نكشيد كه اين مرد بزرگوار شب رفت خانه و ديگر برنگشت همه متعجب شدند ميرزا محمدخان با چه طرزي درگذشت ولي پيداست چون به هيچ وجه تحت نفوذ اجانب نمي رفت و جز خدمت به شاه آن هم با كمال صداقت هدفي نداشت در اين صورت وجود او زايد بود دشمنان باطني و ظاهري ملت ايران دست به دست داده با اشاره خود شاه او را از بين بردند اما انگليسي ها كس ديگر را در نظر داشتند كه او را به مسند صدارت بنشانند و آن ميرزا حسين خان سپهسالار قزويني است .

چرا امير كبير آمد و چرا رفت ؟

در هزاوه از محال فراهان عراق هنوز هم محله اي است به نام محله ميرزاتقي خاني در اين محله در حدود سال 1222 هجري از كربلائي قربان ناظر قائم مقام ثاني پسري پا به عرصه وجود نهاد كه پس از چهل سال به مقام صدارت ايران رسيد و اميركبير لقب يافت و چنان جنبش و نهضتي را در ايران پي نهاد و مصدر چنان خدماتي شد كه قطعاً بايد او را بزرگترين رجل ايران بعد از اسلام دانست تدبير و سياست قدرت و صلابت كارداني و اصابت نظر او در امور و ابداعات تازه اش مقام وي را به جائي رساند كه سايه بر شهرت همه رجال نامدار بعد از اسلام ما افكند .

اين كربلائي بچه عراقي داراي جميع خصوصياتي بود كه مي بايد مستعدترين افراد جامعه براي احساس و درك احتياجات جامعه اي كه در آستان تحول و پاي نهادن در جاده تمدن نوين و جديد اروپائي است دارا باشد به همين دليل بهتر و كاملتر از هر شخص ديگري به تجسم تقاضاي عصر و زمان فائق آمد و سكه خويش بر سير دوران زد .

امير كه صاحبنظرتر و با اراده ترين فرد زمان خود بود بهتر و شافي تر از هر كس برنامه كاري كه جبر تاريه و سپر زمان در دستور روز نهاده بود پي برده و ابتكار شروع و عملي ساختن آن را به عهده گرفت و نام خويشتن را در شامخ ترين مواضع تاريخ هزار و چند صد ساله بعد از اسلام ما ثبت و درج كرد

منابع و مآخذ:

زندگينامه اميرکبير )قسمت اول). نويسنده : فرزين نجفي پور

زندگينامه نامداران معاصر ايران … ستارخان سردار ملي · دکتر محمد علي مجتهدي

زندگینامه امیرکبیر – از کودکی تا وفات مشاهیر ایران و جهان

 


gl/l (1198)

admin بازدید : 55 یکشنبه 16 مهر 1396 نظرات ()

 

gl/l (1198)

فهرست مطالب

مقدمه

زندگینامه

نقش اشرف در دوره دوم پهلوی

اشرف و رزم‌آرا

فساد جنسی اشرف

مبارزه پنهانی دكتر مصدق و اشرف

نتیجه‌

منابع

اشرف پهلوی

 

مقدمه

اشرف پهلوی خواهر همزاد محمدرضاشاه پهلوی بود. نام وی در زمان تولد «زهرا» بود که بعدها به «اشرف‌الملوک» و «اشرف» تغییر یافت.

زندگینامه

وی در سال ۱۲۹۸ ه.ش هم‌زمان با برادرش محمدرضا از بطن تاج‌الملوک آیرملو به دنیا آمد. او پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان و رسیدن به سن رشد، بنا به توصیه پدرش رضا شاه پهلوی با علی قوام پسر قوام الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از ۲۰ شهریور این امر به طلاق انجامید. ثمره آن هم پسری بنام شهرام پهلوی نیا بود .

وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمد رضا شاه باشد.

دومین ازدواج او با احمد شفیق، خواهر زاده ملک فاروق پادشاه مصر بود که ثمره آن هم دو فرزند بنامهای شهریار شفیق و آزاده شفیق بود.

وی در دوران نخست وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. قبل از کودتای ۲۸ مرداد با نام «بانو شفیق» وارد تهران شد که این مسافرت طولی نکشید و قصد او فقط رساندن پیام نمایندگان انگلیس و آمریکا به محمدرضا شاه و تشویق او به همراهی با کودتا بود. بعد از مدتی ازدواج او با شفیق به طلاق انجامید (احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور می‌شود و بعدها به تجارت می‌پردازد و مدتی بعد بر اثر سرطان فوت می‌شود). اشرف بعد از سال ۴۰ با جوان تحصیل کرده‌ای به نام مهدی بوشهری پور در پاریس ازدواج می‌کند .

اشرف پهلوی نماینده ایران در چند سازمان‌های بین‌المللی بود و در طول حکومت برادرش با بسیاری از سیاستمداران از جمله بوتو – جواهر لعل نهرو – گاندی – استالین – مارشال تیتو – هایلا سلاسی – جان اف کندی – چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت.

اشرف بخاطر شخصیت قوی و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مشکوک مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال‌برانگیزش مورد مخالفت شدید مخالفان جکومت پهلوی و انتقاد شدید دکتر محمد مصدق قرار داشت و از مصادیق فساد اخلاقی و مالی این رژیم شناخته می‌شد. نقش وی در کودتای ۲۸ مرداد بسیار کلیدی بود.

فرزندان اشرف پهلوی

شهرام پهلوی‌نیا (قوام) که تحصیلات خود را در آمریکا به پایان برد و به تجارت پرداخت و با نیلوفر افشار ازدواج می‌کند .

شهریار پهلوی‌نیا (شفیق) بعد از گذراندن تحصیلات نظامی در امریکا فرمانده یگان هاورگراف در بندرعباس می‌شود و با مریم اقبال (دختر دکتر منوچهر اقبال) ازدواج می‌کند. در اواخر بهمن ۵۷ در حالی که نیروهای سپاه پاسداران وی تعقیب می‌کردند با یک قایق موتوری خود را به امارات رسانید و عازم پاریس شد و در دی ۱۳۵۸ در حالی که رو به سوی خانه بود توسط دو موتورسوار مسلح ترور و فوت شد .

نقش اشرف در دوره دوم پهلوی

اشتغال اشرف به مسائل سیاسی و حضور محسوس او در امور كشوری، شایعه دخالت او را در تمامی زمینه‌ها و مسائل سیاسی از حوادث كم‌اهمیت گرفته تا قتل كارمندان عالیمرتبه دولت گسترش داد. این شایعات آن‌قدر ادامه پیدا كرد كه بالاخره از مرزهای كشور هم خارج شد و طولی نكشید كه روزنامه‌های اروپا اشرف را قدرت پشت صحنه سلطنت و یا پلنگ سیاه نامیدندهژیر یكی از دوستان اشرف بود كه ازهمین‌طریق به قدرت رسید. اشرف همه‌جا از او حمایت می‌نمود و سیاست‌ورزی او را می‌ستود؛ تا بدانجاكه در پاره‌ای موارد هژیر را آماج حسد سیاستمداران دیگر قرار می‌داد. نفوذ هژیر در دربار، موضوع ساده و پیش‌پا افتاده‌ای نبود؛ زیرا شخص شاه به هژیر اعتماد خاصی داشت. او از جانب اشرف پهلوی تایید می‌شد و به خود حق می‌داد هر كاری كه دلش می‌خواهد، انجام دهد؛ كمااینكه یك‌بار در مجلس شورای ملی چند تن از وكلا تصمیم گرفتند كابینه هژیر را استیضاح كنند، اما اشرف كه به وسیله یكی از دوستان خود از جریان مطلع شده بود، با دعوت وكلای مخالف به یك مهمانی در منزل خود، از آنان خواست تا در تصمیم خود تجدیدنظر كنند .

اشرف و رزم‌آرا

به‌قدرت‌رسیدن هژیر، آن‌هم از طریق دوستی با اشرف، بسیاری از جوانان آرزومند و مشتاق كسب مقام را به تكاپو انداخت. از جمله این افراد حاجعلی رزم‌آرا، یكی از افسران ارتش، بود. او یكی از وزنه‌های پرقدرت در ارتش به حساب می‌آمد. او كه از موفقیت هژیر در برقراری ارتباط با دربار، ناراضی بود، این توفیق را شایسته خود می‌دانست. رزم‌آرا با ترفندهای خاصی، علاوه بر نشان‌دادن نواقص دولت، خود را حامی دربار و سلطنت معرفی می‌نمود. بی‌شك این مساله از چشم شاه و اشرف به‌دور نماند. به‌تدریج دقت و هوش سرشار رزم‌آرا توجه اشرف را جلب كرد، به‌طوری‌كه یكبار وقتی‌كه میان هژیر و رزم‌آرا اختلاف درگرفت، اشرف هر دو را به منزل خود دعوت كرد و ترتیبی داد كه رفع كدورت شود. به‌هرصورت شخصیت قوی رزم‌آرا كه فردی بی‌نهایت قدرت‌طلب بود، بعد از ترور هژیر مورد توجه اشرف قرار گرفت. رزم‌آرا برای كسب مقامات بالاتر به حمایت یك مهره قوی نیاز داشت. ارتباط اشرف و رزم‌آرا به‌تدریج شكل گرفت و حتی تا سطح ابراز علاقه متقابل پیش رفت.

سیاست اشرف در ایجاد موازنه میان قدرت امریكا و روسیه در ایران، در سالهای بعد پس از ملاقاتهای او و برادرش از امریكا، سرانجام به وابستگی ایران به امریكا انجامید، تاحدی‌كه خود اشرف و عناصر حكومت پهلوی به عوامل دست‌نشانده امریكا در ایران تبدیل شدند.

فساد جنسی اشرف

اشرف در فساد جنسی گوی سبقت را از تمام درباریان ربوده بود. اشرف بسیار بی‌پرده به بی‌مبالاتی خود اعتراف می‌کند و از مهدی بوشهری به این علت که «در پاریس این فرصت را به او داد که جوان و شاد و بی‌بند و بار باشد»، اظهار رضایت می‌کند.

معروف بود که اشرف از همان دوران قبل از ازدواج با «علی شاه مهتر و مربی اسب‌های سلطنتی» مراوده برقرار کرد. رضا شاه به موضوع پی برد و «علی شاه جوان را در زیر ضربات سهمگین شلاق سیاه کرد.» بعد از آن اشرف به دستور پدرش با علی قوام ازدواج کرد، ولی این ازدواج دوام نیاورد و از او جدا شد. اشرف در مصر با یک راننده‌ی تاکسی به نام احمد شفیق آشنا شد و عاشق او شد و سپس با وی ازدواج کرد و از او صاحب یک دختر و یک پسر به نام شهریار و آزاده شد. اشرف هنوز در عقد رسمی شفیق بود که در پاریس عاشق مهدی بوشهری شد و با مهدی بوشهری از پاریس به ایران آمدند. اشرف این بازگشت را چنین یاد می‌کند:

تهران با پاریس بسیار تفاوت داشت ما مجبور بودیم خیلی محتاطانه رفتار کنیم و فقط در میهمانیهای بزرگ و اجتماعات خانوادگی که شوهرم حضور نداشت یکدیگر را ملاقات کنیم و با هم درد دل کنیم.

فساد جنسی اشرف از دید سازمانهای جاسوسی نیز قابل چشم‌پوشی نبود:«یکی از گزارشهای سیا در سال 1976 اعلام داشت که والاحضرت شهرتی افسانه‌ای در فساد مالی و به تور زدن مردان جوان دارد.»

یکی از این مردان جوان که قربانی آتش عشق اشرف شد، جوانی ارمنی به نام «لئون پالانچیان» بود. اشرف که سخت شیفته‌ی او شده بود، «بخشی از زمینهای مزروعی خود در رامسر را به پالانچیان بخشید.» پالانچیان هر چه به نان و نوای بیشتری از الطاف اشراف می‌رسید، خیره‌ سرتر می‌شد و از اشرفت دوری می‌کرد تا جایی که اشرف متوسل به نصیری، رئیس ساواک شد و وی را دستگیر کردند. اشرف دستور آزادی وی را صادر کرد، ولی باز هم پالانچیان به اشرف جواب منفی داد، اشرف عصبانی شد و انتقامی سخت از او ستاند. وی دستور داد در نوشهر هواپیمای کوچک اختصاصی او را دستکاری کردند. پالانچیان پس از برخواستن به قعر دریا فرو رفت.

غلامحسین بیگدلی یکی از افسران بازنشسته‌ی ارتشی که در دهه‌ی بیست محافظ اشرف بود، می‌گوید: اشرف «با اینکه زن احمد شفیق مصری بود … هر کس که گیرش می‌آمد مورد استفاده‌ی شهوانی قرار می‌داد، زن ناپاکی بود، انصافاً زن ناپاکی بود.» او می‌گوید وقتی از دانشکده‌ی افسری فارغ‌التحصیل شدم محافظ اشرف شدم «در آنجا اخلاق و کثافت‌کاریهای او را دیدم، به او خیلی بدبین شدم که این چه مملکتی است که ما کسانی را که نعوذبالله مثل خدا می‌دانستیم، پرستش می‌کردیم، چه فرمان شاه و چه فرمان یزدان (می‌گفتیم) شاه این است؟ خواهرش این است؟ بسیار زن فاسدی بود. یک نوع مرض جنسی داشت، با یک مرد، دو مرد کفایت نمی‌کرد …»

تاریخ: 2 بهمن 1356 مرجع صدور: ساواك مأخذ: كتاب اشرف پهلوی به روایت اسناد ساواك ص ۴۳۳ توضیحات: سند محرمانه زیر از روابط نامشروع اشرف پهلوی در فرانسه، پرده برمی‌دارد.

مبارزه پنهانی دكتر مصدق و اشرف

از میان نخست‌وزیران قوی ایران، اشرف فقط با قوام‌السلطنه موافق بود؛ زیرا قوام علیرغم قلدری و خودخواهی جبلّی، به اهمیت و نفوذ اشرف پی برده بود و اغلب توصیه‌ها و سفارشهای او را می‌پذیرفت.

دكتر مصدق از همان ابتدای نخست‌وزیری، با اشرف از در مخالفت درآمد. آیت‌الله كاشانی نیز در این مبارزه مصدق را همراهی می‌كرد. اشرف كه قریب ده سال بر صحنه سیاست ایران سایه افكنده بود، ناگهان خود را در میان طوفانی از مخالفتها دید و سرانجام تحت فشار دكتر مصدق كه به افكار عمومی متكی بود، مجبور به ترك ایران شد. اما اشرف زنی نبود كه به این سادگیها از میدان مبارزه خارج شود. او در كشورهای اروپای غربی، مخالفان سیاسی مصدق را به دور خود جمع كرد و مبارزه علیه حكومت مصدق را در خارج از ایران ادامه داد. ازیك‌طرف اطرافیان اشرف به انتشار مقالات و مطالبی علیه دكتر مصدق در مطبوعات اروپا مبادرت نمودند و ازطرف‌دیگر خود اشرف مرتبا نامه‌هایی به برادر تاجدار خود می‌نوشت و ازاین‌طریق حس بدبینی شاه را نسبت به مصدق تحریك و تقویت می‌كرد. البته مصدق از تحركات و تحریكات اشرف غافل نبود و پیوسته شاه را از القائات اشرف برحذر می‌داشت.

این مبارزه پنهانی میان اشرف و مصدق ادامه داشت تااینكه حكومت مصدق متزلزل و ضعیف گردید و اشرف موقع را برای مراجعت به ایران مناسب تشخیص داد. به محض مراجعت اشرف به تهران، مصدق دریافت كه دیر یا زود جریان علیه او عوض خواهد شد. مبارزه دوباره از سر گرفته شد. اشرف بسیار سریع و ماهرانه نقشه‌های خود را به موقع اجرا گذاشت. اما قیام و اغتشاشی كه پس از استعفای دكتر مصدق و روی‌كارآمدن قوام در ایران پیش آمد، برای اشرف غیرمنتظره بود. فردای این قیام خونین، دكتر مصدق به شاه تاكید كرد كه ملكه مادر و اشرف دو مانع مهم دوستی و صمیمیت میان آنها (شاه و مصدق) هستند و لذا باید از ایران خارج شوند. اشرف برای بار دوم، با موافقت شاه از ایران خارج شد. البته پس از خروج اشرف، دكتر مصدق درخصوص خروج ملكه مادر اصرار نكرد. حسین مكی درخصوص واقعه سی‌ام تیر كه نقش اشرف در آن انكارناپذیر است، می‌نویسد: «آنچه مسلم است، طرح وقایع سی‌ام تیر در ایران و كودتای نجیب در مصر، به موازات هم پی‌ریزی شده بود كه در ایران با مقاومت ملت مواجه گردید ولی در مصر چون افكار عمومی علیه دربار فاروق بود به ثمر رسید. مساله دیگر این است كه در وقایع سی‌ام تیرماه، اشرف پهلوی دخالت تامی داشته كه به شكست دربار منجر گردید. در وقایع بیست‌وهشتم مرداد هم اشرف پهلوی نقش مهم و اساسی داشته و همان دخالت و ایجاد حوادث، سرانجام مملكت را به‌طرف پرتگاه حكومت فردی و پلیسی سوق داد كه در نتیجه به انقلاب ایران و تغییر رژیم منجر گردیده است؛ عجب این است كه نتیجه دخالت اشرف در سیاست مملكت را نگارنده در همان روز پنجم مرداد 1331 پیش‌بینی نموده و به‌وسیله مخبرین خبرگزاریهای خارجی و داخلی ابراز كرده و به دربار پهلوی گوشزد نموده و هشدار داده بود.»

پس از وقایع سی‌‌ام‌ تیر 1331، اشرف كه از تردید امریكائیان در مورد مصدق و نهضت ملی نفت ایران آگاه شده بود، تصمیم به جلب‌نظر آنان در نابودی مصدق و دولت نوپای او گرفت. اشرف با دادن اطلاعات دروغین و جلب اعتماد آنان به خانواده سلطنتی، سعی در برانگیختن احساسات آنان داشت. اما تلاشهای اشرف در این زمان به جایی نرسید و او بار دیگر راهی پاریس شد. در تابستان 1332 ناگهان طی تماس دو نفر امریكایی، اشرف از تصمیم دولت امریكا مبنی بر سرنگونی دولت مصدق مطلع گشت. اشرف خود در رابطه با تماس امریكائیان در خاطراتش می‌گوید: «در تابستان 1332.ش یك نفر ایرانی كه نمی‌توانم نامش را فاش كنم و بنابراین او را آقای ب خواهم نامید، به من تلفن كرد و گفت: پیامی فوری برایم دارد. وقتی با هم ملاقات كردیم، به من گفت كه امریكا و انگلیس درباره وضع كنونی ایران بسیار نگرانند و نقشه‌ای برای حل مساله دارند كه به نفع شاه خواهد بود. او افزود كه همكاری من برای عملی‌شدن این نقشه ضروری است. وقتی از جزئیات طرح پرسیدم، گفت كه اگر بپذیرم با دو مرد، یكی امریكایی و یكی انگلیسی ملاقات كنم، ایشان همه‌چیز را برایم توضیح خواهند داد. ازآنجاكه آقای ب را خوب می‌شناختم و از جمله می‌دانستم كه وی دو گذرنامه دارد، یكی ایرانی و دیگری امریكایی و نیز با صاحب‌منصبان عالی‌رتبه امریكایی در تماس است و به‌علاوه به‌علت‌آنكه به او اعتماد داشتم، با این‌كار موافقت كردم.»

اشرف با آن دو نفر پنهانی ملاقاتی انجام داد و بنا به سخنان آنان، قرار شد اشرف به ایران بیاید و در تماس با شاه مطالب را به او بگوید تا آنها نیز از بیرون مقدمات كودتا را فراهم كنند: «آنها توضیح دادند كه اولین قدم برای اجرای نقشه موردنظر، یافتن وسیله كاملا مطمئنی است برای رساندن پیامی به شاه و چون شخص حامل پیام بایست بسیار قابل اعتماد باشد تا هیچ نوع امكانی برای درزكردن خبر وجود نداشته باشد، به فكر من افتادند. پرسیدم آقایان آگاه هستید كه من در تبعیدم و گذرنامه معتبری كه بتوانم با آن به ایران وارد شوم، در اختیار ندارم؟ مرد امریكایی گفت: این جزئیات را به ما محول كنید. آیا حاضرید این كار را به‌خاطر برادرتان انجام بدهید؟ [من گفتم:] البته، كی می‌توانید مرا سوار هواپیما بكنید؟ [آنها گفتند:] پس‌فردا… . قرار شد كه دو روز بعد به فرودگاه اورلی رفته بلیط گرفته به ایران سفر كنم. در آنجا به دنبال باربری از دری گذشتم و وارد دالان درازی شدم كه در آن اتومبیلی در انتظار من بود. سوار اتومبیل شدم و با آن مستقیما تا پلكان هواپیما رفتم. در آنجا به من كارت عبور داده شد و پاكتی كه بایست به برادرم برسانم. به مجردی كه در هواپیما بر روی صندلی نشستم، متوجه دو مردی شدم كه آشكارا مامور حفاظت من بودند یا بهتر بگویم، مامور حفاظت پاكتی بودند كه با خود داشتم.»

«اشرف به‌محض رسیدن به تهران با كمك دوستانش مخفیانه به منزل یكی از برادران ناتنی‌اش رفت. نیم‌ساعت پس از ورود، خدمتكاری نزد اشرف رفت و به او گفت كه فرماندار نظامی تهران از ورود او مطلع شده است. طی برخورد فرماندار نظامی تهران با اشرف، وی علت ورود را جمع‌آوری پول برای مخارج بیمارستان پسرش بیان كرد. و از فرماندار نظامی خواست تا در صورت عدم موافقت، او را دستگیر كند. به‌دنبال مذاكره فرماندار نظامی تهران با مصدق، اجازه اقامت اشرف برای بیست‌وچهار ساعت داده شد و به تمام دوائر دولتی نیز دستور داده شد كه با اشرف در مورد جمع‌آوری پول مخارج بیمارستان همراهی شود.» به‌هرصورت اشرف از آشنایی با گاردهای كاخ سلطنتی استفاده كرد تا برادرش را ببیند و پاكت مزبور را به او تحویل دهد.

اشرف نُه روز بعد، پس از انجام كارهای شخصی‌اش، از ایران خارج شد و به پاریس بازگشت. اندكی بعد عملیات آژاكس كه عبارت بود از یك سلسله عملیات نظامی برای بازگرداندن قهری شاه به تخت سلطنت، انجام شد. این عملیات كه با كمك نیروهای مخالف مصدق و ارتش در ایران صورت گرفت، برای امریكا بیش از شصت‌هزار دلار مخارج دربرنداشت؛ درحالی‌كه سیا حاضر بود تا یك‌میلیون‌دلار نیز برای بركناری مصدق هزینه كند. پس از استقرار رژیم كودتا در ایران، همه عوامل و مزدوران امریكایی كه در سركوب نهضت ملی ایران دست داشتند، پاداش خیانت خود را گرفتند. نظامیان ترفیع یافتند و مقامات مهم نظامی و امنیتی را قبضه كردند. از میان نظامیان، افرادی كه با سیا و اینتلیجنس‌سرویس ارتباط مستقیم داشتند و به صورت مهره‌های موثر رژیم درآمدند، اردشیر زاهدی داماد شاه شد و به یكی از گردانندگان موثر سیاست خارجی ایران و رابط مورد اعتماد امریكا و شاه تبدیل گردید و برادران رشیدیان نیز در جرگه بانكداران معتبر ایران درآمدند. دركل طراحان كودتا در خارج و همه كسانی كه در این امر دخالت داشتند، پاداشهای كلانی دریافت كردند.

نتیجه‌

تحقیق و بررسی در زمینه‌های مختلف اجتماعی و شناخت بهتر زوایای تاریك تاریخ، دقت خاصی می‌طلبد؛ بدین‌معناكه در كاوش مسائل و حوادث، باید به علل و عوامل اصلی بروز یك حادثه پرداخت و حوادثی را كه گاه از یك ندانم‌كاری، یك سخن ساده، حسد، رقابت و حتی عشق برمی‌خیزند و تحولات تاریخی یك جامعه‌ را رقم می‌زنند، نباید نادیده گرفت. دراین‌بین بررسی نقش زنان و تاثیر آنان در فرایند مسائل تاریخی، بسیار مهم و حیاتی است. در بررسی تاریخ ایران‌زمین، در رجعت به اعصار كهن این مرزوبوم، جای پای زنان در ورای حوادث، كاملا مشهود است.

در دوران سلسله پهلوی كه غرب‌گرایی اساس فعالیتها و جزو اهداف اصلی دولت قرار گرفت، زن به‌اجبار به درون اجتماع كشیده شد و به ایفای نقش تصنعی و ظاهری در جامعه پرداخت. این نقش هرچند به‌شكلی‌صوری انجام می‌شد، اما تاثیر زنان را در مسائل و حوادث تاریخی افزون می‌ساخت، به‌طوری‌كه گاه یار سلطان وقت می‌شدند و در بروز حوادث سیاسی نقشی حساس ایفا می‌نمودند و گاه در رقابت با قدرت حاكمه، گروهها و انجمنهای سیاسی كشور را در دست گرفته و در آنها به فعالیت می‌پرداختند. تاجایی‌كه زنی چون اشرف پهلوی در دوام و بقای سلسله پهلوی و در ارتباط دولت با قدرتهای بیگانه، به ركنی منحصربه‌فرد تبدیل شد و خود به یكی از پایه‌های قدرت و استحكام رژیم پهلوی تبدیل گردید؛ چنانكه در بسیاری از موارد قتل، تبعید، زندان، عزل و نصب و… جای پای او مشخص است. او در رقابت با همسران برادرش محمدرضاشاه، به‌ویژه در رقابت با فرح پهلوی و یا در ایجاد دسته‌ها و باندهای سیاسی، تا آنجا پیش رفت كه سرانجام ناخواسته به یكی از عوامل موثر در سقوط سلسله پهلوی تبدیل شد.

منابع

www.farasoo.com http://

http://www.irdc.ir/article.asp

 


gl/l (1201)

admin بازدید : 57 یکشنبه 16 مهر 1396 نظرات ()

 

gl/l (1201)

« هو الطیف »

مقدمه

یکی از روشهای جدید درمان بیماریهای پیشرفته و لاعلاج « پیوند اعضا» است که به دو صورت انجام می گیرد : یا ازبدن زنده به انسان زنده ( مانند پیوند کلیه ) و یا از بدن فرد متوفی که دچار مرگ مغزی است به انسان زنده به عبارتی ، پیوند از جسد تنها راه درمان وادامه حیات بیماران با نارسائی پیشرفته و غیرقابل کنترل قلب و کلیه است .

امروزه در کشورهای مختلف با تصویب قوانین مربوط به مرگ مغزی و با تبلیغات گسترده ای که در خصوص اهدای عضو پس از مرگ انجام میگرد ، اعضای بیماران دچار مرگ مغزی به عنوان مهم ترین منبع تعیین کننده ی عضو به بیماران نیازمند اهدای عضو، پیوند زده می شود.

در واقع هر کشوری با توجه به ارزش ها و هنجارها و بافت فرهنگی خود ، به گونه ای با مسئله مرگ مغزی و پیوند اعضاء برخورد نموده و این مشکل را به شکل خاص و منطبق با فرهنگ حاکم در جامعه حل نموده است .

کشور ایران هم با توجه به پیشرفت روزافزون پزشکی خود با تصویب قوانین سعی در رفع ابهامات کرده است ، علی الخصوص شاهد این هستیم که فقها با فتاوی و آراء جدید سعی قابل توجهی در روشنگری در این زمینه داشته اند.

پزشکی جدید با پیشرفت روزافزون خود علم تجدید حیات (resuscitology) را بوجود آورده است که این امر جان هزاران انسان را که شاید علائم حیاتی نظیر نبض و تنفس خود را از دست داده اند ، نجات داده باشد . به دنبال این پیشرفتها ، پزشکی جدید ، نظریه ی مرگ مغزی را مطرح نمود ، به این معنا که توقف قلب یا تنفس پایان زندگی نیست بلکه تنها می تواند علائم قریب الوقوع مرگ باشد و تا زمانی که سلولهای مغز زنده باشند ، انسان نیز زنده خواهد بود و با این کار شاید بتوان جان تعدادی از افراد را با کمک اعضای بدن انسان های دیگر که دچار مرگ مغزی هستند ، نجات داد .

در این تحقیق سعی بر این است که نقش وصیت در اهداء عضو، اجازه ورثه ، رضایت شخص عضو دهنده ، اجازه فقهی و حقوقی و موارد قانونی پیوند اعضاء شخص مرگ مغزی مورد بررسی قرار گیرد.

پیوند اعضا در ایران

پیوند اعضا اقدامی حیات بخش به مبتلایان نارسایی پیشرفته اعضا بوده و موجب بهبود کیفیت زندگی بیماران می گردد . این پدیده یکی ازپویاترین و کاربردی ترین دستاوردهای علم پزشکی است و از نشانه های مهم ارتقا سطح دانش پزشکی و توانمندی های علمی و فنی مراکز پزشکی تلقی می گردد. پیوند اعضا برای بعضی اعضا تنها روش جایگزین عضو نارسا می باشد و برای بعضی دیگر روش جایگزینی دیالیز وجود دارد که البته پیوند از لحاظ کیفیت زندگی ارجح بوده وعلاوه بر آن از نظر اقتصادی با صرفه تر می باشد.

لازم به ذکر است که اولین عمل پیوند کلیه در ایران در سال 1347 در شیراز انجام شده است و البته در سالهای اخیر با پیشرفت های به وجود آمده شاهد موارد روز افزون پیوند کلیه و سایر اعضا در ایران هستیم .اما با وجود گذشت چند سال از زمان تصویب و ابلاغ قوانین و آئین نامه های پیوند اعضا از بیماران مبتلا به مرگ مغزی روند حرکت در این بخش بسیار کند است و هزاران بیمار علی رغم وجود اهدا کننده مقابل چشمان خانواده و گروههای پزشکی جان خود را از دست می دهند . این در حالی است که ایران از معدود کشورهای جهان است که تمامی موانع و مشکلات قانونی و حتی شرعی مربوط به اهدای عضو را مرتفع کرده است و پزشکان ایرانی قادر به پیوند اعضا با عالی ترین سطح کیفیت در میان پزشکان معتبر دنیا هستند.

پروتکل تعیین مرگ مغزی

در این بخش به تئورثی تعریف مرگ مغزی و تبصره ها و بندهای شامل آن و معیارهای این مسئله پرداخته می شود این مباحث توسط کمیته تدوین پروتکل مرگ مغزی تنظیم گردیده است .

تعریف مرگ مغزی :

مرگ مغزی عبارتست از قطع غیرقابل بازگشت کلیه فعالیتهای مغزی کورتیکال ، ساب کورتیکال و ساقه ی مغزی به طور همزمان منطبق با شرایط و مشخصه های بالینی .

شرایط تلقی مرگ مغزی سه مورد می باشد:

الف- بیمار در اغمای عمیق باشد.

ب- قطع کانال تنفس و عدم وجود تنفس خود به خودی که موجب وابستگی و نیاز قطعی به دستگاه تنفس مصنوعی گردیده است .

ج- با اقدامات معمول ، علت اغما حتی الامکان مشخص شده باشد.

بررسی بالینی لازم که عبارتند از :

الف- عدم حرکات خود به خودی و عدم پاسخ به شدیدترین تحریکات دردناک

ب- فقدان بازتاب های ساقه مغز

ج- قطر مردمک ثابت بوده و به تحریکات نوری با شدت های متفاوت پاسخی مشاهده نشود.

د- عدم واکنش چشمی- دهلیزی

کلیه ی یافته های بالینی و آزمون ها باید به مدت 24 ساعت بدون تغییر بماند.

پزشکان تعیین کننده مرگ مغزی که تکمیل کننده ی مرگ مغزی ( برگه ی مخصوص تائید ) می باشند ، شامل دو پزشک متخصص نورولوژی و یا یک متخصص نورولوژِ و یک متخصص جراح مغز و اعصاب میباشد که هرکدام جداگانه بیمار را معاینه و بررسی می کنند و برگه ی مخصوص را تکمیل و امضا می نمایند . همچنین برگه ی مخصوص توسط یک پزشک متخصص بیهوشی و پزشک نماینده ی سازمان پزشکی – قانونی کشور امضا می گردد.

تبصره 1- در مورد کودکان زیر 5 سال زمان نگهداری بیمار تحت دستگاه تنفسی مصنوعی حداقل 72 ساعت می باشد.

تبصره 2- شروع بررسی مرگ مغزی با درخواست پزشک معالج و از طریق مشاوره ی پزشکی انجام می گیرد.

تبصره 3- فرم ضمیمه در مورد مرگ مغزی باید تکمیل و به مرکز مدیریت پیوند و بیماریهای خاص ارسال گردد.

قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده با بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است

ماده واحده – بیمارستانهای مجهز برای پیوند اعضا پس از کسب اجازه کتبی از وزارت بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی ، می توانند از اعضای سالم بیماران فوت شده با بیمارانی که مگر مغزی آنان ، بر اساس نظر کارشناسان خبره مسلم باشد به شرط وصیت بیمار با موافقت ولی میت ، برای پیوند به بیمارانی استفاده کنند که ادامه حیاتشان به پیوند آن عضو یا اعضاء بستگی دارد.

تبصره 1- تشخیص مرگ مغزی با کارشناسان خبره است و در بیمارستانهای مجهز دانشگاههای دولتی صورت می گیرد .

این کارشناسان با حکم وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و به مدت 4 سال منصوب می شوند .

تبصره 2- اعضای گروههای تشخیص مرگ مغزی نباید عضو گروههای پیوند کننده باشند .

تبصره 3- پزشکان عضو گروه تشخیص مرگ مغزی از نظر جراحات وارد شده بر میت مشمول دیه نخواهند گردید .

آیین نامه اجرایی قانون :

ماده 1- مرگ مغزی عبارت است از قطع غیربرگشت همه فعالیتهای مغز کورتیکال ( قشرمغز) و ساب کورتیکال ( لایه زیرقشر مغز) و ساقه ی مغز، به طور کامل.

ماده 2- تشخیص و تایید مرگ مغزی – بر اساس ضوابط این آیین نامه – با 4 پزشک ، متشکل از متخصص نورولوژی و متخصص جراحی مغز واعصاب و متخصص داخلی و متخصص بیهوشی ، صورت می گیرد.

تبصره 1- متخصصان ماده 2 را وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی انتخاب و احکام آنان را برای مدت 4 سال صادر می کند .

تبصره 2- هر کدام از پزشکان این ماده جداگانه بیمار را معاینه و برگ ویژه را تکمیل و امضا و مهر می کنند ، در صورت اتفاق آراء، مرگ مغزی بیمار مسلم خواهد بود.

تبصره 3- تایید پزشک قانونی ، در حیطه وظایف و مسئولیتهای مربوط، در زیر برگه یاد شده در تبصره 2 ضروری است .

تبصره 4- برگه تعیین و تایید مرگ مغزی در وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی تهیه می شود و در اختیار مراکز تشخیص دهنده مرگ مغزی قرار می گیرد.

تبصره 5- تشخیص قطعی مرگ مغزی باید در بیمارستانهای دانشگاهی دولتی انجام شود.

ماده 3- اعضای گروههای تشخیص و تایید مرگ مغزی نباید عضو گروههای پیوند کننده باشند.

ماده 4- همه بیمارستانهای کشور موظف اند که موارد وقوع مرگ مغزی را به مرکز مدیریت پیوند و بیماریهای خاص مراتب آن را تایید کند.

ماده 5- پس از مشخص شدن مرگ مغزی ، در صورت وصیت بیمار با موافقت ولی میت مراحل بعدی انجام خواهد شد .

ماده 6- وصیت بیمار در چارچوب قوانین مربوط ممکن است به دو صورت کتبی یا شفاهی باشد و با اعلام کتبی یک نفر از وراث قانونی احراز می شود . در حالتی که اصل وصیتنامه در دسترس نباشد ، وراث قانونی ( که وصیت نامبرده مبنی بر اعطای عضورا محرز بدانند ،) طبق برگه تهیه شده از سوی وزارت بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی ، باید صورتجلسه تنظیم کنند و افراد مطلع آن را امضا کنند.

ماده 7- ولی میت همان وراث کبیر قانونی اند که می توانند رضایت خود مبنی بر پیوند اعضا را اعلام کنند رضایت همه وراث یاد شده لازم است .

تبصره 1- موافقت ولی ميت باید کتبی صورت بگیرد و در پرونده ضبط شود.

تبصره 2- احراز ولی میت باید بر اساس مدارک مثبته باشد.

مراحل اهدا عضو:

مرحله 1- شناسائی و ارجاع مرگ مغزی

مرحله 2- ارزیابی و مراقبت از اهدا کننده

مرحله 3- رضایت

مرحله 4- حفظ زیست پذیری اعضا

مرحله 5- بازیافت اعضا

مشکلات پیش روی اهدای عضو:

ملل مختلف دنیا با توجه به اعتقادات اجتماعی و مذهبی ، برخوردهای متفاوتی با مسئله ی برداشت عضو از مردگان دارند . حتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی هم که در پیوند اعضا منع قانونی ندارند ، اکثر مردم حاضر به اهدای عضو نیستند و ریشه ی فرهنگی این مساله انزجار انسان ها از تکه تکه شدن بدن افراد پس از مرگ است . مشکل دیگر در امر پیوند اعضا که آن هم منشا فرهنگی دارد ، عدم رضایت اطرافیان متوفاست که حتی اگر خود متوفی نیز رضایت خودرا برای اهدای پس از مرگ اعلام داشته باشد در اکثر موارد اطرافیان این اجازه را نمی دهند .

عدم قطعیت در مرگ مغزی و احتمال سو استفاده در مراکز خصوصی پیوند اعضا از دیگر مشکلات مربوط به اهدای عضو است و یکی دیگر از ایراداتی که از سوی برخی نمایندگان در مجلس چهارم مطرح و موجب رد لایحه اجازه پیوند اعضای بدن فوت شدگان در موارد خاص شد، حاکی از آن است که اکثر مخالف ها ناشی از فقدان تشکیلات منسجم لازم و ضعف سیستم نظارتی بوده است .

دکتر ایلخانی ، نورولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درباره میزان تمایل خانواده ی بیماران مبتلا به مرگ مغزی به اهدای عضو اظهار می کند که متاسفانه آمار دقیقی در دست نیست ، اما آنچه در برخورد مستقیم با خانواده ی بیماران می توان دریافت نگرش منفی آنان نسبت به این امر انسان دوستانه است که به علت باورهای نادرست و نیز بحران عاطفی است که با از دست رفتن یکی ازعزیزانشان ، تصمیم گیری منطقی از جانب آنها را تحت تاثیر قرار می دهد . باورهایی از قبیل این که این افراد با همین جسم در دنیای دیگری حاضر می شوند ونباید جسم آنها را دچار نقصان کرد.

با توجه به مطاب بیان شده می بینیم که بحث اهدا عضو ، شخصی که دچار مرگ مغزی شده نیز مانند خیلی از امور دیگر نیاز به فرهنگ سازی عمیق و ریشه ای دارد . در واقع در بسیاری از موارد مرگ مغزی ، خانواده چنین شخصی راضی به اهدا عضو از بدن اونمی شوند ، به همین دلیل آمار پیوند اعضا از شخص مرگ مغزی به بیماران نیازمند در ایران چندان هم چشمگیر نیست و این مسئله در حالی است که موانع فقهی و حقوقی این امر برطرف شده است .

علت تردید در حکم فقهی برداشت اعضای مرگ مغزی

بحث برداشت اعضاي بدن مردگان مغزی ، بحثی است غیر فقهی ، در واقع حکم کردن در این زمینه نیازمند تشخیص موضوع است ، اگر فرد مبتلا به مرگ مغزی را در زمره مردگان یا زندگان بدانیم به قطع، حکم هر دو گروه در فقه مشخص است ، تردید در جایی است که در ثبوت و تحقق هر یک از این حالات شک شود .

برای بررسی این مساله باید جنبه حکمی و موضوعی را در نظر گرفت .

بنابراین در ذیل به بحث حکمی وموضوعی مساله می پردازیم .

الف – بحث حکمی :

حکم برداشت اعضای مردگان مغزی در سه فرض قابل بررسی است

فرض اول : علم به حیات :

اگر به یقین از زنده بودن فردی که دچار مرگ مغزی شده است ثابت باشد ، نمی توان به استناد برخی از علایم حیاتی حکم به مرده بودن چنین شخصی داد ، در نتیجه برداشت اعضا این شخص حرام است ، حتی اگر عضو مزبوراز اعضایی باشد که نقش موثری در حیات یا عدم حیات شخص نداشته باشد به عنوان منثال چشم ، دست ، پا یا یک کلیه . در واقع در اینجا اضرار بر نقس و حرمت آن که در قسمت قبل به آن پرداخته شد به طور مسلم صدق می کند ، خصوصا اگر دلیلی مبتنی بر رضایت شخص به این کار ( در حال حیات ) وجود نداشته باشد . حال اگر عضو جدا شده از اعضایی باشد که حیات شخص به آن بستگی دارد ( قلب ، کلیه ، و ….) در این صورت این جداسازی از مصادیق بارز قتل نفس محترم است .

فرض دوم : علم به مرگ :

اگر مرگ شخص مبتلا به مرگ مغزی روشن باشد به نحوی که امکان برگشت به زندگی برای او فراهم نیست صرف حرکت قلب و تنفس او چه به طور خود به خود یا با دستگاه را نمی توان دلیلی برای زنده بودن چنین شخصی دانست ، در این صورت نیز جداسازی از اندام کار جایزی نیست، زیرا در ابتدا حکم مرگ در مورد این شخص داده شد و ادله ای که بر حرمت جنایت بر مرده ، حرمت شکستن اعضای بدن مردگان و مثله کردن او بیان شده در این مورد صدق می کند .

فرض سوم ، شک در زندگی و مرگ :

اگر شک کنیم که مرگ بخشی از مغز یا تمام آن باعث تحقق مرگ می شود یا نه ، در این صورت حکم برداشت اعضا جای تردید دارد .

در این فرضها با توجه به تقدم موضوع بر حکم می توان از چند راه با احراز تعبدی موضوع حکمش را نیز برآن بار کرد.

احراز تبعدی موضوع یعنی اثبات حیات یا مرگ ، ازطرق زیر ممکن است .

1- استصحاب موضوعی :

درارتباط با شخصی که بین مرده بودن وزنده بودن او مردد هستیم ، چون سابقا حیات داشته قائل به استصحاب شویم ، و حیاتش را استصحاب کنیم پس با اثابت تعبدی حیات احکام شخص زنده در مورد این شخص جاری می شود.

2- وجوب صبر در دفن برخی از مردگان :

رویات متعددی از ائمه معصومین علیهما السلام وارد شده است که حکم به وجوب تاخیر در دفن شخص غرق شده یا صاعقه زده میکنند تا این که مرگ قطعا ثابت شود.

البته لازم به ذکر است که خصوصیتی برای غریق یا صاعقه زده در این روایات نیست ، چرا که در سایر روایات وجود تاخیر در دفن ، به گروههایی دیگر از مردگان نیز سرایت داده شده است .

« فانه ربما ظنوا انه مات و لم میت »

این روایت بر وجوب صبر در تمامی موارد اشتباه است ، زیرا علم پزشکی با تمام دقتی که دارد نمی تواند زمان دقیق مرگ را تشخیص دهد و آنچه به عنوان علایم مرگ مغزی بیان شده ، که مجوز صدور اجازه دفن نیز هست ، نمی تواند در ساعت اولیه باعث یقین به مرگ بیمار شود ، زیرا در تعیین ضابطه مرگ مغزی اختلاف نظر است

آیا مرگ قشر مخ کافی است یا باید ساقه مغز نیز از کار بیافتد یا از کارافتادگی تمام مغز لازم است ؟

علاوه براین ، علایم مرگ مغزی دربزرگسالان نمی تواند در افراد کمتر از پنج سال صادق باشد.

بر اساس روایات ، از جمله کسانی که می باید در دفن آنها صبر کرد ، افرادی هستند که آوار بر سر آنها خراب شده است و معلوم است که این افراد شبیه ترین افراد به مرگ مغزی هستند وجوب سه روز صبر برای چنین افرادی بر اساس روایات ، دقیقا منطبق است با زمانی که برای آزمایشهای لازم درتشخیص و احراز مرگ مغزی لازم است .

ب- بحث موضوعی :

در اینجا لازم است برای روشن شدن جایگاه مرگ مغزی ، بحثی در تعریف مفهوم مرگ و زندگی داشته باشیم .

حیات :

حیات انسانی با تعلق روح به بدن ایجاد می شود واین جدای از حیات سلولی است .

روایتی از زراه بیانگر این مطلب است که انسان دارای دوروح یا دو حیات است : روح و حیاتی که از صلب و رحم پدر و مادر به او رسیده و روحی که حیات نام دارد یا روح عقل. در واقع ملاک حیات انسان ، اثبات ارتباط میان روح عقلی با بدن انسان است . پس وجود حیات سلولی در فرض نبود ارتباط میان روح عقلی با بدن ، حاکی از حیات انسان نیست .

مرگ : عبارت است از جدایی و قطع تعلق روح .

بنابراین ، ارتباط موجود میان روح و بدن ارتباطی است تقابلی ، قوام بدن به روح است و روح نیز تا زمانی که در دنیاست محتاج بدن . در واقع با جدایی روح از بدن ، بدن فاسد می شود ، کما اینکه فساد بدن باعث جدایی روح از آن می شود.

سوالی که در این مبحث مطرح است این است که ، فساد بدن چگونه موجب جدایی روح است .

آیا مرگ قلب باعث جدایی روح از بدن است یا مرگ مغزی؟

اگر بگوییم مرگ قلب، پرواضح است که حیات مغز ، یعنی عمل به وظایفش ، متوقف بر کار قلب است به گونه ای که در صورت از کار افتادن قلب ، مغز نیز بواسطه نرسیدن خون و اکسیژن از کار می افتد.

اگر قائل به مرگ مغز بشویم و آن را به عنوان عاملی در مفارقت روح بدانیم دونظریه مطرح می شود.

1- مرگ مغز و قلب همزمان

2- مرگ مغز و زنده بودن قلب

به هرحال پیدایش عامل فساد بدن که باعث جدایی روح از آن است ، جز موارد بحث برانگیز است که برای پرهیز از احاطه کلام به آن پرداخته نمی شود.

وصیت به جداسازی اعضای بدن پس از فوت

در صحت وصیت انسان به جداسازی اعضای بدنش پس از مرگ ، برای پیوند به انسان زنده دیگری ، دو نظریه وجود دارد . این اختلاف نظر ، اختلاف در حکم وضعی مساله است یعنی صحت و فساد نه حرمت و جواز .

دیدگاه اول : جواز

این دیدگاه که قائل به مجاز بودن وصیت برای اهدا عضو است ، مستند به دو دلیل است .

دلیل اول : استمرار اختیارات انسان بعد از مرگ

وصتیت اتصالی وپیوند میان قبل و بعد از مرگ است در واقع وصیت ادامه اختیارات انسان است با توجه به تعریفی که تحت این عنوان از وصیت ارائه شده است .

« استیفا حق معلق بر مرگ »

بنابراین ، دایره وصیت انسان تمامی حقوقی است که شرعا برای شخص در زمان زنده بودنش ثابت است و می خواهد در بعد از مرگش نیز به آن عمل شود از آن جا که انسان در زمان زنده بودن حق دارد عضوی از بدن خود را به منظور پیوند به انسان دیگری واگذار نماید ، می تواند به این کار هم وصیت کند .

البته این نظر با مخالفتهایی روبروست ، مخالفان این نظریه به ادله زیر استدلال کرده اند.

اولا : هر حق ثابت در زمان زنده بودن ، قابل وصیت نیست ، بنابراین عمل به آن بعد از مرگ لازم نیست ، حقوق انسان دو دسته است ، در برخی از آنها مباشرت خود انسان شرط است ، و در برخی شرط نیست و وصیت نیز جز گروه دوم است .

ثانیا : با توجه به ادله وروایاتی که در بحث حرمت اضرار به نفس بیان شده ، این نوع تصرف در بدن از مصادیق بارز اضرار به نفس است . بنابراین وصیت به اهدا عضو پس از مرگ ، از نظر ضرر وارد به بدن در زمان زنده بودن تفاوتی ندارد .

ثالثا : وصیت به اهدا عضو پس از مرگ شامل حرمت جداسازی و مثله کردن یا شکستن استخوان میت است ، در واقع می توان گفت ، وصیت کردن باعث حلال شدن کار حرام نمیشود.

دلیل دوم : حلیت جان ومال مسلمان با رضایت او

برخی با استناد به روایت نبوی « لایحل دم امری ، مسلم و لاماله الا بطیب نفسه » وصیت به قطع و برداشت اعضای بدن انسان پس از مرگ را جایز می دانند .

از این حدیث جواز تصرف در مال و خون مسلمان مستند می شود ، اگر با اجازه او باشدکه کاشف است از رضایت شخص . در واقع کلمه خون دراین روایت تعبیر تسامحي است که خصوصیتی به اعبتار خون بودن ندارد ، بلکه مقصود جان مسلمان است . بنابراین این روایت در مقام حلال شمردن تصرف در مال و جان دیگران است در صورتی که اجازه ای مبنی بر این کار باشد .پس وصیت به جداسازی اعضای بدن ، کاشف از طیب ورضایت خاطر موصی است عمل به آن پس از مرگ واجب در نتیجه چنین وصیتی به نحواولی واجب است.

این نظریه هم با مخالفتهایی روبروست . مخالفان برای اثبات مخالفت خود به ادله ای استنفاده می کنند.

اولا : طیب نفس در خون ، در معنایی اعم از قتل ظهور ندارد ؛ در واقع چیزی که از این روایت فهمیده می شود به قرینه سایر استعمالات کلمه خون ، قتل است ، پس مفهوم این خواهد شد .

کشتن مسلمانی با رضایتش جایز است ، این اول کلام است زیرا اجازه شخص و رضایت او برای جواز قتل کافی نیست . در واقع این مساله ای است که هر عقل سلیمی آن را رد می کند.

ثانیا : با فرض که بپذیریم « دم » در معنایی اعم از قتل بکار رفته، و سایر تصرفات در بدن را نیز شامل می شود این مساله امری است خلاف قواعد شرعی ، زیرا پس از آن که حرمت اضرار به نفس وقتل نفس و جنایت به مرده. در اسلام مساله ای روشن است پس رضایت باطنی برای اثبات جواز کافی نیست .

در واقع اجازه صاحب حق مجوز ارتکاب کار حرام نخواهد بود ، زیرا اگر رضایت کافی برای اثبات جواز چنین وصیتی باشد ، می توان بسیاری از محرمات چون زنا ، لواط ، ربا ف رشوه ، کشتن بیماران غیرقابل علاج و…. را اگر با رضایت فاعل و قابل انجام باشد جایز شمرد و حکم کردن برجواز این امور حکم جواز به محرمات است .

دلیل سوم : اطلاقات ادله وصیت ومشروعیت آن

وصیت امری است تعلقی ، که مشروعیت آن با ترتیب اثر دادن به آن حاصل می شود . در واقع مشروعیت وصیت مستند به روایاتی از ائمه علیهما السلام می باشد به عنوان مثال ؛ حضرت باقر(ع) فرموده اند :

« الوصیه حق ، وقد اوصی علیه السلام فینبغی لمسلم ان یوصی ؛ وصیت حق است ، پیامبر وصیت کرد پس شایسته است که هر مسلمانی وصیت کند ».

روایت دیگری از امام صادق (ع) وارد شده است که دلالت بر لزوم وصیت دارد ؛ ایشان می فرمایند « الوصیه حق علی کل مسلم » ؛ » لازم است که هر مسلمانی وصیت کند »

موضوع این روایات همان وصیت عرفی است ، و این روایات درصدد بیان این مطلب است که وصیت عرفی مشروع است . وصیت به قطع اعضای بدن نیز وصیت عرفی است ، قانونگذار هم به نفوذ و لزوم ترتیب آثار بر طبق وصیت عرفی حکم داده است ، پس این وصیت از نظر شرع نیز صحیح است .

دلیل چهارم : سلطنت انسان بر خود :

از جمله مستندات برای اثبات سیطره انسان بر بدن خود ، به نحوی که بتواند اعضای آنرا اهد کند ویا اجازه این کار را به دیگران بدهد ، قاعده سلطنت است ؛ « الناس مسلطون علی اموالهم »

روایتی که مرحوم علامه مجلسی در اثبات قاعده سلطنت از پیامبر اکرم نقل کرده اند.

توجیهی که عده ای در استدلال به این روایات برای اثبات تسلط انسان بر بدن خود می آورند این است که انسان بر اموال خود سلطه دارد واین سلطه تا جایی است که منجر به صدمه به دیگران نباشد . سلطه انسان به ذات خود مقدم بر سلطه بر مال است ، در واقع سلطه انسان بر مال نشات گرفته از سلطه بر جان اوست ، زیرا انسان در ابتدا مالک ذات و فکر خود است و به تبع این مالکیت ، مالک اموال خویش است ، پس تصرف انسان در ذات خویش مبداو منشا پیدایش دیگر تصرفات آدمی است.

البته نمی توان از این قاعده به عنوان سندی برای معتبر دانستن هر نوع تسلط و تصرف استناد کرد ، زیرا در این صورت محرمات الهی ، به حکم ( الناس مسلطون علی انفسهم ) جایز دانسته می شود ، به عنوان مثال زنا ، لواط ، خودکشی یا آ تا نازی ….. در واقع طرح این اشکال تا حدی مشابه اشکال وارد شده به دلیل دوم است .

البته گروهی نیز معتقدند که فرض تسلط انسان بر خودش به نوعی ، امری عقلایی است عقل حکم می کند که انسانی که بر اموال خودسلطه دارد بر جان خود به نحو اولی تسلط دارد . این فرضیه چنان بدیهی است که نیازی به تصریح قانونگذار در آن نیست.

در واقع مالکیت انسان نسبت به خویش امری ذاتی است البته مالکیت وتسلط انسان بر خویش ، همچون مالکیت انسان بر اموال، مطلق نیست و محدود به حدودی است به نوعی می توان گفت این محدودیت ها ، حدودی الهی هستند شاید به قطعیت بتوان گفت در اسلام با وجه به پیش بینی عاقب تکیه بر این قاعده این حدود بیان شده است تا انسان را از مفاسدی که ممکن است به واسطة استناد به قاعده سلطنت در آن گرفتار شود ،برحذر دارد . به عنوان مثال حرمت خودکشی ، خودزنی با خود فروشی و هرگونه اضرار به نفس و به خطر انداختن جان .

پس می توان گفت شکی در تسلط انسان بر بدن خویش وجود ندارد ولی از منظر شرع محدودیت هایی برای آن قابل فرض است .

بنابراین استدلال به روایت « الناس مسلطون علی اموالهم » جدای اثبات حلیت پیوند اعضا محدود به قیودی خاص است و می توان گفت این استدلال در مورد پیوند عضو مرگ مغزی صدق بیشتری دارد نه پیوند عضو از شخص زنده ، زیرا در این صورت بحث اضرار به نفس پیش می آید و در تمام احکام اسلامی اضرار به نفس مذموم است .

دیدگاه دوم : عدم جواز

جایز نبودن وصیت به جداسازی اعضای بدن ، از سه ناحیه قابل تصور است : نفس عقد ، موصی له و موصی به . نفس عقد

قوام هرعقدی ، به ایجاب وقبول است ، وصیت نیز از عقود است که نیازمند ایجاب وقبول است . در وصیت ایجاب از سوی موصی محقق می شود ، ولی کسی نیست که آنرا قبول کند و عدم وجود قابل در بحث وصیت به اهداء عضو به ارکان عقد خلل وارد می کند .

این نگرش قابل ایراد است زیرا

1- وصیت به جداسازی اندامهای بدن ، گاه برای شخص معین است و گاهی برای دادن به هر نیازمندی ، در فرض اول امکان کسب و حصول قبول از موصی له متصور است .

2- در جایی می توانیم ایجاب و قبول را در رکن اساسی وصیت بدانیم که قائل به عقد بودن وصیت باشیم ، ولی اگر ایقاع باشد یا در عقد قبول لازم نباشد ، در این صورت نیازی به قبول نخواهد بود.

3- بر فرض که عقد بودن وصیت را بپذیریم ، دلیلی وجود ندارد که قبول در زمان عقد انجام پذیرد ؛ زیرا اگر قبول در هنگام عمل به وصیت و بعد از مرگ موصی هم انجام شود کافی است ، زیرا موالات میان ایجاب وقبول اعتباری ندارد .

4- برخی از فقها چون ، علامه و شهید معتقدند که قبول همیشه در وصیت لازم نیست ، حتی در وصیت تملیکی ، زیرا وصیت تملیکی گاه برای شخصی معین است و گاه غیرمین و قبول در جایی معتبر است که موصی له معین باشد.

اگر وصیت به اهدا عضو ار از حیث عقد بودن مدنظر قرار دهیم پس مانعی در این میان وجود ندارد .

موصی له :

ایرادی که مخالفان به وصیت به اهدا عضو دارند ، از جهت فقدان برخی شرایط موصی له است .زیرا در موصی له شرایط زیر معتبر است .

1- وجود موصی له :

وصیت به جداسازی واهدا عضو به جهت موجودنبودن موصی له در زمان وصیت ، نافذ نیست . این نظیه هم قابل اشکال است زیرا ، وصیت برای اهدا عضو احتیاج به وجود موصی له در زمان وصیت ندارد ، زیرا گاهی اهدا عضو ، شامل شخصی می شود که در آینده به آن نیاز پیدا می کند.

همچنین اگر وصیت به اهدا عضو را از عقود عهدی بدانیم ، یعنی تعهدی که موصی نسبت به بعد از مرگ دارد در این صورت وجود موصی له لازم نیست . تعهد کردن برای معدوم بلااشکال و مورد قبول فقهاست .

بر فرض که وصیت ، عقدی تملیکی و نیامند به موصی له باشد ، وجود او در زمان مرگ موصی لازم است نه در زمان انعقاد وصیت ، زیرا زمان تملک موصی له در زمان مرگ است.

نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت موجود بودن موصی له در وصیت برای معین است ، در حالی که وصیت به اهدا عضو ، از نوع وصیت برای جهات عامه است که وجود بالفعل موصی له لازم نیست .

2- مجهول نبودن موصی له

از جمله شرایط موصی له این است که مجهول نباشد زیرا موصی به باید صرف موصی له معین شود . بنابراین در بحث پیوند عضو ، عضوی که شخص برای پیوند وصیت می کند باید به شخص معلوم پیوند بخورد ولی در واقع این گونه نیست و غالبا موصی له مجهول است.

در مقابل این دیدگاه می توان چنین پاسخی داشت ، مجهول بودن گاه به معنای ابهام است و گاهی به معنای عدم تعیین انچه مفسر به صحت وصیت است اولی است نه دومی .

به دیگر سخن ، موصی له یا فرد خارجی است یا فرد عنوانی و یا کلی قابل انطباق بر عده ای از اشخاص . موصی له در تمام این فروض معین است و این مطلب در وصیت به اعطای اعضای بدن پس از مرگ نیز صادق است . بنابراین موصی له معین خواهد بود ، نظیر کسی که به دادن کلیه اش به شخصی خاص یا به بانک اعضای بدن ویا به هرکس که نیازمند کلیه است وصیت می کند البته اگر موصی له مذکور نباشد ووصی هم آن را نه فردی ونه عنوانی تعیین نکرده باشد این تردید مضر خواهد بود از آن جهت که عقد ارتباطی است میان دونفر.

از سوی دیگر بحث از اعتبار معلومیت در موصی له در صورتی صحیح است که وصیت را عقد تملیکی بدانیم ، ولی اگر بگوییم که وصیت عهدی است خاص قائم به خود موصی ، در این صورت معلوم بودن موصی له اعتباری نخواهد داشت .

اجازه گرفتن از اولیای متوفی

روایات متعددی دلالت دارد بر این که « اولی الناس بالمیت » باید عهده دار اموری چون : تجهیز ، غسل ، کفن ، نماز شود این دسته از روایات ، بیان کننده به عهده گرفتن امور میت توسط اشخاصی معین است نه هر کسی . مگر در صورتی که آن شخص قادر یا مایل به انجام وظایف خود نباشد.

در مورد قید « اولی » در این روایات میان فقها اختلاف نظر است ، به این صورت که اولی به شخص تعلق می گیرد یا به فعل ، اگر به فعل تعلق می گیرد به معنی افضلیت و استحباب است ولی اگر به شخص تعلق گرفت برای استجابت نیازمند قرینه خاصی است .

گروهی معتقدند اولویت در این روایات به معنای احقیت است ، یعنی قانونگذار در مقام جعل حق برای ولی است ولذا تصرفات غیر از ولی در بدن میت محتاج به اذن و اجازه اوست .

ولی این گروه غافل از این نکته شده اند که اولویت ولی حقی است واقعی که قانونگذار تنها آن را تایید کره است .

بنابراین مفاد این روایات حکمی است ارشادی ، در واقع قانونگذار درصدد تاسیس و جعل حقی برای ولی میت نیست .

شاهد بر این گفته ، روایاتی است که به عنوان احقیت وارد شده اند ، همچنین فتاوی برخی متقدمان مبنی بر بطلان وصیت به این که کسی غیر از ولی شخص را پس از مرگ غسل دهد این بطلان نشان دهنده تقدم حق ولی است با توجه به روایت « اولی الناس بالمیت » میزان و حدود اولویت ولی میت چقدر است ؟

در این مورد دواحتمال وجود دارد :

1- منحصر به اموری است که در روایات ذکر شده ، همچون : غسل ، کفن ، تلفین ، نماز ودفن

2- شامل تمام امور و احکام میت می شود چه در روایات ذکر شده باشد چه ذکر نشده باشد.

امروزه با توجه به مسئله مرگ مغزی واهدا اعضا در مرگ مغزی ، اگر شخصی وصیتی چه شفاهی یا کتبی در مورد اهدا عضو در فرض مرگ مغزی نداشته باشد ، اختیارات ولی در این زمینه تا چه حدودی است ؟

آیا اجازه ولی برای اهدا عضو و برداشت اعضا جایز است یا نه ؟

در این مورد دونظریه وجوددارد

نظریه اول : جواز . در روایات ما متصدی امور میت حمل بر ولی شده است حتی در عرف هم با شنیدن شخصی که تصدی امور متوفی را به عهده دارد ولی به ذهن متبادر می شود . ولی میت ، قیم اوست و می تواند به مصلحت میت تصمیماتی بگیرد پس در بحث مرگ مغزی وپیوند عضو چه مصلحتی بالاتر از این که با موافقت ولی شخصی که دچار مرگ مغزی است اعضای او به اشخاص نیازمند پیوند زده شود تا هم موجب احیا شخصی که به واسطه نقص در بدن با مرگ دسته و پنجه نرم می کند باشد که هرکس با شخص مسلمانی حیات بخشد که این جامعه اسلامی را احیا کرده است و هم با قیات و صالحاتی برای اهدا کننده باشد.

بنابراین ،اگر ولی بخواهد برخی از اعضای میت را در اختیار پزشکان قرار دهد تا در عمل پیوند مورد استفاده قرار گیرند ، جایز خواهد بود.

نظریه دوم : عدم جواز . چیزی که معتقدان به این نظریه از روایات استنباط کرده اند تقدم ولی میت بر سایر افراد در اموری چون غسل و کفن و ……. است . پس مساله اجازه به برداشت اعضا از سوی ولی تخصصا از این روایت خارج است . قائلین به این نظر معتقدند ولی قائم مقام میت است در احکامی که برای اوثابت است و چون حق برداشت عضو در حال حیات به واسطه اضرار به نفس و همچنین وصیت به آن برای پس از مرگ به واسطه ادله حرمت قطع اعضای بدن مرده برای خود مولی علیه ثابت نیست ، به طریق اولی برای ولی او هم ثابت نخواهد بود .

در واقع این گروه نیز به نوعی هم عقیده مخالفان در وصیت به اهدا عضو هستند در حالی که مشروعیت وصیت به اهدا عضو امری است که اثبات شده است . پس اگر وصیت به اهدا عضو باشد که دیگر نیازی به اجازه ولی نیست ، همچنین اگر مقتضای ولایت را در نظر گرفتن مصلحت مولی علیه بدانیم نه مصلحت ولی پس مصلحت متوفی این است که اعضای او به نیازمندان اهدا شود چنانچه سابق در این زمینه بحث شد چگونه می توان گفت عضوی که اگر در قبر بماند می پوسد واز بین می رود ، در حالی که با پیوند به بیماری موجب نجات جان یک انسان می شود ، که ثواب ان هم به اهدا کننده ( میت ) بر می گردد ، مصحلتی برای میت ندارد .

نکته ای که بی ارتباط با این بحث نیست ، اجازه ولی صغیر مبتلا به مرگ مغزی برای برداشت اعضای بدن آنهاست ، این مساله را به نوعی می توان در افراد مجنون یا سفیه نیز تعمیم داد . در این دسته از افراد به دلیل عدم اصلیت آنها در باب رضایت ایشان بر اهدای عضو و با توجه به اینکه اراده آنها در این امر کامل نیست آیا ولی می تواند اجازه به اهدا عضو داشته باشد . در مورد سفیه و صغیر می توان گفت نقص و ایراد دررضای آنهاست نه قصد آنها ، در واقع رضای این دسته از افراد کامل نیست ، پس اهدا عضو در مورد این دسته صحیح است ولی به صورت غیرنافذ و احتیاج به تنفیذ سرپرست قانونی آنها دارد . البته ولی صغیر یا مجنون در این مورد هم مصلحت آنها را در نظردارد.

استفتائات برخی از مراجع پیرامون اهدا عضو :

امام خمینی قدس سره : توضیح المسائل

مساله 2882- اگر حفظ جان مسلمانی متوقف باشد بر پیوند عضوی از اعضا میت مسلمان ، جایز است قطع آن عضو و پیوند آن و بعید نیست دیه داشته باشد و آیا بر قطع کننده است یا بر مریض ، محل اشکال است ، لیکن می تواند طبیب با مریض قرار دهد که او دیه را بدهد و اگر حفظ عضوی از مسلمان موقوف باشد بر قطع عضو میت ، دراین صورت بعید نیست جایز باشد و اگر قطع کند دیه دارد ، لیکن اگر میت در حال زندگی اجازه داد ، ظاهرا دیه ندارد ، لیکن جواز شرعی آن محل اشکال است واگر خود او اجازه نداد ،اولیای او بعد از مرگش می توانند اجازه بدهند و دیه از قطع کننده ساقط نمی شود و معصیت کار است .

آیت الله سید علی خامنه ای : اجوبه الاستفتائات

س: اگر فردی وصیت نماید که بعضی از اعضای بدن او بعد مردن به بیمارستان یا شخص دیگری هبه شود ، آیا این وصیت صحیح واجرای آن واجب است ؟

ج: صحت و نفوذ این قبیل وصایا نسبت به اعضایی که جدا کردن آنها از جسد میت هتک حرمت اومحسوب نمی شود ، بعید نیست وعمل به وصیت در این مورد مانعی ندارد .

س: اگر شخصی مبتلا به بیماری شود و پزشکان از درمان وی ناامید گردند و اعلام نمایند که اوبزودی از دنیا خواهد رفت ، در این صورت آیا برداشتن اعضای حیاتی بدن او مثل قلب وکلیه و غیره قبل از وفات وی و پیوند آنها به بدن شخص دیگر جایز است ؟

ج: اگر برداشتن اعضای بدن او منجر به مرگ وی شود حکم قتل او را دارد ، و در غیر اینصورت اگر با اجازه خود اوباشد اشکال ندارد .

س : آیا استفاده از عروق ورگهای جسد شخص متوفی برای پیوند به بدن یک فرد بیمار ، جایز است ؟

ج: اگر به اذن میت در دوران حیاتش ویا اذن اولیای او بعد از مردنش باشد ویا نجات جان نفس محترمی منوط به آن باشد اشکالی ندارد.

س : بعضی از افراد دچار ضایعات مغزی و غیرقابل درمان وبرگشت می شوند که بر اثر آن ، همه فعالیتهای مغزی آنان از بین رفته و به حالت اغما کامل فرد می روند و همچنین فاقد تنفس و پاسخ به محرکات نوری وفیزیکی می شوند در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیتهای مذکور به وضع طبیعی کاملا از بین می رود و ضربان خودکار قلب مریض باقی می ماند که موقت است وبه کمک دستگاه تنفس مصنوعی انجام می گیرد و این حالت به مدت چند ساعت و یا حداکثر چند روز ادامه پیدا می کند ، وضعیت مزبور در علم پزشکی مرگ مغزی نامیده می شود که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکات ارادی می گردد.و از طرفی بیمارانی وجود دارند که نجات جان انان منوط به استفاده از اعضای مبتلا به مرگ مغزی است بنابراین آیا استفاده از اعضای مبتلا به مرگ برای نجات جان بیماران دیگر جایز است ؟

ج: اگر استفاده از اعضای بدن بیمارانی که در سوال توصیف شده اند برای معالجه بیماران دیگر ، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود جایز نیست ، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد ، اشکال ندارد .

آیت الله مکارم شیرازی

س: اهدا اندام بدن بعد از مرگ به دیگران چه حکمی دارد؟

ج: در صورتی که حفظ جان یا عضو مهم مسلمانی متوقف بر آن باشد اشکالی ندارد .

آیت الله نوری همدانی

س: آیا فردی می تواند وصیت کند که پس از فوت او ، عضوی از وی خارج ساخته و به دیگری پیوند زنند ؟

ج: بلی می تواند

در صورت جایز بودن مساله فوق آیا وجهی به عوان دیه یا عنوان دیگر باید پرداخت گردد؟ این وجه در چه راهی مصرف می شود؟

ج: این موضوع به کیفیت وصیت بستگی دارد که در مقابل اگر مطلق باشد باید در راه خیر صرف شود و ثواب آن مال ان میت می باشد و به ورثه مربوط نیست .

س: در سوال بالا آیا اولیای میت می توانند چنین اجازه ای دهند ؟ ( با فرض عدم وصیت )

ج: نمی توانند

س: اگر فردی وصیت کند که پس از فوت ، عضوی از او را به دیگری پیوند زنند ، آیا اولیا میت می توانند به وصیت عمل ننمایند؟

ج: لازم است در صورت امکان به وصیت عمل شود.

انسان برای موارد حفظ و احیا عضوی یا نسلی می تواند به فروش و اهدای اعضای بدن خود وصیت کند و این امر بالا اشکال است مگر آن که باعث هتک حرمت باشد که در این میان فرقی میان بخشی یا کلی از بدن نیست و پول ماترک شخص نیست و به ورثه نمی رسد دیه است که صرف امور خیریه برای شخص می شود.

دیه برداشت عضو از بدن مرده مسلمان

از جمله مباحثی که در حاشیه احکام مربوط به پیوند اعضا مطرح می شود پرسش درباره تعلق گرفتن دیه به بدن شخص اهدا کننده می باشد حکم کردن در این زمینه مستلزم در نظر گرفتن صورت مختلف می باشد .

صورت اول : اهدا عضو به وصیت شخص مبتلا به مرگ مغزی انجام پذیرد ، اگر به هنگام وصیت قصر مجانی کند دیه ساقط است بر اسا قاعده سلطنت انسان بر بدن خویش ، زیرا لازمه این سلطنت ایثار اعضای بدن است البته تا حدودی که شارع از آن نهی نکرده است .

صورت دوم:

اهدا عضو با وصیت باشدولی شخص به هنگام وصیت کردن قصدی مبنی بر اهدا مجانی نداشته باشد در این صورت اطلاق ادله ثبوت دیه است مستند این حکم روایاتی است که حکم شکستن و قطع کردن اعضای مرده را همانند اعضای انسان زنده می داند.

اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) می پرسد در مورد مرده ای که سرش جدا شود ، آن حضرت فرمود : دیه بر آن تعلق می گیرد .پرسیدم : چه کسی دیه را می گیرد ؟ امام فرمودند به خدا قسم این دیه از آن خداست و اگر دست یا چیزی از اعضا قطع گردد ارش ثابت است برای امام .

این روایت مستند بوده و شیخ صدوق نیز آن را با سند بیان کرده اند و در جایی که شخص وصیت می کند بر اهدا عضو ، ولی قصد مبنی بر مجانی بودن ندارند صدق می کند و رضایت دروصیت تنها حرمت تکلیفی را بر می دارد ولی حکم وضعی یعنی ثبوت دیه به حال خود باقی است .

صورت سوم : قطع اعضای بدن مرده از باب تشخیص ضرورت بادش در این فرض دیه ثابت است زیرا در علم اصول ثابت شده است که با اضطرار تنها حرمت تکلیفی برداشته می شود ولی اثر و حکم وضعی باقی است . به عنوان مثال اگر شخص مضطر شود برای حفظ جان به خوردن از مال دیگران بدون رضایت صاحب مال ، اضطرار موجود حرمت را بر می دارد ولی ضمان را بر نمی دارد.

صورت چهارم : قطع اعضای بدن میت به تشخیص و فرمان ولی امر انجام گرفته باشد در این صورت نیز دیه ثابت است زیرا مقتضای ادله احترام مرده مسلمان ، ثبوت دیه است .

صورت پنجم : برداشت و قطع اعضا بدون وصیت و بدون وجودمصلحت و حکم حاکم باشد بدون شک مهمترین مورد ثبوت دیه همین جاست و روایت منقول از اسحاق بن عمار در این مسئله صدق روشنی دارد.

اختلاف صورتها موجب شده است که امروزه فقها نیز دچار اختلاف نظر در ثبوت دیه در این موارد شوند :

1- برخی از فقها تشریح و قطع عضو از مرده مسلمان را حرام و وصیت در این زمینه را غیر نافذ می دانند ، و قطع کننده را گناهکار و مطابق قواعد شرعی ملزم به پرداخت دیه می دانند.

2- برخی دیگر از فقها قائل به تفصیل هستند و بنابر ضرورت حفظ جان یا سلامتی مسلمانی دیگر قطع عضو را جایز ودیه را ساقط می دانند به عنوان مثال آیت الله مکارم شیرازی .

3- گروهی دیگر ملازمه ای بین جواز قطع عضو در صورت ضرورت و ساقط بودن دیه در موارد مجاز نمی بینند و معتقد به ثبوت دیه حتی در صورت جواز هستند مگر آن که اهدا کننده به قصد مجانی بودن تصریح داشته باشد.

4- دسته ای دیگر از فقها که برداشت عضو از مرده مسلمان را به منظور حفظ جان یا سلامتی مسلمانی دیگر مجاز دانسته ، وصیت و اذن قبلي شخص را هم مجوز برای ثبوت ديه نمی دانند به عنوان مثال آیت الله فاضل در استفتائات خویش فرموده اند در صورت وصیت صاحب عضو نیز بنابر احتیاط دیه ثابت است.

5- حضرت امام در استفتائی که در سال 68 از ایشان در مورد اهدا اعضای کسی که دچار سکته مغزی شده است می فرمایند:

اگر تشریح و قطع عضو مرده مسلمان برای رعایت مصلحت همه مسلمانان باشد ، مثل تشریح مرده مسلمان در صورت توقف حفظ جان مسلمانان بر آن دیه ثابت نمی شود ولی اگر قطع عضوبه منظور حفظ جان فرد یا افراد معینی ازمسلمانان انجام شود دیه ثابت است.

نظریه دوم فقها بنابر دلایل زیر ترجیح دارد:

1- روایات صحیح و معتبری که در مورد شکافتن شکم مادر يا قطعه قطعه کردن جنینی که در شکم مادر است بیان شده بر این دلالت دارد که امام در مقام بیان حکم شرعی چه وضعی چه تکلیفی بوده وذکری از دیه نکرده است .

2- در صورت تزاحم و تقدم اهم بر مهم ، عقل حکم بر وجوب بجات جان مسلمان می کند . در این صورت جواز شرعی ضمان را نفی می کند و ملازمه عرضي با ديه به دارد .

3-قاعده احسان نیز بر نفی ضمان دلالت دارد ، زیرا قاعده از آیه شریفه « ما علی المحسنین من سبیل » نشات می گیرد .«توبه 91»

بر حسب این قاعده نبايد پزشکی که از باب وجوب مقدمه واجب اهم عضو مرده مسلمان را قطع و با پیوند آن جان مسلمان بیماری را نجات می دهد ، ضامن پرداخت دیه دانست .

زیرا شارع چنین اجازه ای را به او می دهد و او عمل برداشت عضو را با اجازه شرعی انجام می دهد و اگر پزشک برداشت کننده ، عضو را مسئول بدانیم ، با توجه به قاعده احسان مفهومش این است که نیکوکار را مواخذه کنیم در حالی که قاعده احسان ، این مواخذه را نفی می کند.

مقدار و موارد مصرف دیه

در صورت ثبوت دیه درغیر موارد جواز برداشت عضو ، دیه مرده مسلمان مانند دیه جنین مسلمان است پيش از آن که روح در آن دمیده شود یعنی یک صد دینار . مقنن نیز در قانون مجازات اسلامی به تبعیت از نظر مراجع امامیه به ویژه تحریر الوسیله امام چنین مقرر کرده است .

« دیه جنایتی که بر مرده مسلمان واقع می شود به ترتیب زیر است »

الف – بریدن سر یک صد دینار

ب- بریدن هر دو دست یا هر دو پا یک صد دینار و بدین یک دست و یک پا پنجاه دینار و بریدن یک انگشت از دست یا یک انگشت از پا ده دینار و قطع یا نقص سایر اعضا وجوارح به همین نسبت ملحوظ می گردد.

در مورد موارد مصرف دیه مسلمان و این که دیه قطع عضو مرده مسلمان باید به مصرف خیرات برای خود صاحب عضو برسد ، هیچ اختلافی میان فقها نیست و این مساله ، اجماعی است.

در تبصره ماده 494 قانون مجازات اسلامی هم چنین مقرر شده است :

« دیه مذکور در این ماده بعنوان میراث به ورثه نمی رسد بلکه مال خود میت محسوب شده و بدهی او از آن پرداخت می گردد و در راه های خیر صرف می شود »

با توجه به این ماده ، ضروری است که به این نکته توجه شود که حتی در مواردی که فقها دیه قطع اعضای مرده مسلمان را در صورت جواز نیز ثابت می دانند ، این دیه نیز به دلیل روایات صحیح ( صحیح حسین بن خالد) و اجماع فقهای امامیه باید در راه خیرات برای مردة دهندة عضو صرف شود.

با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی بیماران بسیاری که از نارسایی های قلبی ، کلیوی وغیره رنج می برند و بیماریهای غیرقابل علاج ان ها نیز تنها با پیوند اعضا چاره پذیر است و این دیه نیز باید با اجازه ولی امر و حاکم شرع در امور خير مصرف شود ، پس چه امر خیری بالاتر از نجات مسلمانی در مانده وحیات بخشی دوباره به او و امید دادن به خانواده او.

نتیجه تحقیق :

از نظر حقوقی ، شخصی که مبتلا به مرگ مغزی شده است از سه حال خارج نیست یقین داریم که زنده است یقین داریم که مرده است ، درزنده بودن یا مردن او شک داریم اگر او را مرده فرض کنیم ، قطع عضو از بدن مرده مسلمان جایز نیست و علاوه بر حرمت شرعی موجب پرداخت دیه نیز هست .البته این حکم ، حکمی است اولی در غیر حال اضطرار .اگر حفظ جان انسانی منوط به برداشت عضو از بدن مرده ای باشد ، این برداشت از جهت اضطرار جایز خواهد بود . تشخیص اضطرار به عهده پزشک است البته اضطرار در این مورد باعث رفع حکم تکلیفی حرمت می شود ، ولی حکم وضعی دیه به حال خود باقی است .در فرض زنده بودن نیز جایز نیست زیرا به نوعی اضرار به نفس است و این موضوع از بحث اصلی تحقیق که وصیت به اهدا عضو است خارج است .

در فرض سوم ، برداشت عضو از پیکر چنین شخصی جایز نیست ، چرا که او به حکم قواعد فقهی محکوم به

 


دانلود رایگان پایان‌نامه مهندسی برق -قدرت – فرمت ورد

admin بازدید : 109 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

يك سيستم تحريك استاتيك به لحظ عملكرد شبيه تنظيم‌كننده اتوماتيك ولتاژ ميدان رفتار مي‌كند بطوريكه اگر ولتاژ  ژنراتور كاهش داشته باشد جريان ميدان را افزايش مي‌‌دهد و بر عكس اگر ولتاژ ژنراتور افزايش داشته باشد جريان ميدان را كاهش مي‌دهد. در واقع سيستم تحريك استاتيك توان ميدان اصلي ژنراتور تأمين مي‌‌كند در حاليكه تنظيم كننده ولتاژ، توان ميدان تحريك كننده را برآورده مي‌سازد. در سيستم تحريك استاتيك 3 مؤلفه اصلي وجود دارند: قسمت كنترل، پل يكسوساز و ترانسفورماتور قدرت كه در تركيب باهم ميدان ژنراتور را براي دستيابي به ولتاژ خروجي مناسب، كنترل مي‌‌كنند.

سمینار برق مخابرات: طراحی و شبیه سازی و ساخت دستگاه اندازه گیری فرکانس لحظه ای

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود پایان‌نامه رشته مهندسی برق فرمت ورد

admin بازدید : 95 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

يك سيستم تحريك استاتيك به لحظ عملكرد شبيه تنظيم‌كننده اتوماتيك ولتاژ ميدان رفتار مي‌كند بطوريكه اگر ولتاژ  ژنراتور كاهش داشته باشد جريان ميدان را افزايش مي‌‌دهد و بر عكس اگر ولتاژ ژنراتور افزايش داشته باشد جريان ميدان را كاهش مي‌دهد. در واقع سيستم تحريك استاتيك توان ميدان اصلي ژنراتور تأمين مي‌‌كند در حاليكه تنظيم كننده ولتاژ، توان ميدان تحريك كننده را برآورده مي‌سازد. در سيستم تحريك استاتيك 3 مؤلفه اصلي وجود دارند: قسمت كنترل، پل يكسوساز و ترانسفورماتور قدرت كه در تركيب باهم ميدان ژنراتور را براي دستيابي به ولتاژ خروجي مناسب، كنترل مي‌‌كنند.

 

 

سمینار برق مخابرات: طراحی و شبیه سازی و ساخت دستگاه اندازه گیری فرکانس لحظه ای

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود رایگان متن کامل پایان‌نامه مهندسی برق – فرمت ورد

admin بازدید : 97 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

دانلود رایگان متن کامل پایان‌نامه رشته مهندسی برق -قدرت – فرمت ورد

admin بازدید : 89 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

 

2-2- حالت هدایت پیوسته مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………… 15

2-3- ریپل ولتاژ خروجی مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………….. 17

2-4- مزایا مبدل باک…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 19

2-5- معایب مبدل باک………………………………………………………………………………………………………………………………….. 19

2-6- مزایای منابع تغذیه سوئیچینگ……………………………………………………………………………………………………………….. 19

2-7- معایب منابع تغذیه سوئیچینگ……………………………………………………………………………………………………………….. 20

2-8- کنترل مبدل DC-DC  باک………………………………………………………………………………………………………………….. 20

2-9- بهبود پاسخ حالت دائمی با طراحی کنترل کننده مد لغزشی……………………………………………………………………….. 21

2-10- توصیف مبدل……………………………………………………………………………………………………………………………………. 21

2-11- مدل سازی مبدل باک…………………………………………………………………………………………………………………………. 22

2-12- مدل فضاي حالت مبدل باك……………………………………………………………………………………………………………….. 22

2-14- تئوری کنترل لغزشی…………………………………………………………………………………………………………………………… 25

2-15- طراحی کنترلر مد لغزشی(SMC)……………………………………………………………………………………………………….. 26

2-16- تعیین سطح لغزش……………………………………………………………………………………………………………………………… 27

2-17- اعمال شرط لغزش……………………………………………………………………………………………………………………………… 28

2-18- کنترل لغزشی مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………………… 28

2-19- تعیین قانون کنترل……………………………………………………………………………………………………………………………… 30

2-20- مزایای کنترل مد لغزشی……………………………………………………………………………………………………………………… 31

2-21- معایب کنترل مد لغزشی……………………………………………………………………………………………………………………… 32

2-22- نکات……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 32

 

3-1- ژنراتور قدرت……………………………………………………………………………………………………………………………………… 35

3-2- دسته‌بندی ژنراتورها با توجه به نوع توربین گردنده روتور………………………………………………………………………… 35

3-2-1- ژنراتورهای dc……………………………………………………………………………………………………………………….. 35

3-2-2- ژنراتور القایی………………………………………………………………………………………………………………………….. 35

3-3- ساختمان ژنراتور سنکرون  و انواع آن………………………………………………………………………………………………………. 38

3-4- ساختار ژنراتور سنکرون و مدار سیم‌پیچی………………………………………………………………………………………………… 39

3-4-1- معادلات پایه متناسب با dq0…………………………………………………………………………………………………… 41

3-5- نظریه سیستم تحریک……………………………………………………………………………………………………………………………. 44

3-5-1- سیستم تحریک چیست؟………………………………………………………………………………………………………….. 44

3-5-2- اجزای تشکیل دهنده سیستم تحریک…………………………………………………………………………………………. 45

3-5-2-1. تولید جریان روتور……………………………………………………………………………………………………………….. 45

3-5-2-2. منبع تغذیه…………………………………………………………………………………………………………………………… 45

3-5-2-3. سیستم تنظیم کننده خودکار ولتاژ (میکروکنترلر)……………………………………………………………………… 45

3-5-2-4. مدار دنبال کننده خودکار………………………………………………………………………………………………………. 46

3-5-2-5. کنترل تحریک……………………………………………………………………………………………………………………… 46

3-5-2-6. محدود کننده جریان روتور……………………………………………………………………………………………………. 46

3-5-2-7. محدود کننده مگاوار…………………………………………………………………………………………………………….. 47

3-5-2-8. محدود کننده شار اضافی………………………………………………………………………………………………………. 47

3-5-2-9. تثبیت‌کننده سیستم قدرت……………………………………………………………………………………………………… 47

وظایف سیستم تحریک……………………………………………………………………………………………………………………………………. 47

3-6-  مدلسازی یکسو ساز تریستوری شش پالسه……………………………………………………………………………………………. 48

3-6-1- تریستورو مشخصه استاتیکی آن………………………………………………………………………………………………… 48

3-6-2- یکسو ساز شش تریستوری………………………………………………………………………………………………………. 52

 

4-2- شبیه سازی یکسو ساز شش پالسه تریستوری………………………………………………………………………………………….. 56

4-3- شبیه سازی مبدل باک و خواص آن………………………………………………………………………………………………………… 58

4-3-1- نحوه طراحی مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………. 58

4-5-2- بلاک s-function…………………………………………………………………………………………………………………. 77

4-5-2-1- مراحل شبیه‌سازی بلاک s-function…………………………………………………………………………………… 77

4-5-2-2- Flagها در s-function……………………………………………………………………………………………………. 79

4-6- متغیرهای مورد استفاده در سیمولینک……………………………………………………………………………………………………… 80

 

5-1- نتیجه‌گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………… 88

5-2- پیشنهادات برای آینده……………………………………………………………………………………………………………………………. 89

منابع و مأخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 90

پیوست‌ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 92

 

 

    

 

 

      

 

 

 

 

جدول (1-1) فهرست علایم و اختصارات شکل (1-1)…………………………………………………………………………………… 6

جدول(4-1) مقادیر پارامترهای مربوط به مبدل باک…………………………………………………………………………………………. 61

جدول(4-2): flagهای محیط متنی………………………………………………………………………………………………………………… 79

 

 

 

 

 

 

شکل(1-1) اجزای کنترل اتوماتیک………………………………………………………………………………………………………………….. 5

شکل(1-2) بلوک دیاگرام سیستم کنترل دیجیتال………………………………………………………………………………………………. 7

شکل (1-3) دیاگرام شماتیک سیستم تحریک استاتیک………………………………………………………………………………………. 8

 

شکل (2-1-a) نمایی از یک مبدل………………………………………………………………………………………………………………….. 12

شکل (2-1-b) ولتاژ خروجی متوسط……………………………………………………………………………………………………………… 12

شکل (2-2-a)  شمایی از تقویت کننده خطی………………………………………………………………………………………………….. 14

شکل (2-2-b) شکل موج ورودی Voi به فیلتر پایین گذر……………………………………………………………………………….. 14

شکل(2-2-c) مشخصات فیلتر پایین گذر یا میرایی ایجاد شده توسط مقاومت بار R…………………………………………… 14

شکل (2-3-a) شکل موج های حالت کار هدایت پیوسته………………………………………………………………………………….. 15

شکل (2- 4) ولتاژهای خروجی برای حالت هدایت پیوسته……………………………………………………………………………….. 18

شکل (2-5) نمای شماتیک مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………… 21

شکل (2-6) مدلسازی مبدل در فضای حالت……………………………………………………………………………………………………. 22

شکل 2-8) کنترل مبدل توسط مد لغزشی………………………………………………………………………………………………………… 24

شکل (2-9) نواحی موجود برای کنترل لغزشی در حالتی که ……………………………………………………… 30

شکل (2-11) رسم همزمان مسیرهاي فازمعادلات حالت باك…………………………………………………………………………….. 31

شکل (2-12) مسیرفازدرمحدوده خط لغزش…………………………………………………………………………………………………… 31

شکل (2-13) نمایش گرافیکی کنترل مد لغزشی نشان می‌دهد که سطح لغزش S=0 که داریم  =خطای ولتاژ متغیر

و  =ولتاژ خطای دینامیکی نسبی…………………………………………………………………………………………………………………. 32

 

شکل(3-1) شمایی از ژنراتور dc……………………………………………………………………………………………………………………. 36

شکل(3-2) شمایی از ژنراتور القایی………………………………………………………………………………………………………………… 37

شکل(3-6) شمایی از سیستم تحریک………………………………………………………………………………………………………………. 44

شکل(3-7) جایگاه سیستم تحریک در تولید انرژی الکتریکی…………………………………………………………………………….. 49

شکل‏(3-8) سیستم تحریک در نیروگاه…………………………………………………………………………………………………………….. 49

شکل(3-9) ساختمان تریستور………………………………………………………………………………………………………………………… 49

شکل(3-10) علامت اختصاری تریستور………………………………………………………………………………………………………….. 50

شکل(3-11) مشخصه تریستور در غیاب جریان گیت……………………………………………………………………………………….. 51

شکل (3-12) توزیع بار a) بدون اعمال ولتاژ  b) با اعمال ولتاژ………………………………………………………………………… 53

شکل (3-13) توزیع بار با اعمال ولتاژ مثبت…………………………………………………………………………………………………….. 54

 

شکل(4-1): یکسو ساز شش پالسه تریستوری………………………………………………………………………………………………….. 56

شکل(4-2) ولتاژ خروجی یکسو ساز شش پالسه تریستوری………………………………………………………………………………. 57

شکل(4-3) ولتاژ خروجی مبدل باک……………………………………………………………………………………………………………….. 57

شکل(4-4) ساختار مبدل باک…………………………………………………………………………………………………………………………. 58

شکل(4-5) رگولاتور مبدل باک………………………………………………………………………………………………………………………. 59

شکل(4-6) مدار مبدل باک…………………………………………………………………………………………………………………………….. 59

شکل (4-7) مدار شبیه‌سازی شده مبدل باک…………………………………………………………………………………………………….. 60

شکل(4-8) شبیه‌سازی مبدل باک بدون اعمال مد لغزشی…………………………………………………………………………………… 62

شکل(4-9) ولتاژ خروجی مبدل باک با اعمال مد لغزشی…………………………………………………………………………………… 63

شکل(4-11) ولتاژ خروجی مبدل باک بدون اعمال مد لغزشی……………………………………………………………………………. 64

شکل(4-12) ولتاژ خروجی مبدل باک بعد از اعمال مد لغزشی………………………………………………………………………….. 65

شکل(4-20) جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون  در فاز a……………………………………………………………………….. 71

شکل(4-21) حالت زوم شده جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فازa…………………………………………………… 71

شکل(4-22) جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز b………………………………………………………………………… 71

شکل(4-23) حالت زوم شده جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فازb………………………………………………….. 72

شکل(4-24) جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز c…………………………………………………………………………. 72

شکل(4-25) حالت زوم شده جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز c…………………………………………………. 73

شکل(4-26) جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در راستای d از محور dq……………………………………………….. 73

شکل(4-27) جریان خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در راستای q از محور dq……………………………………………….. 74

شکل(4-29) حالت زوم شده گشتاور الکتریکی خروجی از ژنراتور سنکرون………………………………………………………. 75

شکل(4-30) ولتاژ خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز a…………………………………………………………………………… 75

شکل(4-31) ولتاژ خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز b…………………………………………………………………………… 76

شکل(4-32) ولتاژ خروجی استاتور ژنراتور سنکرون در فاز c…………………………………………………………………………… 76

شکل (4-33) نمایی از بلاک s-function در سیمولینک…………………………………………………………………………………. 77

شکل (4-34) نمایی کلی  از کار در بلاک سیمولینک………………………………………………………………………………………… 77

شکل (4-35) نمایی کلی از چرخه شبیه‌سازی s-function……………………………………………………………………………… 78

شکل(4-36) پارامتر بلاک مربوط به ولتاژ خط a (ولتاژ منبع)…………………………………………………………………………….. 80

شکل(4-37) پارامتر بلاک مربوط به ولتاژ خط b (ولتاژ منبع)……………………………………………………………………………. 80

شکل(4-38) پارامتر بلاک مربوط به ولتاژ خط c (ولتاژ منبع)…………………………………………………………………………….. 81

شکل(4-39) مشخصات پارامتر بلاک مربوط به تولیدکننده 6 پالسه…………………………………………………………………….. 81

شکل(4-40) مشخصات پارامتر بلاک مربوط به مبدل تریستوری………………………………………………………………………… 82

شکل(4-43) مشخصات پارامتر بلاک مربوط RL در مبدل باک…………………………………………………………………………. 83

شکل(4-44) مشخصات پارامتر بلاک مربوط RC در مبدل باک…………………………………………………………………………. 84

شکل(4-49) مشخصات پارامتر بلاک مربوط به بلاک s-function…………………………………………………………………… 86

 

 

 

 

چکیده

روش كنترل مد لغزشي يكي از مهمترين روشهاي كنترل غيرخطي مي‌باشد كه از مشخصه‌هاي بارز آن عدم حساسيت به  تغيير پارامترها و دفع كامل اغتشاش و مقابله با عدم قطعيت است. اين كنترل‌كننده ابتدا سيستم را از حالت اوليه با استفاده از قانون رسيدن به سطح تعريف شده لغزش كه از پايداري مجانبي لياپانوف برخوردار است، رسانده و سپس با استفاده از قانون لغزشي آن را به حالت تعادل مي‌رساند. تاکنون در تحقیقات انجام شده به روش تغذیه استاتیک سیستم تحریک استفاده از مبدل‌های DC/DC کاهنده توجه ویژه‌ای نشده است.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ژنراتورها همواره یکی از مهمترین عناصر شبکۀ قدرت بوده و نقش کلیدی در تولید انرژی و کاربردهای خاص دیگر ایفا می‌کنند. و برای ژنراتورسنکرون برای تولید بخش اعظم توان الکتریکی در سراسر جهان به کار می‌رود .

در یک ژنراتور سنکرون یک جریان dc به سیم‌پیچ رتور اعمال می‌گردد تا یک میدان مغناطیسی رتور تولید شود سپس روتور مربوط به ژنراتور به وسیله یک محرک اصلی چرخانده می‌شود، تا یک میدان مغناطیسی دوار در ماشین به وجود آید. این میدان مغناطیسی یک ولتاژ سه فاز را در سیم پیچ‌های استاتور ژنراتور القاء می‌نماید. در رتور باید جریان ثابتی اعمال شود. چون رتور می‌چرخد نیاز به آرایش خاصی برای رساندن توان DC به سیم پیچ‌های میدانش دارد. برای انجام این کار 2 روش موجود است:

1- از یک منبع بیرونی به رتور با رینگ‌های لغزان و جاروبک .

يك سيستم تحريك استاتيك به لحظ عملكرد شبيه تنظيم‌كننده اتوماتيك ولتاژ ميدان رفتار مي‌كند بطوريكه اگر ولتاژ  ژنراتور كاهش داشته باشد جريان ميدان را افزايش مي‌‌دهد و بر عكس اگر ولتاژ ژنراتور افزايش داشته باشد جريان ميدان را كاهش مي‌دهد. در واقع سيستم تحريك استاتيك توان ميدان اصلي ژنراتور تأمين مي‌‌كند در حاليكه تنظيم كننده ولتاژ، توان ميدان تحريك كننده را برآورده مي‌سازد. در سيستم تحريك استاتيك 3 مؤلفه اصلي وجود دارند: قسمت كنترل، پل يكسوساز و ترانسفورماتور قدرت كه در تركيب باهم ميدان ژنراتور را براي دستيابي به ولتاژ خروجي مناسب، كنترل مي‌‌كنند.

سمینار ارشد برق الکترونیک: مدلسازی افزاره مداری سامانه های میکروفلوئیدی مجتمع

سمینار ارشد برق الکترونیک: جایابی و مقداریابی بهینه خازن در شبکه های توزیع آلوده به هارمونیک

 

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

دانلود رایگان متن کامل پایان‌نامه مهندسی برق قدرت

admin بازدید : 91 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

دانلود پایان‌نامه ارشد برق -قدرت – فرمت ورد

admin بازدید : 162 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()


 

 

منابع و مأخذ:

 

 

[1] S. E. Abo-shady  “Analysis of self-dual excited synchronous machine” IEEE Trans. on Energy Conv.,  vol. 3,  no. 2,  pp.305 -322 1988.

[2] P. Kundur  “Power System Stability and Control”,  pp.315 -340 1993 :McGraw-Hill, Inc.

[3] “ANSI/IEEE Std. 421.1 1986”, An American National Standard/IEEE Standard Definitions for Excitation Systems for Synchronous Machines,  1985

[4] Jianxin Tang “PID controller using the TMS320C31 DSK with on-line parameter adjustment for real time dc , motor speed  and  position  control”IEEE-ISIE-2001 pp-  786-791.

[5] Sahbani, A., Ben Saad, K. & Benrejeb, M. (2008), “Design procedure of a distance based Fuzzy Sliding Mode Control for Buck converter,” International Conference on Signals,   Circuits & Systems, SCS 08, Hammemet, 2008.

[6] H. Akagi, “Control strategy and site selection of a shunt active filter for damping of Harmonic propagation in power distribution systems,” IEEE Trans. Power Delivery, vol.12, pp. 354 – 363, Jan.1997.

[7] Peter Butros,”Simulations of Rotating Brushless AC ExcitationSystem with Controlled Thyristor Bridge Rectifier for Hydropower Generators” Examensarbete 30 hp December 2011.

[8] “General Electric Power System Stability”, Lecture Note of 1979/1980, Power System Engineering Course.

[9] “421.5 1992IEEE recommended Practice for Excitation System Models for Power System Stability Studies”,  IEEE Std, 1992.

[10] Chan-Ki Kim ; Korea Electr. Power Res. Inst., Daejon, South Korea Hong-Woo Rhew ; Yoon Ho Kim ;” Stability performance of new static excitation system with boost-buck converter” IEEE 1998.

[11] Hong-Woo Rhew, Seung-Ki Sul, Park, M.-H ” A new generator static excitation system using boost-buck chopper” ;  ;Dept. of Electr. Eng., Seoul Nat. Univ., South Korea.

[12] Robert W. Erickson “Fundamentals of Power Electronics. Second Edition. Secaucus, NJ, USA: Kluwer Academic Publishers, 2000. p 241.

[13]M .H . Rashid “power electronics handbook” 2nded Academic press  1998.

[14]N.Mohan, T. M. Undeland, and W. PRobbins, Power Electronics: ConvertersApplications andDesign:Wiley,1989 pp170 to pp172.

[15] Mattavelli P., Rossetto L., Spiazzi G. and Tenti P General-purpose sliding-mode  controller for DC/DC converter applications,”  in Power Electronics Specialists Conference, PESC’93 Record., 24th Annual IEEE, 609 615(1993).

[16] He Y. and Luo F.L., Sliding-mode control for dc-dc converters with constant switching frequency, Control Theory and Applications, IEE Proceedings, 153, 37-45(2006).

[17] S.C.Tan, Y.M.Lai, M.K.H, Cheung, and C.K.Tse, “On the practical design of a sliding mode voltage controlled buck converter “IEEE Trans.Power Electron, vol.20, no.2, pp.425-437Mar 2005.

[18] G. Spiazzi and P. Mattavelli, “Sliding-mode control of switchedmode power supplies in The Power Electronics  Handbook . Boca Raton, FL: CRC Press LLC, 2002, ch. 8. ”

[19] Hao-Ran Wang; Guo-Rong Zhu; Dong-Hua Zhang; Wei Chen; Yu Chen”On The Practical Design of a Single-Stage Single-Switch Isolated PFC Regulator Based on Sliding Mode Control” IEEE conf.Power Electron, vol.1, pp.719-724, 2012.

[20] S.B.Guo, X.F.Lin-Shi, B.Allard, Y.X.Gao, and Y.Ruan, “Digital  Sliding mode controller for high-frequency DC/DC SMPS, “IEEE Trans.Power Electron., vol.25, no.5 pp.1120-1123, May 2010.

[21] V. M. Nguyen and C. Q. Lee, “Indirect implementations Of sliding mode control law in buck-type converters,” in Proc. IEEE Applied Power Electronics Conf. Expo (APEC), vol. 1,  Mar. 1996 pp. 111–115.

[22] Yu Chen and Yong Kang, “The Variable-Bandwidth Hysteresis Modulation Sliding-Mode Control for the -PWM–PFM Converters IEEE Trans. Power Electron., vol.26, no.10 “, pp.2727-2734,Oct 2011.

[23] P. Mattavelli, L. Rossetto, G. Spiazzi, and P. Tenti, “Generalpurpose sliding-mode controller for dc/dc converter applications in Proc. IEEE Power Electronics Specialists Conf. (PESC), Jun 1993, pp. 609–615

[24] Yu Chen and Yong Kang, “The Variable-Bandwidth Hysteresis Modulation Sliding-Mode Control for the-PWM–PFM Converters IEEE Trans. Power Electron. 2011”, vol.26, no.10, pp.2727-2734,Oct.

[25] Paul C.Krause, Oleg Wasynczuk, “Analysis of Electric machinery and Drive Systems”.

[26] Reza Kazemi, Mohammad Tavakoli Bina, “A Complete Excitation-Shaft-Bearing Model to Overcome The Shaft Induced Voltage And Bearing Current”, 2011 2nd Power Electronics, Drive Systems and Technologies Conference.

[28]. Bengt Johansson, “DC-DC Converters -Dynamic Model Design and Experimental Verification” Doctoral Dissertation in Industrial Automation Department of Industrial Electrical Engineering and Automation.

[29]. B. Umesh Rai (2012). S-Function Library for Bond Graph Modeling, Technology and Engineering Applications of Simulink, Prof. Subhas Chakravarty (Ed.), ISBN: 978-953-51-0635-7, InTech.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود پایان نامه در سایت علم یار

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود رایگان پایان‌نامه برق

admin بازدید : 131 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

 

 

 

 

1-3-1-2- تنظیم کننده(رگولاتور) ماشین های سنکرون:

برای دانلود پایان نامه تمام متن با فرمت ورد اینجا کلیک کنید

دانلود پایان نامه در سایت علم یار

پایان نامه برق (مخابرات): پروتکل مسیریابی مقاوم و کارا برای شبکه های بی سیم اقتضایی نظامی

پایان نامه برق (مخابرات-سیستم): بررسی و شبیه سازی و مقایسه روش های کالیبراسیون آرایه

پایان نامه برق (مخابرات): تحلیل و شبیه¬سازی تقویت امواج عبوری از نانولوله¬های¬ کربنی فلزی با بایاس DC

پایان نامه برق (مخابرات-سیستم): تشخیص کور پارامترهای اسکرمبلرهای مبتنی بر LFSR، درداده‌های دیجیتالی

پایان نامه برق (مخابرات-سیستم):ردیابی اشیاء متحرک چندگانه در تصاویر دوربین متحرک

پایان نامه ارشد برق :تولید همزمان برق وحرارت

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد ارتقاء وضوح تصویر رنگی از روی رشته ­ای از تصاویر وضوح پایین

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود رایگان پایان‌نامه برق – گرایش قدرت با فرمت ورد

admin بازدید : 79 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()


 

 

منابع و مأخذ:

 

 

[1] S. E. Abo-shady  “Analysis of self-dual excited synchronous machine” IEEE Trans. on Energy Conv.,  vol. 3,  no. 2,  pp.305 -322 1988.

[2] P. Kundur  “Power System Stability and Control”,  pp.315 -340 1993 :McGraw-Hill, Inc.

[3] “ANSI/IEEE Std. 421.1 1986”, An American National Standard/IEEE Standard Definitions for Excitation Systems for Synchronous Machines,  1985

[4] Jianxin Tang “PID controller using the TMS320C31 DSK with on-line parameter adjustment for real time dc , motor speed  and  position  control”IEEE-ISIE-2001 pp-  786-791.

[5] Sahbani, A., Ben Saad, K. & Benrejeb, M. (2008), “Design procedure of a distance based Fuzzy Sliding Mode Control for Buck converter,” International Conference on Signals,   Circuits & Systems, SCS 08, Hammemet, 2008.

[6] H. Akagi, “Control strategy and site selection of a shunt active filter for damping of Harmonic propagation in power distribution systems,” IEEE Trans. Power Delivery, vol.12, pp. 354 – 363, Jan.1997.

[7] Peter Butros,”Simulations of Rotating Brushless AC ExcitationSystem with Controlled Thyristor Bridge Rectifier for Hydropower Generators” Examensarbete 30 hp December 2011.

[8] “General Electric Power System Stability”, Lecture Note of 1979/1980, Power System Engineering Course.

[9] “421.5 1992IEEE recommended Practice for Excitation System Models for Power System Stability Studies”,  IEEE Std, 1992.

[10] Chan-Ki Kim ; Korea Electr. Power Res. Inst., Daejon, South Korea Hong-Woo Rhew ; Yoon Ho Kim ;” Stability performance of new static excitation system with boost-buck converter” IEEE 1998.

[11] Hong-Woo Rhew, Seung-Ki Sul, Park, M.-H ” A new generator static excitation system using boost-buck chopper” ;  ;Dept. of Electr. Eng., Seoul Nat. Univ., South Korea.

[12] Robert W. Erickson “Fundamentals of Power Electronics. Second Edition. Secaucus, NJ, USA: Kluwer Academic Publishers, 2000. p 241.

[13]M .H . Rashid “power electronics handbook” 2nded Academic press  1998.

[14]N.Mohan, T. M. Undeland, and W. PRobbins, Power Electronics: ConvertersApplications andDesign:Wiley,1989 pp170 to pp172.

[15] Mattavelli P., Rossetto L., Spiazzi G. and Tenti P General-purpose sliding-mode  controller for DC/DC converter applications,”  in Power Electronics Specialists Conference, PESC’93 Record., 24th Annual IEEE, 609 615(1993).

[16] He Y. and Luo F.L., Sliding-mode control for dc-dc converters with constant switching frequency, Control Theory and Applications, IEE Proceedings, 153, 37-45(2006).

[17] S.C.Tan, Y.M.Lai, M.K.H, Cheung, and C.K.Tse, “On the practical design of a sliding mode voltage controlled buck converter “IEEE Trans.Power Electron, vol.20, no.2, pp.425-437Mar 2005.

[18] G. Spiazzi and P. Mattavelli, “Sliding-mode control of switchedmode power supplies in The Power Electronics  Handbook . Boca Raton, FL: CRC Press LLC, 2002, ch. 8. ”

[19] Hao-Ran Wang; Guo-Rong Zhu; Dong-Hua Zhang; Wei Chen; Yu Chen”On The Practical Design of a Single-Stage Single-Switch Isolated PFC Regulator Based on Sliding Mode Control” IEEE conf.Power Electron, vol.1, pp.719-724, 2012.

[20] S.B.Guo, X.F.Lin-Shi, B.Allard, Y.X.Gao, and Y.Ruan, “Digital  Sliding mode controller for high-frequency DC/DC SMPS, “IEEE Trans.Power Electron., vol.25, no.5 pp.1120-1123, May 2010.

[21] V. M. Nguyen and C. Q. Lee, “Indirect implementations Of sliding mode control law in buck-type converters,” in Proc. IEEE Applied Power Electronics Conf. Expo (APEC), vol. 1,  Mar. 1996 pp. 111–115.

[22] Yu Chen and Yong Kang, “The Variable-Bandwidth Hysteresis Modulation Sliding-Mode Control for the -PWM–PFM Converters IEEE Trans. Power Electron., vol.26, no.10 “, pp.2727-2734,Oct 2011.

[23] P. Mattavelli, L. Rossetto, G. Spiazzi, and P. Tenti, “Generalpurpose sliding-mode controller for dc/dc converter applications in Proc. IEEE Power Electronics Specialists Conf. (PESC), Jun 1993, pp. 609–615

[24] Yu Chen and Yong Kang, “The Variable-Bandwidth Hysteresis Modulation Sliding-Mode Control for the-PWM–PFM Converters IEEE Trans. Power Electron. 2011”, vol.26, no.10, pp.2727-2734,Oct.

[25] Paul C.Krause, Oleg Wasynczuk, “Analysis of Electric machinery and Drive Systems”.

[26] Reza Kazemi, Mohammad Tavakoli Bina, “A Complete Excitation-Shaft-Bearing Model to Overcome The Shaft Induced Voltage And Bearing Current”, 2011 2nd Power Electronics, Drive Systems and Technologies Conference.

[28]. Bengt Johansson, “DC-DC Converters -Dynamic Model Design and Experimental Verification” Doctoral Dissertation in Industrial Automation Department of Industrial Electrical Engineering and Automation.

[29]. B. Umesh Rai (2012). S-Function Library for Bond Graph Modeling, Technology and Engineering Applications of Simulink, Prof. Subhas Chakravarty (Ed.), ISBN: 978-953-51-0635-7, InTech.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود پایان نامه در سایت علم یار

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود متن کامل پایان‌نامه ارشد مهندسی برق – فرمت ورد

admin بازدید : 109 سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 نظرات ()

 

 

 

 

1-3-1-2- تنظیم کننده(رگولاتور) ماشین های سنکرون:

دانلود پایان نامه در سایت علم یار

پایان نامه برق قدرت:رنامه ریزی تعمیر و نگهداری واحد های تولیدی مبتنی بر پیشنهاد خرید به منظور حفظ کفایت سیستم

ارسال شده در آوریل 18, 2017دسته‌ها دسته‌بندی نشده

راهبری نوشته‌ها

دانلود پايان نامه ارشد رشته اقتصاد : نفت ایران در گذر زمان

admin بازدید : 74 چهارشنبه 23 فروردين 1396 نظرات ()
وبلاگ - اخبار

دانلود پایان نامه در مورد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

admin بازدید : 176 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

روند  شکل گیری شورای حقوق بشر

در هزاره جدید، بارها این سخن به گوش رسید که سازمان ملل در عرصه جهانی باید نیروی کارآمدتری در پیشبرد حقوق بشر باشد. در سال ۲۰۰۳ به دنبال ایجاد اختلافات بین‌المللی در مورد حمله آمریکا به عراق و به دلیل برداشت های کاملاً متفاوتی که در مورد این تجاوز آشکار به حقوق بین‌الملل مطرح شد، کوفی‌عنان دبیر کل سازمان ملل هیأتی متشکل از شانزده دیپلمات و سیاستمدار را مأمور کرد تا تحت سرپرستی «آناند پانیا راچون»، نخست وزیر سابق تایلند پیشنهادهایی را برای اصلاح منشور ملل متحد ارائه کنند. این هیأت پس از مدت ها بحث کارشناسی سرانجام طرح جامع خود را که شامل حداقل صد پیشنهاد اصلاحی بود، به دبیر کل سازمان ملل ارائه کرد. کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل بر اساس نتیجه کار کارشناسی این هیأت شانزده ‪نفره، گزارش ۶۳ صفحه‌ای خود را درباره زمان ضرورت انجام اصلاحات اساسی در سازمان ملل انتشار داد. اصلاحات پیشنهادی عنان در ماه سپتامبر ۲۰۰۵ در اجلاس سران بررسی شد و سپس برای تصویب به مجمع عمومی سازمان ملل ارجاع گردید.[۱]

یکی از محورهای عمده اصلاحات جدید سازمان ملل در گزارش کوفی عنان «ایجاد شورای حقوق بشر» بود. ایده تشکیل شورای حقوق بشر سازمان ملل با هدف ارتقای نهاد مسؤول در سازمان ملل از سطح کمیسیون حقوق بشر به نهادی هم ‌شأن شورای امنیت، برای نخستین بار از سوی «والتر کلین» یک کارشناس حقوقی سوییسی مطرح و سپس از سوی کمیسیون اصلاحات حقوق سازمان ملل متحد پذیرفته شد.

بند اول- زمینه های تشکیل شورای حقوق بشر 

تهیه کنندگان پیش‌نویس منشور ملل متحد می‌دانستند که ماموریت سازمان ملل متحد تنها در صورتی می‌تواند موفقیت آمیز باشد که به سه اصل اساسی صلح، توسعه و حقوق بشر و نیز به ارتباط میان این سه اصل توجه داشته باشد.

حمایت جهانی از حقوق بشر یکی از موضوعات بنیادی عدالت است و لذا به خودی خود یک هدف می‌باشد. همچنین در راه نیل به هدف حفظ صلح و تعقیب سیاست توسعه عادلانه نیز یکی از عناصر کلیدی حمایت از حقوق بشر است.

سازمان ملل متحد دستاوردهای اندکی در ارتباط با هر سه هدف داشته است زیرا در تحقق آرمانهای منشور ملل متحد با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم کرده است.

در زمینه حقوق بشر، فعالیت هنجار سازی سازمان ملل متحد خوب بوده است اما در زمینه حمایت از حقوق بشر، متاسفانه از ابتدای تشکیل ملل متحد نیز دستاورد بسیار ناچیزی داشته است. یکی از درس‌های عبرت تاریخی آنستکه باید مقابل طرف‌هایی قرار گرفت که مرتکب نقض فاحش حقوق بشر می‌شوند و نیز باید به قربانیان نقض حقوق بشر کمک کرد. بدین منظور، بازیگران اصلی جهان بویژه ایالات متحده آمریکا، طرفدار جایگزین نمودن شورای حقوق بشر (HRC) به جای کمیسیون حقوق بشر (CHR) شدند.

شاید بتوان گفت مهمترین ارگان اجرایی و نظارتی  حقوق حقوق بشر سازمان ملل، کمیسیون حقوق بشر بود که بر اساس ماده ۶۸ منشور ملل متحد و طبق قطعنامه شماره ۵ مورخ ۱۹۴۶ شورای اقتصادی و اجتماعی تاسیس شد و در سال های اخیر با تشکیل گروهای کاری مختلف و ایجاد سیستم گزارشگری شامل گزارشگران موضوعی و گزارشگران کشوری و وضعیت آنها در کشورهای مختلف را مورد بررسی قرار می داد.[۲]

اصلاحات در کمیسیون حقوق بشر [۳] به دوره اخیر بر نمی گردد، از مدت ها قبل اصلاح کمیسیون در دستور کار بوده است و کمیسیون همیشه موافق اصلاحات تدریجی و نه اصلاحات اساسی بوده است. بطور مثال عضویت در کمیسون حقوق بشر به تدریج از ۱۸ نفر در سال ۱۹۴۶به ۲۱ نفر در سال ۱۹۶۲ و به ۳۲ نفر در سال ۱۹۶۷ و به ۴۳ نفر در سال ۱۹۸۰ و در سال ۱۹۹۲ به ۵۳ نفر رسیدو در هر دوره سعی بر این بود که تناسب  جغرافیایی اعضا رعایت شود. این تغییرات  همچنان ادامه داشت و در دستور کار کمیسیون حقوق بشر هم مشهود بود.[۴]

تغییرات اساسی به تلاش های بی نتیجه هوارد تولی [۵]در سال ۱۹۸۷ بر می گردد که نتوانست باعث توسعه نهادی کمیسیون حقوق بشر شود زیرا مخالفتها و ناسازگاری ها ی بین جناح ها بسیار زیاد بود.

اولین پیشنهاد اساسی برای تغییر در کمیسیون حقوق بشر ریشه در گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۴تحت عنوان آزادی بزرگتر: به سوی توسعه، امنیت و حقوق بشر برای همه که در آوریل ۲۰۰۵مورد بررسی قرار گرفت. با ارزیابی تهدیدات در حال حاضر جهان در زمینه صلح و امنیت بین المللی توصیه هایی برای تقویت سازمان ملل متحد در جهت افزایش امنیت دسته جمعی در قرن ۲۱ انجام شد.[۶]

با ارزیابی تهدیدات در حال حاضر جهان در زمینه صلح و امنیت بین المللی و ارزیابی سیاستها و نهادهای  موجود برای مقابله با این تهدیدات، توصیه هایی برای تقویت سازمان ملل متحد در جهت افزایش امنیت دسته جمعی در قرن ۲۱ صورت گرفت. هدف اساسی از این اصلاح حفاظت از نقض های مستمر حقوق بشر بود.[۷]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

پایان نامه در مورد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

admin بازدید : 159 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

تاسیس شورای حقوق بشر

کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش خود تحت عنوان‏ “برای آزادی گسترده‏تر: پیش به سوی‏ توسعه، امنیت و حقوق بشر برای همگان‏ ” خواستار تأسیس شورای حقوق بشر از دول عضو سازمان بود.[۱] او ضرورت تاسیس شورا را با عبارات زیر تأکید نمود “اگر سازمان ملل متحد می‏خواهد انتظارات مردان و زنان را در همه جا برآورده سازد و مبانی حقوق بشر را با عزم و جدیتی در حد امنیت و توسعه مدنظر قرار دهد در این‏ صورت دول عضو باید موافقت کنند تا شورای حقوق بشر محدودتری جایگزین کمیسیون فعلی حقوق بشر گردد.” اما در سپتامبر ۲۰۰۵ دولتها با پیشنهاد ابتکاری کوفی عنان برای تأسیس نهادی که ارتقای سطح عضویت‏ ومسئولیت را تضمین کند موافقت نکردند. یکی از دلایل شکست طرح درخواست تغییرات، در متن پیشنهادی‏ از سوی دو کشور از بنام‏ترین کشورهای آفریقایی در نقض حقوق بشر یعنی سودان و زیمباوه بود.

  قطعنامه ۲۰۰۶/۲ اکوسوک خاطر نشان می کرد که قطعنامه ۲۵۱/ ۶۰مورخ ۱۵ مارس ۲۰۰۶ مجمع، عطف به کلیه گزارشهای ارائه شده به شورای حقوق بشر برای بررسی بیشتر در اولین اجلاس ژوئن۲۰۰۶  با ابراز تشکر و قدردانی از کلیه کسانی که طی ۶۰ سال حیات کمیسیون و حمایت از حقوق بشر گام برداشتند تصمیم به پایان دادن فعالیت کیسیون طبق قطعنامه فوق الذکر بود. اطلاعیه رسمی مارس ۲۰۰۶ تحت عنوان‏ تشکیل شصت و دومین و بعبارتی آخرین اجلاس کمیسیون حقوق بشر بود.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد» در پانزدهم ماه مارس سال ۲۰۰۶ با قطعنامه‌ی A/RES/60/251 جایگزین نهاد سابق «کمیسیون حقوق بشر» این سازمان شد تا به عنوان مهمترین رکن، تمام مسائل مربوط به حقوق بشر را پیگیری کند. این تغییرات بر اثر انتقاداتی به وقوع پیوست که امکان رسیدن سازمان ملل را به اهداف حقوق بشری‌ خود ناتوان کرده بود، چرا که در اصلی‌ترن رکن این سازمان درباره‌ی حقوق بشر، کشورهایی عضویت داشتند که خود کمترین التزامی به مبانی حقوق بشر نداشتند. این اعتراضات به خصوص با ریاست لیبی بر این شورا به اوج خودرسید.

از این رو تحقیقاتی از سوی دبیرکل برای اصلاح ساختار این سازمان انجام شد. این تحقیقات که از سال ۱۹۹۷ آغاز شده بود، سرانجام در ابتدای سال ۲۰۰۶ به مجمع عمومی ارائه شد و به تأسیس این شورا انجامید .قطعنامه  مجمع عمومی  به شماره ۲۵۱/۶۰ که در سوم آوریل ۲۰۰۶ با رای مثبت ۱۷۰کشور به تصویب رسید. تنها مخالف جدی آن ایالات متحده در کنار اسرائیل، جزایر پالائو و مارشال بودند. سه کشور  ایران، بلاروس، ونزوئلا نیز راُی ممتنع دادند، مخالف جدی آمریکا بود اما این مخالفت نتوانست مانع  از ایجاد شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به عنوان رکن فرعی مجمع عمومی شود بر خلاف کمیسیون حقوق بشر که رکن فرعی وابسته اکوسوک یا شورای اقتصادی و اجتماعی بود.[۲]

کمیسیون حقوق بشر بوا سطه برخی از مشگلات مانند محدودیت زمانی جلسات و امکانات محدود (مانند دسترسی به اتاق جلسات و تفسیر گزارشات) نتوانست به درستی به اهداف خود برسد. بنابراین یک برنامه در حال گسترش برای کمیسیون پیش بینی شد. در دهه ۱۹۹۰ فقط کمیسیون به بحث های رویه ای می پرداخت بدون اینکه عملا حرکت اصلاحی واقعی در آن صورت گیرد، این وضعیت کمیسیون را دچار رکود شدیدی کرد. افزایش تعداد تشکل های گروهی ماند گروه۷۷و جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی در برابر سیاست های اتحادیه اروپا یا همان بلوک غرب موجب افزایش جو قطبی گرایی در حقوق بین الملل شد.[۳]

کوفی عنان درست زمانی که دستور کار خود برای اصلاحات گسترده در سازمان ملل را سال ۲۰۰۵مطرح کرد، ایجاد یک نهاد حقوق بشر جدید با اعتبار بیشتر را به عنوان اولویت مهم معرفی نمود. نهایتاً رهبران جهان از درخواست وی برای یک شورای حقوق بشر مؤثرتر، پاسخگوتر و با اعضای بیشتر در سند نهایی اجلاس سران ۲۰۰۵ حمایت نمودند.دبیرکل معتقد بود کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل راه خود را گم کرده، خیلی سیاسی شده و به مجمعی تبدیل شده بود که در آن نقض کنندگان حقوق بشر با توطئه بر کار یکدیگر سرپوش می گذاشتند و برای کاریهای محوله به آن کوچک بود. یعنی نهادی که می باید احترام به حقوق بشر در سراسر جهان را ارتقاء دهد.در قطعنامه ایجاد شورای حقوق بشر جدید یک نکته خیلی مهم وجود دارد ، آن نکته مهم برگرفته از کلمات خود دبیر کل بود: «توسعه، صلح، امنیت و حقوق بشر ستون های نظام ملل متحد، به یکدیگر مرتبط و تقویت کننده هم هستند.

امروزه در جهان  معاصر  بیش از هر چیز بر ضرورت نظارت بین المللی بر اجرای حقوق بشر تاکید می شود. نظام بین المللی حقوق بشر امروزه نیازمند تضمین اجرای قواعد است. در بعد استاندارد سازی به غنایی نسبی دست یافته و با هنجارهای ماهوی بسیاری در سطح جهانی و منطقه ای مواجه هستیم  اما با تضمین اجرای  این قواعد و استانداردها هنوز فاصله  داریم.[۴]

طبق قطعنامه شماره ۲۵۱/۶۰ مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در حکم سند موسس شورا بشمار می رود شورای حقوق بشر از سه طریق بر اجرای حقوق بشر در سطح جهان نظارت می کند:

۱- سیستم نظارت ادواری جامع و جهانی ۲- توجه و بررسی وضعیتهای متضمن نقضهای فاحش و سیستماتیک حقوق بشر۳- بررسی دیگر وضعیت های مشتمل بر نقض حقوق بشر. بر این اساس شورای حقوق بشر بر طبق اطلاعا ت عینی و موثق در مورد اجرای تعهدات و الزامات  ناشی از حقوق بشر توسط هر دولت به صورت ادواری در سطح جهان به بررسی می پردازد تا فراگیری و جهانی بودن سیستم نظارت خود و رفتار یکسان با تمام کشورها را تضمین نماید. شورا در اولین اجلاس خود که از ۱۹ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۰۶ در ژنو تشکیل گردید تمام آئینهای ویژه کمیسیون حقوق بشر سابق را تمدید کرد.[۵]

بند سوم-موضع گیری کشورها در قبال شورای حقوق بشر

نشستهایی که به ابتکار و هدایت رئیس مجمع عمومی سازمان ملل برای گفتگو و بررسی پیرامون زوایای گوناگون شورای حقوق بشر برگزار شد و سرانجام به صدور قطعنامه ۲۵۱/۶۰ رسید با بگو مگو و اختلاف نظرهای اعضای سازمان ملل بویژه کشورهای غربی و کشورهای در حال توسعه همراه بود. هرچند در درون این دسته‏بندی کلّی مواضع تک تک کشورها نیز تفاوتهایی با هم داشت.

۱-۳-موضع کشورهای غربی

غرب معتقد بود کمیسیون حقوق بشر هنوز نتوانسته در بحث مفهوم‌سازی میان حقوق بشر و امنیت رابطه برقرارکند، یعنی ارتباطی میان حقوق بشر با مفهوم صلح وامنیت بین‌المللی برقرار نگردیده است. ایجاد ارتباط میان این دو مقوله در کمیسیون برای آمریکایی‌ها بسیار مهم بود. در گزارش دبیرکل نیز این خواسته غربی‌ها به صورتی بسیار پررنگ آمده است. گزارش دبیرکل می‌گوید:” حقوق بشر با صلح، امنیت بین‌المللی وتوسعه ارتباط وسیعی دارد و این سه محور، اساس کار نظام جهانی هستند. این سه با یکدیگر مرتبطند و بر روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند. حقوق بشر بدون توسعه معنا ندارد و امنیت بدون حقوق بشر و حقوق بشر بدون امنیت، معنی پیدا نمی‌کند.”[۶]

هیأت منتخب دبیرکل نیز به این خواسته غربی‌ها توجه کرده و به خصوص دو مفهوم ذیل را در گزارش خود برجسته نموده است:

الف) حق حمایت :[۷] بدین معنا که اگر در داخل کشوری افراد و گروه‌ها به کمک بشردوستانه نیاز داشته باشند ودولت متبوع ‌شان نتواند به آنها کمک کند، سازمان ملل متحد و یا حتی کشورهای دیگر می‌توانند بدون اجازه آن کشور، به افراد و گروه‌های مذکور کمک کنند. به نظر می‌رسد این حق، به معنای دخالت مستقیم در اوضاع امنیتی یک کشور واز بین بردن قبح دخالت در امور داخلی دیگر کشورهاست؛

ب) امنیت انسانی :[۸] بدین معنا که انسان‌ها باید در درون کشورشان امنیت داشته باشند و اگر دولت متبوع ‌شان نتواند امنیت آنها را فراهم کند، جامعه بین‌المللی حق دارد در آن کشور دخالت امنیتی کند. 
 غرب معتقد بود کمیسیون حقوق بشر نتوانسته ساختارهای نظارتی را تا آن حد کارآمد سازد که نتیجه مطلوب به دست آید. آمریکا و اروپا برای تحقق جنبه‌های نظارتی دستور کار خاص خود را که تأمین کننده منافعشان بود، مدنظر داشته و قصد داشتند دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر را به صورت یک مرکز نظارتی در آورند تا بتوانند بر کشورهایی نظارت کنند که بر سر راه تأمین منافع غرب و نظم موجود اختلال ایجاد می‌کنند. کشورهایی نظیر ایران، سوریه، کوبا، زیمبابوه و غیره در زمره این کشورها قرار دارند.[۹]

 سومین عامل نارضایتی غرب و آمریکا از کمیسیون حقوق بشر، عدم امکان طرح دعوا علیه کشورهای مورد نظر بود. به عبارت دیگر، غربی‌ها معتقد بودند قطعنامه‌های تصویب شده در کمیسیون حقوق بشر ضمانت اجرا ندارند. غربی‌ها در پی این بودند که با برقراری ارتباط میان نقض حقوق بشرو صلح و امنیت بین‌المللی، زمینه را برای طرح دعوا علیه کشورهای نقض کننده این حقوق در شورای امنیت فراهم کنند. مشکل از اینجا ناشی می‌شد که به محض اینکه قطعنامه‌ای در کمیسیون مطرح می‌شد گروه‌های داخل کمیسیون (مثلاً گروه آفریقا و گروه آسیا) با هم متحد می‌شدند و از کشور هدف که متهم به نقض حقوق بشربود، حمایت می‌کردند و قطعنامه از همان ابتدا امکان طرح پیدا نمی‌کرد. در چندین مورد چنین وضعیتی پدید آمد. برای مثال، قطعنامه‌هایی که علیه زیمبابوه، سودان و بلاروس تهیه شد، امکان طرح در کمیسیون پیدا نکرد، لذا در گزارش هیأت منتخب دبیرکل برای شورای حقوق بشر دو پیشنهاد مطرح شده است.

با اینکه ایالات متحده آمریکا از بازیگران اصلی روند اصلاحات کمیسیون حقوق بشر بود.ولی سیاست دوگانه ای در پیش گرفت .

اگر چه کشورهای گروه غرب و همفـکران آن تلاش زیادی در جهت تحقق نهایی محورهای مورد نظر خود در شکل و محتوای شورای حقوق بشر به عمل آوردند که در برخی زمینه‌ها موفق و در برخی نیز با ناکـامی مواجه شد، معهذا مساعی مشترک کشورهای در حال توسعه نیز فرصت‌  هایی را در قالب شورای حقوق بشر ایجاد  کرده است که مهم‌ترین آن عبارتند از:

با تلاش‌های به عمل آمده، انتقـادات و اعتراضاتی که همواره نسبت به عملکرد کمیسیون حقوق بشر وجـود داشته و در مناسبات‌های مختلف مطرح می‌شد در قالب مفاهیمی و تعا بیری همچـون اهمیت ویژگی‌های ملی و منطقه‌ای و پیشینه‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی، تقویت گفتگو و گسترش تفاهم میان تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب، تضمین جهانشمولی، بیطرفی، عینی گرایی، گفتگو، همکاری سازنده بین‌المللی، عدم برخورد گزینشی، حذف استانداردهای دوگـانه و سیاست زدگی و تضـمین بهره‌مندی از همه حقـوق بشر شـامل حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و از جمله حق توسعه در چارچوب قطعنامه تاسیسی شـورای حقوق بشر گنجانده شده و مورد تاکید و تصریح قرار گرفت که از این حیث موفقیت قابل توجهی به شمار می‌رود.[۱۰]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

admin بازدید : 82 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

– اصلاحات کمیسیون حقوق بشر

عناصر اصلی برای اصلاح کمیسیون حقوق بشر با خاتمه کار کمیسون و تحت عنوان اصلاحات در عضویت و ساختار و بطور خلاصه در اهداف و روش ها آغاز شد. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، لوییز آریور از چندین ماه قبل صحبت از انقلاب آرام در حقوق بشر کرده بود.[۱]

سازمان عفو بین الملل معتقد است که توسعه بدون امنیت و امنیت هم بدون توسعه وجود نخواهد داشت، این سازمان اجلاس سران سپتامبر ۲۰۰۵ را تنها فرصت برای جهانی مرفه تر و عادلانه تر  در قرن جدید می داند. در طول دهه های گذشته، برنامه کاری کمیسیون حقوق بشر شامل طیف کاملی از حقوق مدنی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و از جمله حق توسعه بوده است. مکانیسم هایی در موضوعات حق بهداشت، مسکن، آموزش و پرورش مکمل برنامه های حقوق بشر است، و حتی مسائلی مانند ناپدیدسازی اجباری و اعدام های غیر قانونی و شکنجه مد نظر شورای حقوق بشر جدید می باشد.[۲]

با تاسیس شورای حقوق بشر در بدو امر اینگونه به نظر می رسد که مجموعه حقوق بشر با اصلاح کاستیها و معایب گذشته این سیستم  تقویت شده است.

اهم معایبی که در بررسی سوابق کاری کمیسیون حقوق بشر مورد توجه قرار گرفتند و لازم بود که در مکانیسم جدید رفع شوند، از قرار زیر هستند:

۱-۵- مسأله خدشه دار شدن اعتباردبیر کل سازمان ملل متحد در شصت و یکمین نشست سالانه کمیسیون حقوق بشر با بیان این که اعتبار در حال تنزل کمیسیون حقوق بشر باعث تضعیف سازمان ملل شده است، اعلام کرد: «قصد دارد این کمیسیون را به علت ناکارایی تغییر ساختار داده و هیأت و ساختار جدیدی را جانشین آن سازد.» عنان معتقد است: «ما به مرزی پا گذاشته‌ایم که اعتبار در حال کاهش کمیسیون، بر وجهه نظام سازمان ملل به عنوان یک کل سایه افکنده و وضعیت چنان است که اصلاحات ذره ذره و جزیی کفایت نخواهد کرد.» دبیر کل سازمان ملل متحد در خصوص چرایی تصمیم برای ایجاد سازوکاری جدید به نام «شورای حقوق بشر» گفت: «اعتماد عمومی به سازمان ملل متحد خدشه دار شده و اگر بخواهیم این اعتماد را دوباره به دست آوریم باید ساختار کمیسیون حقوق بشر را عوض کنیم . سازمان عفو بین الملل بطور مداوم  کمیسیون را به خا طر نقض فاحش حقوق بشر در کشورهای مختلف بارها به چالش کشیده است. بطور مثال در سال ۱۹۷۷ کمیسیون در بررسی نقض های فاحش و آشکار  حقوق بشر رژیم ایوی امین در اوگاندا با وجود تبادل اطلاعاتی با سازمانهای غیر دولتی و توصیه های کمیسیون های فرعی خود برای پیشگیری از تبعیض و حمایت از اقلیت ها در کشور مذکور ناموفق بود. کمیسون در دهه ۱۹۸۰ بارها به نقض گسترده حقوق بشر در مقیاس گسترده در عراق نیز بی توجه بود و تنها بعد از محکومیت حمله عراق به کویت در ۱۹۹۱ اراده سیاسی خود را برای تعیین گزارشگران ویژه به عراق به کار گرفت.[۳]

۲-۵- مسأله عضویت: کمیسیون حقوق بشر مرکب از ۵۳ کشور عضو سازمان ملل است که به صورت ادواری به عضویت کمیسیون در می آیند و هیچ ضابطه مشخصی در این روند تأثیر نمی گذارد.  معیارهای راحت برای بدست آوردن عضویت  شورا یعنی ۲۸ رای شورای اقتصادی و اجتماعی بدون هیچ گونه تعهدات رسمی برای اعضا، کشورهایی که خودشان در مظان اتهام هستند، به عضویت کمیسیون در آیند و سپس جلوی کار مؤثر این کمیسیون را می‌گیرند. بر همین اساس عده ای معتقدند کمیسیون به شکل فعلی نمی تواند به طور بی طرفانه و واقع گرایانه به مسأله حقوق بشر بپردازد. [۴]

تاکنون کشورهایی مثل لیبی، کوبا، سودان، زیمبابوه، چین و روسیه ، آمریکا ، انگلیس، که در مجامع بین المللی به عنوان ناقض حقوق بشر شناخته می شوند ‌توانسته اند در مقاطعی به عضویت این کمیسیون دربیایند. انتقاد از این کمیسیون از سال ۲۰۰۴ هنگامی شدت یافت که لیبی ریاست آن را به عهده گرفت. بسیاری از کشورها از جمله آمریکا، لیبی را از ناقضان حقوق بشر می‌دانند و ریاست آن بر کمیسیون حقوق بشر را مضحک می‌خوانند. در آن زمان آمریکا تهدید کرد تا وقتی ساختار کمیسیون اصلاح نشود، از آن خارج می‌شود و سهم خود در بودجه این کمیسیون را نیز نمی‌پردازد. یکی از مشکلات نهادها و سازمانهای بین المللی همین تهدید آمریکا مبنی بر عدم پرداخت با کاهش سهم بودجه است .از جمله اصلاحات مورد نظر آمریکا برای این کمیسیون، شرایط سخت و دشوار برای پذیرش عضویت کشورها در آن است. از نظر آمریکا، عضویت کشورهایی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر پایبند نباشند باید لغو شود و کشورهایی که ‌از تروریسم بین‌الملل حمایت کرده‌اند یا در تولید سلاح‌های کشتار جمعی نقش داشته‌اند باید از این کمیسیون کنار گذاشته شوند. خانم ««لوییز آربور»»، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز در شصت و یکمین نشست کمیسیون حقوق بشر در ژنو نظر مشابهی را ارائه داد. وی گفت:

«هیچ کشوری دلیلی برای خشنودی ندارد چرا که هنوز حقوق بشر کامل نیست.» [۵]

ترکیب کمیسیون به این ‌صورت است که ۵۳ عضو دارد و اعضای آن بر اساس سهمیه منطقه‌ای تعیین می‌شوند، ولی دبیر کل سازمان ملل خواستار انتخابات مستقیم و لزوم کسب دو سوم آرا از سوی کشورهای متقاضی شده است. از نظر دبیرکل، «این کمیسیون باید به گروه کوچک تری که اعضایش توسط مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب می شود تبدیل شود.»

در معیار عضویت برای کمیسیون حقوق بشر [۶]به شدت بر نقش سازمانهای غیر دولتی بر نظارت وضعیت های مشکوک کشورها در زمینه حقوق بشر تاکید شده است. این سازمانها همیشه در پی اهداف خود بودند. دولتها سعی می کردند که صرفا با عضویت در  کمیسیون حقوق بشر به انتقادات بین المللی از خود در نقض حقوق بشر پایان دهند و سوابق بد حقوق بشری خود را پاک کنند. سازمان های غیر دولتی بر معیار عضویت منفی تاکید داشتند که شامل تمرکز بر یک دولت تحت یک آیتم و بررسی آن کشور تحت روش ۱۵۰۳ بودند.و معیارهایی برای عضویت کشورها مانند صدور دعوت نامه های معتبر،تصویب اسناد حقوق بشری سازمان ملل متحد از سوی کشورها و داشتن نهادهای ملی  حقوق بشر مطابق با اصول پاریس ارائه شد.

در این روش استاندارهایی عینی برای واجد شرایط بودن دولت ها تعیین می شود.اعتبار و تاثیر  کشورها در کمیسیون حقوق بشر در بلند مدت ملاک عمل بود.[۷]

در سال ۲۰۰۴ معیارهای عضویت برای کمیسیون حقوق بشر پذیرفته نشد چون این امر ریسک پذیری سیاسی را برای عضویت کشورها در شورای حقوق بشر بالا می برد. سعی بر این بود که بیشتر بر تعهد دولت ها بر منشور و توجه به مسائل اساسی حقوق بشر تاکید شود. دولتهایی باید انتخاب شوند که به بالاترین استاندارهای حقوق بشر متعهد باشند و شورای حقوق بشر باید بصورت یک جامعه متعهد ، پاسخگوتر و مسئول تر باشد. انتخاب اعضا توسط ۳/۲ اکثریت مجمع عمومی صورت می گرفت که به پاسخگویی بیشتر اعضا کمک می کرد. کوفی عنان بر یک شورای ۱۵ نفره تاکید داشت چرا که معتقد بود با کاهش تعداد اعضاء تنش های بین آنها نیز کاهش خواهد یافت و ضریب توافقات بالا خواهد رفت ولی سرانجام ۴۷ عضو  برای شورا تعیین گردید.[۸]

جمهوری اسلامی ایران نیز اگر چه به قطعنامه تصویب شورای حقوق بشر رأی ممتنع داده بود اما برای عضویت در آن از گروه آسیا نامزد شده بود و از ۱۹۱ رأی موفق شد تنها ۵۸ رأی کسب کند. تعداد پائین آرای ایران به چندین عامل بستگی داشت:

۱- مطرح بودن بحث برنامه هسته‌ای ایران و فضای تبلیغی موجود که رسانه‌ها ودستگاه‌های تبلیغاتی غرب به آن دامن می‌زدند.

۲ – مطرح بودن پرونده ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی در این خصوص.

۳- وقوع یک رشته مسائل امنیتی در کشور از قبیل موضوعاتی چون وضعیت اکبر گنجی، حسینیه دراویش نعمت‌اللهی در قم، دستگیری رامین جهانبگلو درست یک هفته قبل از رأی‌گیری و غیره.

حال این سؤال مطرح می‌شود که با اینکه رأی نیاوردن ایران قابل پیش‌بینی بود، چرا وزارت امور خارجه ایران تصمیم گرفت نامزد عضویت در شورا شود؟ و آیا شکست در این مورد به ضرر جمهوری اسلامی ایران  نیست؟

به نظر می‌رسد وزارت خارجه به این نتیجه رسیده بود که در چارچوب رویکرد فعال در سیاست خارجی، اعلام نامزدی باید صورت می‌گرفت، چون غرب و خصوصاً آمریکا به گونه‌ای تحکم‌آمیز اعلام کرده بودند که ایران نباید عضو شورا شود. ظاهراً وزارت امور خارجه ایران برای مقابله با این موضع غرب اعلام نامزدی کرد و موفق شد حدود یک سوم آرای مجمع عمومی را کسب کند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

پایان نامه ارشد : بررسی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

admin بازدید : 62 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

– مسأله ضعف قوانین و سیاست زدگی:

آیین رسیدگی در کمیسیون به صورتی‌ است که بسیاری از کشورهایی که وضع حقوق بشر در آن ها بسیار بد است می‌توانند با زد و بندهایی که به خاطر مسایل اقتصادی و سیاسی در خارج از کمیسیون صورت می‌گیرد، موضوع حقوق بشر کشور متبوع خود را از دستور کار کمیسیون خارج نمایند. لذا خانم «لوییز آربور» تأکید دارد: «کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل به عنوان یک زندانی در قوانین خود اسیر شده است.» وی گفته است: «کمیسیون حقوق بشر تا حدود زیادی اسیر نگرشی کاذب و هم چنین سیاست زدگی بوده است که به نظر می ‌رسد هدف از آن حفظ منافع ملی باشد.» از نظر وی «سیستمی که می‌خواهد تنها با اشاره به چند  کشور، به مسأله نقض حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی در سراسر جهان پاسخ دهد، دچار ایرادهای اساسی است.»  

در اصلاح  کمیسیون حقوق بشر موضوع عدم سیاست زدگی محور اصلی توجه شورا بود در بررسی این موضوع در ساختار سازمانی به این نکته می رسیم که گرایش شورا به سمت مطلوبیت از طریق ترغیب و اقناع کشورها در محافظت از مفاهیم حقوق بشری است.در بررسی و تحلیل عمیق تر در مورد مفهوم اقناع باید به یک سوال نه چندان خوشایند یعنی نقش قدرت در درون شورا توجه شود.و در اقدامات شورا بر پایه سیستم  ترغیب کشورها به ترویج  حقوق بشر باید نقش قدرت حذف شود.با ارائه نوآوری توماس رایس [۱] از اندیشه های هابرماس [۲] شورا موظف است که یک سیستم تطابقی از پیوند دو عامل غیر متنجانس ایجاد کند ، یعنی ارتباط مداوم قدرت بین شرکت کنندگان در هر بررسی خاص و ماهیت عدم سیاست زدگی  سیستم upr، سازمان عفو بین الملل نیز اظهار داشت که عضویت در کمیسیون حقوق بشر صرفا سپری برای محافظت اعضا از بررسی دقیق وضعیت حقوق بشر آنها ،به جای حمایت و ارتقاء و ترویج حقوق بشر بود.[۳]

۴-۵- مسأله ضعف بودجه: با وجود این که برنامه‌های حقوق بشر سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم پیشرفت‌های چشمگیری داشته، اما با توجه به چالش‌های کنونی جهان و وخامت وضعیت حقوق بشر در برخی کشورها، به نظر می رسد گسترش فعالیت های حقوق بشری سازمان ملل کار چندان ساده‌ای نخواهد بود. درحال حاضر کمیسیون حقوق بشر فقط ۱/۸ درصد کل بودجه سازمان ملل را دریافت می‌کند لذا «آربور» معتقد است که برای بالا بردن کارآیی شورای حقوق بشر، بودجه آن باید ظرف پنج یا شش سال آینده دو برابر بودجه فعلی کمیسیون شود.

شایان ذکر است آمریکا هم کمک های مالی زیادی را در اختیار کمیسیون حقوق بشر قرار می داد. اما پس از ریاست لیبی بر کمیسیون در سال ۲۰۰۴ و محکومیت ایالات متحده، آمریکا ادامه کمک های خود را منوط به انجام اصلاحات کرد.

۵-۵- مسأله محدودیت حوزه عملیاتی: سازمان دیده‌بان حقوق بشر در رابطه با اعمال اصلاحات در سازمان های ناظر بر وضعیت حقوق بشر در سطح بین‌الملل بر این باور است که تنها توسعه قابلیت و حوزه‌ی عملیاتی این نهادها است که آن ها را قادر می‌سازد با چالش‌های حقوق بشری مواجهه کنند. این نوع نگرش در شکل گیری شورای حقوق بشر مورد توجه قرار گرفت. یکی از توصیه های انان در این زمینه این است که شورای حقوق بشر به جای انتقاد از نقض حقوق بشر در برخی از کشورها، باید بر پرونده تمام اعضای سازمان ملل نظارت داشته باشد.

وظایف و اختیارات شورای حقوق بشر نیز صرفا مشورتی و توصیه آمیز است و اصول حاکم بر شورا، جهان شمولی ، بی طرفی و غیر گزینشی عمل کردن وبر اساس گفتگوهای سازنده بین المللی و همکاری می باشد.[۴]

۶-۵- مسأله زمان برگزاری نشست ها: نشست‌های کمیسیون سالی یک ‌بار به مدت ۶ هفته تشکیل می‌شود. اما به گفته کوفی عنان، نهاد آینده حامی حقوق بشر به جای این که سالی یک بار نشست داشته باشد، باید قادر باشد در هر زمانی تشکیل جلسه دهد. این شورای بین دولتی جدید به تضمین توجه مداوم به ماموریت سازمان ملل در زمینه حقوق بشر کمک خواهد کرد. 

بند ششم- دست آوردهای سند موسس شورای حقوق بشر:

شورای حقوق بشر باید بطور کامل همه دولت ها را در  تمام تعهدات حقوق بشریشان مورد ارزیابی قرار دهد.در صورتیکه  در مجموعه معاهدات سازمان ملل متحد فقط حقوق بشر برای دولتهای طرف معاهده مورد بررسی قرار می گرفت. شورا ی حقوق بشر از دولت می خواهد که بطور داوطلبانه در مورد مسائل حقوق بشر در کشورهای متبوع خود به بحث و تبادل نظر بپردازند،و این امر به خصوص به کشورهای در حال توسعه کمک شایانی خواهد کرد که ظرفیت های خود را برای ارتقاء حقوق بشر گسترش دهند.این نوآوری ها از حمایت گسترده ای در مذاکرات برخوردار بوداما سوالی که مطرح بود این است که این ارزیابی وضعیت دولت ها بر اساس چه معیارهایی دقیقا صورت خواهد گرفت؟ولی آنچه که مشخص است این ارزیابی ها باید عادلانه، شفاف، عملی باشد و کشورها بر اساس معیارهای مشابه مورد ارزیابی قرار گیرند. بهترین معیار ارزیابی دولتها بر اساس همان تعهدات حقوق بشری دولت مربوطه است که می تواند حس اطمینان را در همه کشورها افزایش دهد..[۵]

در این قسمت فقط به فهرستی ازاین دست آوردها اشاره می شود:

-کوچک سازی سیستم و تقلیل اعضا(کاهش اعضا از ۵۳ نفر در کمیسیون حقوق بشر به ۴۷ نفر در شورای حقوق بشر)

– تغییر شیوه در انتخاب اعضا (دولت ها فقط برای دو دوره متوالی می توانستند در شورا عضویت داشته باشندو  این شیوه در عمل بطور غیر رسمی مانع عضویت دائمی نماینگان قدرت های بزرگ در شورای حقوق بشر می شد.)[۶]

-غیر دائمی بودن اعضا

– شیوه جدید فعالیت و تعداد جلسات (از یک دوره در سال به سه دوره در سال افزایش یافت)

– تاکید بر گفتگوی بین تمدنی

– تایید بخشی از فعالیت های کمیسیون سابق

– همه حقوق بشر برای همه افراد بشر

– ارتقای جایگاه و گسترش قلمرو فعالیت

– پیش بینی مجازات برای اعضا (امکان تعلیق اعضا در صورت نقض فاحش و سیستماتیک از سوی مجمع عمومی)

– امکان جلسات خاص در موارد ضروری

– مکانیسم بررسی دوره ای جهانی

افزایش تعداد اعضای شورای حقوق بشر، از ۲۵ عضو مورد نظر کشورهای گروه غرب و آمریکا به ۴۷ عضو، مبنا قرار گرفتن تقسیم عادلانه جغرافیایی، ایجاد تعدیل در سهمیه‌های جغرافیایی از طریق افزایش تعداد سهمیه گروه آسیا و آفریقا به ۱۳ کشور و در مقابل کاهش سهمیه سایر گروه‌های جغرافـیایی، انتخاب اعضای شـورا براساس اکثریت مطلق اعضای مجـمع عمومی و نه اکثریت دو سوم مورد نظر آمریکا و گروه غرب، از جمـله تغییرات ایجاد شده در این حوزه به شمار می‌رود که فرصت حضور و مشارکت کشورهای در حال توسعه را فراهم آورده و موانع ایجاد شده از سوی گروه غرب در این جهت را کاهش می‌دهد. 
در سازوکار بررسی دوره‌ای و جهانی حقوق بشر، که براساس آن وضعیت حقوق بشر در کلیه کشورها از حیث اجرای تعهدات حقوق بشری به صورت دوره‌ای مورد ارزیابی و بازبینی قرار می‌گیرد، فرصتی مناسب جهت اعمال نظارت بر وضعیت حقوق بشر در کشورهای گروه غرب نیز به شمار رفته و لذا در مجموع مثبت ارزیابی می‌شود.

با تشکیل شورای حقوق بشر به عنوان رکن فرعی مجمع عمومی و امکان تبدیل شدن آن به رکن اصلی سازمان ملل ظرف ۵ سال آینده، اصلی‌‌ترین نهاد حقوق بشری سازمان ملل در کنار کمیته سوم مجمع عمومی در مقایسه با اکوسوک ارتقاء جایگاه یافته و فعالیت‌های حقوق بشری سازمان ملل از تمرکز بیشتری برخوردار شده است.

علاوه بر این، ‌پیشنهادات کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل مبنی بر ایجاد یک نهاد واحد به منظور نظارت بر اجرای تعهدات معاهده‌ای کشورها در زمینه حقوق بشر و تدوین برنامه جامع نظارتی، ‌سازوکار حقوق بشری سازمان ملل را با انسجام بیشتری مواجه ساخته و امکان نظات موثرتر حقوق بشری بر کشورهای مختلف و تصمیم سازی در این زمینه را با سهولت بیشتر، فراهم ساخته است.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

پایان نامه بررسی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

admin بازدید : 78 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

حضور دولت تحت بررسی

کشورهای تحت بررسی بطور کلی با  هیات های بزرگ در سطح بالا معمولا در سطح وزرا در این بررسی حضور دارند.این مساله حاکی از این است که کشورها این روند را جدی گرفته اند. با این حال فرستادن وزرا ی دیگر مانند وزیر دادگستری و نمایندگان به جا ی وزرای امور خارجه مایه تاسف است، این اقدامی بود که از سوی کشورهایی مانند بحرین و اندونزی و الجزایر صورت گرفت، که حاکی از بی میلی این کشورها به بهبود و گسترش حقوق بشر است.هر کشور تحت بررسی ۶۰ دقیقه برای ارائه گزارش ملی و پاسخ به سوالات کتبی از تروئیکا دریافت می کند زمان خواهد داشت.[۱]

۱-۳-۱-فهرست سخنرانان  و تعهدات کشورهای دوست

در اولین دوره بررسی بحرین، موضع گیری های کشورهای دوست و موافق روندی منفی ایجاد کرد.تمام سخنرانان  در لیست کشور بحرین از بین کشورهایی بودند که به تعریف و تمجید کشور تحت بررسی می پرداختند. در دور بررسی بعدی که به کشور تونس  مربوط می شد، متحدانش به نظر می رسید از کشورهایی بودند که بطور غالب  سعی در اطاله کلام و تاخیر جلسه را داشتند.این مساله اصول شفافیت و بیطرفی و کاهش احتمالات  را که از اهداف اولیه UPRبرای بهبود و توسعه حقوق بشر بر روی زمین را به چالش می کشید.و این رویه منفی احتمالا  در بررسی های آینده بازسازی خواهد شد.[۲]

بند دوم- بررسی ادواری جهانی (UPR) ایران

  شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در چهاردهمین جلسه خود که از ۱۰ تا ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ در ژنو برگزار شد، در روز ۲۰ خرداد، گزارش نهایی ایران را که در چهارچوب بررسی‌های دوره‌ای جهانی (UPR) به شورا ارائه شد، تصویب کرد. این گزارش که با شماره) ۱/۵[۳](  به ‌عنوان سند سازمان ملل ثبت شد و دربرگیرنده پاسخ‌های ایران به پیشنهادهای مطرح‌شده در هفتمین گروه کاری (UPR) در بهمن ماه سال ۱۳۸۹بود، توسط دکتر محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر ایران، در صحن این شورا در ژنو ارائه شد و در پی آن با اجماع اعضای شورا به تصویب رسید. [۴]

گروه کاری بررسی ادواری جهانی، که براساس قطعنامه ۱/۵ مورخ ۱۸ ژوئن ۲۰۰۷ شورای حقوق بشر تشکیل شد، هفتمین جلسه خودرا از ۸ تا ۱۹ فوریه ۲۰۱۰ تشکیل داد. بررسی جمهوری اسلامی ایران در یازدهمین جلسه، در ۱۵فوریه ۲۰۱۰ انجام شد. ریاست هیات ایران را محمد جوادلاریجانی، دبیر کل شورایعالی حقوق بشر، قوه قضائیه، به عهده داشت. گروه کاری در جلسه ۱۷ فوریه ۲۰۱۰ خود گزارش درباره ایران را تصویب کرد.

۲-شورای حقوق بشردر ۷ سپتامبر ۲۰۰۹ گروه (۳نفری) گزارشگران زیر را انتخاب کرد تا موجب تسهیل در امر بررسی ایران شود: مکزیک، پاکستان و سنگال.

۳-مطابق پاراگراف۱۵پیوست قطعنامه۱/۵، اسناد زیر برای بررسی ایران منتشر شد:

الف)گزارش ملی ارائه شده/ ارائه مکتوب تهیه شده مطابق پاراگراف ۱۵(الف)[۵]

ب)مجموعه تهیه شده از سوی دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد[۶]

مطابق پاراگراف ۱۵ (ب)[۷]

ج)متن خلاصه آماده شده از سوی دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد مطابق با پارا گراف ۱۵ (ج)[۸]

۴-فهرستی از سئوالات از قبل از سوی آرژانتین، بلژیک، جمهوری چک، دانمارک، آلمان، ایرلند، ژاپن، لیختن اشتاین، لیتوانی، هلند، نروژ، لهستان، سوئد و بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی آماده شده و از طریق گروه سه کشور (ترویکا) به جمهوری اسلامی ایران عرضه شده بود.[۹]

۱-۲– مطالب ارائه شده از سوی کشور تحت بررسی (ایران)

۱- نماینده ایران با استقبال از بررسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی در باره وضعیت حقوق بشر در این کشور، اظهار داشت ازطریق همکاری، احترام و اشتیاق به گوش فرا دادن به یکدیگر است که می توان فرهنگ حقوق بشر را ترویج کرد.

۲- نماینده ایران اظهارداشت انقلاب اسلامی ۱۹۷۹به ایجاد نظام جدید حکومت دموکراتیک و نظام اجتماعی و مدنی مبتنی بر خرد و تعقل اسلامی منجر شد. نماینده ایران به اشارات صریح و فراوان درباره حقوق بشر در قانون اساسی، مانند فصل ۷ آن درباره “حقوق بشر مردم” تاکید کرد. درفصل ۶ گفته شده تمامی تصمیمات مهم درباره همه مسائل، از جمله حضور در مشاغل عالی، باید بر مبنای رضایت مردم اتخاذ شود. نماینده ایران گفت قوه قضائیه از قوای مجریه و مقننه مستقل است و اصول لازم برای تضمین این استقلال وجود دارد.[۱۰]

۳- شورایعالی حقوق بشر که در ۲۰۰۷ ایجاد شد تا هماهنگی را بیشتر کند، در ۲۰۰۵ عالی ترین نهاد برای نظارت، پایش و هدایت بخش های مختلف در زمینه حقوق بشر شد.

۴- نماینده ایران به ترکیب متنوع قومی و دینی و تنوع سنت ها، رسوم و زبان های کشورش اشاره کرد که آن را به نمونه ای از همزیستی برادرانه و دوستانه تبدیل کرده است. به منظور تقویت این روابط و تضمین برخورداری تمامی این ملیت ها از زیر بنای مشابه برای رشد، طرح هایی به منظور ایجاد شغل، تامین خدمات بهداشتی، آموزش و مسکن، و حمایت از حقوق سیاسی و مدنی جوامع قومی تنظیم شده تا شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نواحی کمتر توسعه یافته بهتر شود. [۱۱]

۵- در زمینه چالش های فراروی ایران، نماینده این کشور اظهار داشت  بعضی از کشورهای غربی مدام از وضعیت حقوق بشر در ایران برای وارد آوردن فشار سیاسی و پیشبرد انگیزه های پنهانی خود استفاده کرده اند. تروریسم مورد حمایت کشورهای خارجی مساله ای جدی برای ایران به شمار می رود. پس ازحمله به کشورهای همسایه ایران حضور و فعالیت گروه های تروریستی به حد چشمگیری در نواحی مرزی ایران افزایش یافته و گروه های تروریستی هزاران شهروند عادی را کشته، تهدید کرده یا ربوده و اقدام به غارت اموال عمومی و خصوصی کرده اند.

۶- نماینده ایران افزود پس از حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان، تولید و قاچاق مواد مخدر به شدت افزایش یافته و خطر امنیتی و بهداشتی شدیدی به وجود آورده است. نماینده ایران به این واقعیت که تلاش های کشورش برای پیشگیری از قاچاق مورد تائید و شناسایی یا حمایت مالی و فنی قرارنگرفته، ابراز تاسف کرد.

۷- نماینده ایران همچنین برتاثیر منفی تحریم های یکجانبه و اجباری و بین المللی تحمیلی بعضی از کشورهای غربی و شورای امنیت برتحقق تمامی جنبه های حقوق بشر تاکید کرد.[۱۲]

۸- نماینده ایران بر همکاری کامل و مداوم کشورش با دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و تمدید دعوت دائمی از همه رویه های ویژه موضوعی تاکید کرد. چند گزارشگر ویژه از ایران دیدن کرده و دیدارهای بیشتر، تحت بررسی است. ایران به مکاتبات ماموریت داران پاسخ های کامل و بموقع داده است. گزارش ها به چند نهاد معاهده بموقع و به روش درست ارائه شده و اظهارنظرهای نهایی انتشار یافته است.

۹- جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر مساعدت های خود در مجامع حقوق بشر، ازجمله در زمینه تعیین ضوابط و ادبیات حقوق بشر، بر اهمیت اتخاذ رویکردی تعاملی و مبتنی بر همکاری و اجتناب از مقابله، معیارهای دوگانه و سیاسی کاری تاکید کرد.[۱۳]

۱۰- نماینده ایران مساعدت کشورش به سه قطعنامه مجمع عمومی باعنوان های “تقویت همکاری بین المللی در زمینه حقوق بشر”، “حقوق بشر وتدابیر یکجانبه اجباری”و”حقوق بشر و تنوع فرهنگی” را یادآوری کرد.

۱۱- از سوی دیگر کنفرانس ۲۰۰۷ وزیران جنبش عدم تعهد در زمینه حقوق بشر وتنوع فرهنگی چارچوبی برای ترویج وحمایت از احترام به تنوع فرهنگی و نهادینه کردن گفتگوی بین فرهنگی درباره حقوق بشر به وجود آورده است. [۱۴]

۱۲- نماینده ایران در سطح ملی نقش مجلس شورای اسلامی ایران را در حمایت از حقوق بشر از طریق وضع قوانین و ایجاد برنامه های جدید یادآوری کرد. وی همچنین به ساختارهای حقوق بشر مجلس شورای اسلامی، آنگونه که درگزارش ملی ایران ذکر شده، اشاره کرد. نماینده ایران در میان قوانین مجلس شورای اسلامی که اخیرا مورد رسیدگی قرارگرفته ازجمله به حقوق شهروندی؛ حقوق زنان وکودکان، اقلیت های دینی، قومی، و معلولان؛ آزادی بیان؛ قاچاق انسان؛ و امنیت اجتماعی اشاره کرد. برنامه ها و قوانینی که در حال حاضر تحت بررسی هستند  به مسائلی ازجمله حمایت از کودکان، نوجوانان و قربانیان جنایات، اصلاحات قضائی و اصلاح حقوق کیفری مربوط می شوند.[۱۵]

۱۳-  نماینده ایران همچنین گفت هشت کرسی مجلس شورای اسلامی در اختیار زنان است و دو معاون رئیس جمهور، چند مشاور رئیس جمهور، یک وزیر وچند معاون وزیر نیز زن هستند.[۱۶]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی مفهوم حقوق بشر

admin بازدید : 107 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

گفتگوی تعاملی و پاسخ های کشور تحت بررسی

درجریان گفتگوی تعاملی، ۵۳ نماینده از کشورهای مختلف مطالبی بیان کردند. سخنان نمایندگان دیگری که به علت محدودیت زمانی نتوانستند در جریان گفتگوها مطالب خود را مطرح کنند

۱- ایالات متحده درباره وضعیت حقوق بشر، ازجمله بازداشت های پس از انتخابات ۲۰۰۹؛ محدودیت های آزادی بیان؛ وضعیت بازداشت شدگان؛ ازجمله شهروندان خارجی و ایالات متحده ؛ و نقض آزادی دینی ابراز نگرانی کرد و به وضعیت شیعیان و بهائی ها ومسلمانان صوفی اشاره کرد.[۱]

۲- فرانسه از این واقعیت که وضعیت حقوق بشر طی هشت ماه گذشته بدتر شده و مردمی که با آرامش حقوق خود را اعمال می کردند، سرکوب شده اند، ابراز نگرانی و اعلام کرد از زمان انتخابات عده ای کشته و هزاران نفر زندانی شده اند و به گزارش های شکنجه و تجاوز جنسی اشاره کرد. درباره تعداد اعدام ها نیز ابراز نگرانی شد.

۳- برزیل دستاوردهای ایران را در زمینه آموزش، ریشه کنی فقر و رفاه تائید و به دعوت دائمی ایران ازرویه های ویژه واین که این کارمی تواند درخواست های آتی برای دیدار از این کشور را تسهیل کند، اشاره کرد. نماینده برزیل گفت ایران می تواند از همکاری با سازمان بین المللی کار در زمینه کار کودکان و کودکان خیابانی بهره مند شود. برزیل ضمن اشاره به تبعیض علیه زنان افزود سطح بالای آموزش آنان باید در بازار کار و زندگی سیاسی نیز نمود پیداکند. برزیل ایران را به گفتگو در داخل و مجاز دانستن آزادی بیان  تشویق کرد. نماینده برزیل گفت بهائی ها باید از حقوق داده شده به دیگران و رهبران زندانی بهائی باید از رعایت تشریفات قانونی برخوردار شوند.

۴-نیکاراگوآ برمساعدت های تمدن ایران به فرهنگ بشر تاکید وبه دستاوردهای انقلاب ایران وپیشرفت های حاصله، وتبعیت ایران ازچند معاهده حقوق بشر اشاره کرد. نماینده نیکاراگوآ گفت در جریان بررسی کنونی بایدبه ویژگی های تاریخی، فرهنگی ودینی، به ویژه به این واقعیت که ایران باید به شریعت اسلامی احترام بگذارد، توجه شود.[۲]

۳-۲- توصیه ها

۱-انجام اقداماتی برای امحای شکنجه و سایر رفتارهای تحقیر کننده و خشن.

۲-جلوگیری از اعدام افرادی که مرتکب جنایت قبل از ۱۸ سالگی شده اند.

۳-در نظر گرفتن مهلتی قانونی برای مجازات اعدام با نظر به لغو آن.

۴-احترام گذاشتن به حق محاکمه ای عادلانه و بیطرفانه برای تمامی افراد تحت بازداشت.

پیگرد قانونی تمامی ناقضان حقوق بشر.

۵-اقدام برای جلوگیری از استفاده بیش از حد زور به وسیله نیروهای امنیتی.

۶-امحای انواع گونه های تبعیض از راه قانون و عمل.

۷-تضمین حقوق برابر مردان و زنان به ویژه در زمینه دسترسی به شغل.

۸-تضمین آزادی بیان، مطبوعات و گردهمایی.

۹-حمایت از مفاد قانون اساسی ضامن آزادی عبادت.

۱۰-تصویب کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه زنان و کنوانسیون منع شکنجه.[۳]

۴-۲-پاسخ کشور مورد بررسی(ایران)

۱- بازداشت و سرکوب های خودسرانه – قوه قضاییه مستقل از دولت، حامی حقوق و محاکمه منصفانه.

قانون اساسی دادگاه های علنی را تجویز می نماید. بی گناهی تا هنگامی که جرمش ثابت شود، استقلال قضات و غیره.

۲-حقوق زندانیان –حق مشورت با وکیل ،ملاقات با اعضای خانواده، دسترسی به اطلاعات و آموزش، تلاش برای امحای سلولهای انفرادی.

۳-آزاد ی بیان –نمیتوان از آن برای اشاعه تنفر و خشونت استفاده کرد.

۴-آزادی دین- بر اساس قانون اساسی  تبعیض بر اساس اعتقادات مذهبی ممنوع است.بهره مندی بهایی از حقوق شهروندی ،اگرچه دین آنها به رسمیت شناخته نمی شود.

۵-حقوق زنان- تعداد زیادی از سازمانهای مردم نهاد ویژه حقوق زنان هستند. زنان در سیاست و قوه قضاییه حضور دارند. تلاش می شود از ازدواج های اجباری جلوگیری شود.

۶-اعدام ها- مجاز بر اساس  معیارهای سختگیرانه.تعداد زیادی از اعدام ها مربوط  به قاچاقچیان مواد مخدر است.[۴]

بند سوم – بررسی  ادواری جهانی(UPR) آمریکا

از زمان تأسیس سازمان ملل متحد نهادی بین المللی که در قالب شورای اقتصادی اجتماعی پتانسیل نظارت بر عملکرد امریکا در زمینه حقوق بشر را داشت کمیسیون حقوق بشر، در بعد نظارت کمیسیون برخی دولتها را تحت نظر خود داشت و اقداماتی را انجام داد و توانست بستر تصویب قطعنامه هایی را علیه برخی از دولتها فراهم آورد. با نفوذی که ایالات متحده امریکا در کمیسیون حقوق بشر داشت ودر طول ۶۰ سال امریکا همیشه عضو ثابت کمیسیون بود، کمیسیون چالشی جدی با امریکا نداشت و اقدام آنچنانی علیه امریکا از سوی کمیسیون صورت نگرفت. برای همین امریکا از عملکرد کمیسیون حقوق بشر بسیار خرسند بود و به ویژه وقتی که کمیسیون از دهه نود به شدت مورد انتقادهای بین المللی در خصوص سیاست بازی، گزینشی و جانبدارانه عمل کردن قرار گرفت امریکا پشتیبانی اکید خودش را از کمیسیون اعلام نمود.[۵]

قبل از بررسی وضعیت آمریکا در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، دیده بان حقوق بشر نیز به نگرانی هایی در مورد عدم رعایت تعهدات حقوق بشری از سوی آمریکا نیز اشاره کرده بود این نگرانی ها عبارتند از: تبعیض نژادی در قوانین مبارزه با مواد مخدر-عدم موفقیت در حمایت از قربانیان خشونت های داخلی در منزل-رفتار تبعیض آمیز با کودکان کار در مزارع- سیاست های بازداشت ناعادلانه مهاجران- کودکان محکوم در زندان بدون امکان آزادی مشروط- شکست در آزمایش شواهد تجاوز به عنف –سلول انفرادی برای زندانیان بیمار روانی- مراقبت های بهداشتی  ناکافی برای زنان مهاجر بازداشت شده- بازداشت خودسرانه و محاکمه ناعادلانه از مظنونان تروریسم- بازگرداندن افراد برای شکنجه؛ و بطور عینی بر اجرای قانون مواد مخدر آمریکا که ناقض ماده ۲۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی و ماده ۲ کنوانسیون بین المللی رفع هر گونه اشگال تبعیض آمیز است اشاره دارد.[۶]

در ۲۳ اوت ۲۰۱۰ ایالات متحد امریکا گزارش خود را تحت UPR به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد تسلیم می کند. [۷] این گزارش حاوی تلاشهایی است که ایالات متحد امریکا برای اجرای استانداردهای حقوق بشر انجام داده است، ناراسایی هایی که امریکا در این زمینه داشته و توضیح حوزه هایی که امریکا نیازمند تقویت تعهدات حقوق بشری خودش است. مسئله چالش برانگیز در گزارش امریکا موضوع جنگ با نیروهای القاعده و افراد وابسته به این گروه است. نکته ای که قابل پیش بینی بود مورد توجه بسیاری از کشورها قرار بگیرد. امریکا در صدر گزارش خود تأکید می کند این کشور خود را متعهد به رعایت قانون اساسی خود، مقررات داخلی و استانداردهای بین المللی به ویژه در مخاصمات مسلحانه می داند. امریکا برای اولین بار در گزارش خود تأکید می کند که هیچ حوزه ای را خارج از منطقه قواعد حقوقی قلمداد نمی کند (law free zones) و هر کسی حق دارد مورد حمایت قانون قرار بگیرد. این نکته مورد توجه تروئکا قرار می گیرد. این موضع دقیقاً برخلاف رویه ای است که امریکا بر آن اصرار می ورزیده است. قبلاً امریکا در مورد زندانیان گوانتانامو اصرار می کرد که این افراد نه تابع قواعد حقوق بشر قرار دارند و نه تابع موازین حقو بشردوستانه هستند. به عبارتی این افراد در منطقه ای عاری از حقوق بین الملل سکنی گزیده اند و کاملا تحت سیطره قوانین و مقررات ایالات متحد امریکا قرار گرفته اند. تحت فشارهای بین المللی مختلف مانند کمیته منع شکنجه، سازمان عفو بین الملل و کمیته صلیب سرخ امریکا ناچار شد که از مواضع خود عقب نشینی نماید و برای اولین بار در گزارش خود تأیید نماید که امریکا زندانیان گونتانامو را تحت پوشش قواعد حقوق بشر و بشردوستانه قرار می دهد. قبلاً کمیته حقوق بشر نیز بارها هم در مورد گوانتانامو هم در مورد افراد تحت بازداشت امریکا در افغانستان و عراق نگرانی شدید خود را اعلام کرده بود.[۸]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

پایان نامه ارشد : بررسی مفهوم حقوق بشر

admin بازدید : 72 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

عیوب مکانیسم UPR

۱-فقدان گفتگوهای جدی: در هر جلسه بررسی UPR هم دولت های عضو و هم غیر عضو و ناظر شرکت دارند. هدف از مشارکت کشورها کسب دستاوردهای در زمینه های  فنی و گسترش بسترهای برای اجرای حقوق بشر می باشد.اما گاهی دولت ها صرفا در این جلسات حضور داشته و در گفتگوهای تعاملی و طرح پرسش از کشورهای دیگر شرکت نمی کنند.(حتی گاهی دیده شده که با وجود شرایط بحرانی  تمایلی به مشارکت از خود نشان نداده اند).[۱]

۲- این مکانیسم به مجموعه استانداردهایی نیازمند است که مشخص و کمتر اتزاعی باشند.خیلی از جنبه های قطعنامه ۱/۵ شفاف نیست.مثلا زمانی که برای گفتگوهای تعاملی در نظر گرفته شده است بستگی به زمان گزارش کشور تحت بررسی در پاسخگویی به سوالات مطروحه دارد.که این امر می تواند با کارشکنی دولت تحت بررسی به تاخیر بیافتد. فرآیند  تصویب گزارش کار گروه ها هم در محتوا و هم در شکل در برخی موارد با شیوه های متفاوت و استفاده از توصیه ها در کنار گزارشات کار گروها همیشه بحث برانگیز بوده است.[۲]

۳- مکانیسم UPR  سیستم بین دولتی  است و کشورهای سعی دارند که نقش سازمانهای غیردولتی را کاهش دهند.با اینکه سازمانهای غیر دولتی بر اساس قطعنامه ۱/۵ فقط می توانند  بر کار گروه های کاری نظارت داشته باشندو حق اظهار نظر رسمی را نخواهند داشت. ولی سازمانهای غیر دولتی با استقلال و بی طرفی به مسائل نگاه می کنند .به طور مثال در بررسی کشور تونس سازمانهای غیر دولتی حضور مثبتی داشتند و  نارضایتی خود را به بسیاری از مسائل که در طول بررسی مطرح نشد اعلام کردند.[۳]

۴- رویا رویی با وضعیت های واقعی : فقدان تمرکز بر وضعیت های واقعی نقض شدید  و سیستماتیک حقوق بشر ، می تواند  زندگی میلیونها شهروند را تحت تاثیر قرار دهد.و هنوز هم خیلی از کشورها در بررسی وضعیت یک کشور در مکانیسم مورد نظر سیاست محافظه کارانه ای را در پیش می گیرند .[۴]

بند پنجم- مکانسیم فرا قراردادی [۵]

در شورای حقوق بشر تشریفات ارایه شکایت و رسیدگی به آن،آن گونه که در برخی ارگان های قراردادی مانند کمیته خقوق بشر،کمیته مقابله با شکنجه ،کمیته محو و تبعیض نژادی ،پیش بینی شده وجود ندارد.تشریفات رسیدگی در این شورا از نوع فرا قراردادی است.منظور از تشریفات فرا قراردادی مکانیسم موضوعی و مکانیسمهای مربوط به وضعیت یک کشور خاص می باشد.یکی سیستم شکایت مسقیم افراد و دیگر سیستم گزارشگران ویژه.در سیستم شکایت مستقیم افراد،اتباع کشورها از قبیل قربانیان یا خانواده آنها،سازمانهای غیر دولتی محلی و یا حتی بین المللی،(که در این حالتبه عنوان اتباع کشور ها تلقی نمی شوند)، و غیره در رابطه با نقض حقوق بشر می تواند از طریق تنظیم شکایت نامه تحت عنوان اطلاعیه [۶]به طرح شکایت خود بپردازند.این اطلاعیه می تواند یه اشکال مختلف از قبیل :نامه، فاکس و تلگرام ارایه شده و موضوع آن می تواند هم شامل وضعیت افراد بوده و هم شامل وضعیت فرضی نقض حقوق بشر باشد.[۷]

در سیستم گزارشگران، شورا از طریق ارایه گزارش گزارشگران خود در هریک از موضوعات از قبیل آزادی بیان و عقیده،آزادی مذهب وغیره در جریان وضعیت حقوق بشر در آن موضوع خاص در کشورهای مختلف قرار می گیرد.و نسبت به آن به اتخاذ تصمیم می پردازد. در رابطه با ارایه اطلاعیه ،همچنان که آمد دو مکانیسم فرا قراردادی وجود دارد. مکانسیم های موضوعی [۸]و مکانیسم های مربوط به وضعیت در یک کشور خاص.[۹]در هر دو مورد اطلاعیه باید حاوی حداقل شرایط ذیل باشد:

-هویت قربانی یا قربانیان فرضی

-هویت عاملین نقض حقوق بشر

-هویت شخص یا اشخاصی یا تشکیلات یا سازمانهایی که به ارایه اطلاعیه می پردازند(بنابراین اطلاعیه های نامشخص رد می شوند)

-تشریح تفضیلی وضعیت های ی که نقض حقوق بشر صورت گرفته است. توضیحات ئیگر در رابطه با نقض خاص می توانند برای مکانیسم موضوعی مانند محل بازداشت قربانی،گواهی پزشکی صادر شده برای قربانی،هویت شهود، تصمیماتی که برای جبران در سطح ملی گرفته شده ،و غیره خواسته شوند. معمولا، اطلاعیه، اگر قبلا در چارچوب تشریفات قطعنامه ۱۵۰۳ شورای اقتصادی و اجتماعی یا پروتکل اختیاری مرتبط با مثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ، در دست بررسی باشد،مورد بررسی قرار نمی گیرد.[۱۰]

 همچنین اطلاعیه ای که در واژه های اهانت آمیز نوشته شده یا به طور مشهود دارای انگیزه های سیاسی باشد،مورد بررسی قرار نمی گیرد.اطلاعیه باید به ارایه وقایع پرداخته و به صورت شفاف و دقیق به ارایه موارد مذکور در فوق بپردازد.[۱۱]

برای تسهیل بررسی نقض حقوق بشر،پاسخ نامه ای در چهرچوب مکانیسم های موضوعی تدوین گردیده که در اختیار افرادی که مایل به ارایه اطلاعیه در رابطه با نقض حقوق بشر می باشند،قرار می گیرد.به علاوه گزارشگران کشورها می تواند این پاسخ نامه ها را به ویژه در رابطه با بازرسی محلی در اختیار داشته باشند.البته گفتنی است که اطلاعیه حتی اگر در قالب پاسخ نامهتدوین نشده باشدنیزمورد بررسی قرار می گیرد(گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر در رابطه با تشریفات خاص رسیدگی).[۱۲]

بند ششم -روش های ویژه

“روش های ویژه” یا “سازو کارهای خاص” لفظ عامی است که به سازو کارهای ایجاد شده از سوی کمیسیون حقوق بشر  پیشین  و شورای حقوق بشرداده شده، اقداماتی با ماهیت ترویجی ،حمایتی و حقیقت یابی برای رسیدگی به موقعیت های ویژه حقوق بشر در کشورهای ویژه یا رسیدگی به مسائل موضوعی در همه بخش های جهان انجام می دهد.[۱۳]                                                                             

روش های ویژه یک فرد (به نام”گزارشگر ویژه”،”نماینده ویژه دبیرکل”،”نماینده دبیر کل”،یا کارشناس مستقل”) یا یک گروه کاری است که معمولا از پنج عضو (یک نفر از هر منطقه) تشکیل شده است. روش های ویژه موثرترین،انعطاف پذیرترین وتاثیرپذیرترین و تعاملی ترین سازو کارها در نظام حقوق بشر ملل متحد به شمار می آیند، هدف شورا از بررسی این روش ها تقویت این نظام و تضمین هم افزایی بیشتر با سایر سازو کارهای حقوق بشر در داخل نظام ملل متحد است. [۱۴]

سیستم روش های ویژه بزرگترین چالش در حال حاضرو آینده شورای حقوق بشر خواهدبود.این سیستم توانایی نظارت بر وضعیت  حقوق بشر هر کشور را  در سراسر دنیا با توجه به اختیاراتی که در چارچوب کمیسیون حقوق بشر کسب کرده، دارد. روش های ویژه،اولین سیستم هشداردهنده در رابطه با نقض های شدید حقوق بشر است، بنابر این ضروری است که این سیستم بطور کامل سازگار با شرایط موجود باشد. و برای همه دولت ها دسترسی مناسب و موثر ومنسجم نسبت به تمام مسائل حقوق بشری سازمان ملل فراهم باشد.[۱۵]

با تاسیس شورای حقوق بشر، پیشنهاداتی برای اصلاح سیستم روشهای ویژه مطرح شد ،اصلاحات رادیکال گروه کشورهای آسیایی در کمیسیون حقوق بشر سابق هنوز اصلی ترین پیشنهاد است.دوروش برای اصلاح این سیستم ارائه شد: ا- تغییرات ساختاری ( که مورد تصویب شورا ی حقوق بشر قرار گرفت)۲- تغییر رویه ای در روشهای کاری صاحبان اختیار (mandate-holder)[16]

مهمترین تغییرات ساختاری پیشنهاداتی در مورد تعداد وظایف – صلاحیت متصدیان –روشهای انتصاب –قواعد حاکم بر عملکرد آنهاست.ولی هیچگونه توافقی بر روی اختیارات اضافی برای افراد وجود ندارد.با توجه به ماهیت روشهای  ویژه به آسانی نمی توان معیاری دقیق برای این سیستم تعیین کرد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

دانلود پایان نامه : بررسی مفهوم حقوق بشر

admin بازدید : 81 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

کمیته مشورتی

کمیته مشورتی شورای حقوق بشر بطور رسمی در ۱۸ ژوئن به طور رسمی به عنوان “مخزن فکر” شورای حقوق بشر کار خود را آغاز کرد. در اولین جلسه خود کمیته مشورتی بطور فعالانه از سازمانهای غیر دولتی می خواست که بطور مستقیم به نگرانی های خود در مورد وضعیت حقوق بشر پاسخ دهند.[۱]

شورای حقوق بشر یک کمیته مشورتی جایگزین کمیته فرعی کمیسیون حقوق بشر سابق کرد.کمیته مشورتی شورای حقوق بشر جدید متشکل از ۱۸ کارشناس است که به صلاحیت شخصی خود عمل می کنند.کمیته فرعی قبلی شامل ۲۶ نفر بود و اتاق هایی برای ابتکار عمل در مورد طرح های  خود داشت ولی کمیته مشورتی جدید در عمل بیشتر بر کیفیت کار خود و تعاملش با شورا تاکید خواهد داشت. شورا همچنین تصمیم گرفت که به روش شکایت فردی ادامه دهدو کمیته فرعی برای این منظور نیز یک کار گروه تشکیل خواهد داد.کار گروهها گزارش خود را بطور مستقیم به شورا ارائه می کنند شورا با توجه به مسائل اساسی تصمیم خواهد گرفت که به آن مساله بپردازد.[۲]

شورای حقوق بشر در سپتامبر ۲۰۰۸ نسبت به کار کمیته مشورتی برخوردی رسمی نداشت و با تعویق همه تصمیمات و توصیه های کمیته مشورتی تا اندازه ای انتظاراتی که از این مکانیسم  وجود داشت تضعیف شد.[۳]

بند هشتم- اعتبار تصمیمات شورای حقوق بشر

تمام مراحل رسیدگی در شورای حقوق بشر تا زمانی که پرونده به مجمع عمومی ارجاع نشده، به صورت محرمانه می باشد. در این مرحله برعکس،۱۹۷۸  ، رئیس کمیسیون حقوق بشر و امروزه رئیس شورای حقوق بشر به افشای نام کشوری که پرونده اش مطرح شده، می پردازد.بدین ترتیب ،مجموعه ای از موارد نقض حقوق بشر می تواند در صورتی که موضوع قبلا حل و فصل نشده باشد، به وسیله شورای حقوق بشر سازمان ملل در مجمع عمومی آن سازمان مطرح شود. شورای حقوق بشر در کنار ارایه  توصیه هایی به کشورها به منظور ارتقا و دفاع از حقوق بشر، و تقاضا از مجمع عمومی جهت صدور توصیه ها یی با هدف توسعه حقوق بین الملل در تمام زمینه های حقوق بشر، در مواردی که نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر از طرف کشور یا کشورهایی صورت گرفته باشد، اقدام به اتخاذ تصمیم در قالب توصیه به کشورمربوطه می نماید.[۴]

همچنان که تصمیمات شورای حقوق بشر به صورت توصیه صادر می شوند.اگر چه از نظر حقوقی توصیه دارای ماهیت الزام آور نبوده و طرفی که بر ضد آن چنین تصمیمی اتخاذ شده می تواند آن را رعایت ننماید، ولی با توجه به ذیل یند ۳ قطعنامه ۲۵۱/۶۰ مجمع عمومی مورخ ۳ آوریل ۲۰۰۶ که به موجب آن “شورا می تواند سعی در هماهنگ  نمودن  فعالیت های سیستم حقوق بشر سازمان ملل به نحوی که مسایل حقوق بشر به صورت سیستماتیک از جانب تمام  ارگانیسم های سیستم  مورد لحاظ قرار گیرد،نماید”. چنین استنباط می شود که در صورت نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر از جانب هر کشوری و عدم توجه آن به توصیه های شورای حقوق بشر، شورا می تواند مستندا به بند ۳ ماده ۱۱ منشور از طریق عمومی به طرح موضوع در شورای امنیت سازمان ملل بپردازد.شورای امنیت نیز پس از طرح موضوع می تواند در قالب فصل هفتم منشور به ارایه توصیه و نهایتا به اتخاذ تصمیمات  الزام آور بر ضد کشور مربوطه بپردازد. [۵]

با توجه به اینکه ماهیت اقدامات شورای حقوق بشر جنبه الزام آوری ندارد این سوال مطرح می شود که صرف غیر الزام آور بودن توصیه ها مانع  مسوولیت بین المللی دولت ها در قبال نقض حقوق بشر است؟

تاریخ نشان داده است که غرب و بخصوص آمریکا با مقوله حقوق بشر برخوردی سیاسی و دوگانه داشته اند و اینکه ضمانت اجرای حقوق بشر نیز به نوبه ای در دستان این کشورهاست، باید گفت که در ضمانت اجرای حقوق بشر همچنان تردید وجود دارد و اما مقوله اعضا شورا که مسئول جلوگیری از اعمال سیاست های دوگانه شورا می باشند نیز بیانگر همین نگرانی کشورهای مستقل و تمامی صاحبنظرانی است که در تحقق حقوق بشر تلاش می نمایند

اگرچه برخی قواعد فاقد  الزام حقوقی  هستند، با این حال آن ها اغلب در عمل از قواعد مشابهی که الزام حقوقی دارند موثرتر هستند و این نمونه های «حقوق نرم» به اندازه قواعد الزام آور حقوقی در رسیدگی  و پاسخ به نیازهای جامعه بین المللی موثرند.[۶]

باید پذیرفت که پاسخگو بودن،مفهومی کاملا حقوقی نیست.واژه های »responsibility« مسئولیت در قبال اعمال منع شده و«liability» مسئولیت در قبال اعمال منع نشده ،اصطلاحات پیشنهادی  از سوی حقوقدانان برای توصیف وضعیتی  است که در آن،یک شخص یا یک موجودیت در مقابل قانون پاسخگو است.اما با وجوداین، واژه «پاسخگو بودن” برای در بر گرفتن سازو کارهای متعددی که می توانند برای کنترل اعمال بازیگران بین المللی مورد استفاده قرار بگیرند،مناسب  به نظر می رسد.معیارهایی که چنین ارزیابی های در مورد آن ها انجام  می پذیرد بی شمارند و همه آن ها هم در چارچوب  حقوق قابل بررسی نیستند. اگر تصور کنیم که پاسخگو بودن ، متمایز از مسئولیت حقوقی است ره به خطا برده ایم.مسئولیت  حقوقی، مناسب ترین شکل پاسخگو بودن برای برخی از بازیگران از جمله دولت ها،سازمان ها و اشخاص بین المللی است.[۷]

از طرفی دیگر برای بررسی این مساله موارد مهم دیگری باید مدنظر قرار گیرد مانند: ویژگی قواعد حقوق بشری چیست؟ آیا این قواعد آمره [۸] می باشند؟ و تعهد به رعایت حقوق بشر تعهدی عام الشمول[۹] است؟پاسخ مبسوط به این سوالات در حجم این پایان نامه نمی گنجد ولی بطور جزئی نکاتی بیان می شود.

در واقع اکثر قواعد حقوق بشر عموما به عنوان قواعد آمره شناخته شده اند.به خصوص،جامعه  جهانی نسل کشی (ژنوساید)و آپارتاید را به عنوان نقض قواعد آمره لحاظ نموده و مسئوولیت بین المللی دولت ها را  حتی زمانی که آنها عضو کنوانسیون مربوط به این جنایات نیستند، پذیرفته است.با بررسی قواعد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی حقوق بشر و منطق ماده ۵۳ کنوانسیون وین به این نتیجه می رسیم که اکثر قواعد مندرج در این اسناد جزوقواعد آمره می باشند. بنابراین مواردی وجود دارد که ممکن است  دولت از لحاظ حقوقی بدون اعلام رضای خود یا حتی علی رغم اراده اش ملزم به اجرای تعهدی گردد.[۱۰]

این قواعد آمره منبع اصلی تعهدات حقوقی عام الشمول در حقوق بین الملل می باشند.و تعهد به قواعد حقوق بشری تعهدی عام الشمول است و این تعهد به کلیه دولت ها در مقابل جامعه جهانی بار می شود،و هر دولتی در حفظ حقوق بشر سمت(منفعت) حقوق دارد.به علاوه این تعهد همبستگی میان کلیه دولتها را برای تضمین سریع تر راه برای حمایت جهانی و موثر حقوق بشر ایجاب می کند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر

admin بازدید : 71 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارش گلدستون

مسأله غزه  در حوزه حقوق بین الملل بشر نیزقا بل طرح و تأمل است . متون بین المللی تنها پس از جنگ جهانی دوم نگاشته شده اند و در واقع بیش تر بیانگر آرمانها  و آرزوهای بشری هستند تا  قواعدی برای  حمایت از ارزش های ریشه دار جامعه بین المللی. شورای حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل در دوازدهمین جلسه فوق العاده خود[۱]ودر پارگراف ۲ از بند «الف”،مسئولیت  رژیم اشغالگر دررعایت حقوق بین الملل را یادآور شده است.

کشورهای عربی با پیشنهاد متن یک قطعنامه به مجمع عمومی ،در قالب این مجمع از رژیم اشغالگر قدس و فلسطینی ها می خواهند که تحقیقات معتبری در خصوص این جنگ آغاز شود.در این قطعنامه ،گزارش گلدستون که از سوی شورای حقوق بشر مامور شده بود با ۱۱۴ رای موافق ۱۸ رای مخالف و همچنین ۴۴رای ممتنع از جمله فرانسه ،تاید شد.و به این ترتیب مبنای حقوقی گزارش گلدستون مورد تصدیق جامعه جهانی قرار گرفت.بنا به نظر برخی از تحلیلگران،این گزارش از چنان اهمیتی یرخوردار است که بیش تر به یک« تحقیق »،رسیدگی و یا یک« حکم بازداشت» شباهت دارد.در این گزارش،گلدستون  صراحتا به ارتکاب جنایات جنگی توسط اشغالگران صهیونیستی و امکان وقوع «جنایت علیه بشریت» اشاره می کند.[۲]

گزارش گلدستون به طور غیر مستقیم و از نگاهی حقوقی، فنی و ایدوئولوژیک به  مساله جنگ غزه می پردازد.برای اولین بار یک سند رسمی بین المللی توانسته است اتهامات کیفری به رژیم اشغالگر قدس وارد کند.با این حال مشگل این گزارش این است که جسارت اشاره به مواد ۳۹،۴۱ یا ۴۲ منشور ملل متحد را به خود نمی دهد و تنها با توجه به ماده ۴۰ منشور،قضیه را به اتخاذ تدابیری برای پایان دادن به مخاصمه از سوی طرفین ،به گونه ای که شورای امنیت مطلوب می داند ختم می  کند.با این حال نباید از نظر دور داشت که این گزارش با اذعان به شدت اعمال ارتکابی،پیشنهاد می دهد که دبیر کل بر اساس ماده ۹۹ منشور ملل متحد، مورد را به شورای امنیت گزارش دهد. ضمن این که پیشنهاد گلدستون مبنی بر ارسال رسمی گزارش از سوی شورای حقوق بشر به دادستان دیوان، گواه توجه وی به اهمیت این گزارش به عنوان مجموعه ای از ادله و همچنین ترسیم خط مشی طرح اتهام علیه رژیم صهیونیستی در برابر دیوان بین المللی کیفری است.[۳]

 

بند دهم- شورای حقوق بشر و پدیده جهانی شدن

می دانیم که جهانی شدن پایانی بر کار دولتها است. یعنی حکومتهایی که برحاکیمت و قدرت خود متکی بوده و ایجاد کننده موانع گوناگون در برابر توسعه اقتصادی دنیا هستند. در واقع حکومتهای ملی با توجه به سیاست های کهنه و شکل منظم و خاص سیاسی خود با توسعه جهانی شدن ناسازگار می باشند.

رژیم حقوق بشر جهانی نیز توجه قابل  ملاحظه ای به علوم اجتماعی و تحولات ناشی از جهانی شدن دارد. مشارکت دولت ها در رژیم حقوق بشر جهانی و اینکه تا چه حد این رژیم  بر ساختارهای سازمانی ملی و سیاست گذاری های کشورها تاثیر می گذارد حائز اهمیت است. چراکه موسسات ملی حقوق بشر یکی از نهاد های حقوق بشری هستند که می توانند شکاف موجود در عرصه حمایت و ارتقاء حقوق بشر را پر کنند. در گذشته نیز این موسسات ملی حامیان قوی نهاد های حقوق بشری مانند کمیسیون حقوق بشر و بازوی کمکی بازرسان آن بودند. ایجاد این موسسات ملی خود نیز به عواملی مانند توسعه اقتصادی و سیاسی و عناصر فرهنگی و هنجارها و نرم های نظام بین الملل  وابسته است.[۴]

موسسات ملی حقوق بشر با ایجاد سیستم های قضایی مستقل و تصویب قوانین کافی و تقویت حمایت های فردی،تشویق دولت ها به تصویب معاهدات حقوق بشری و مشارکت در سازمانهای غیر دولتی و کنفرانس های بین المللی  قطعا بهتر خواهد توانست به توسعه حقوق بشر کمک کنند.

بند یازدهم – معایب شورای حقوق بشر

در دومین جلسه UPR روندی ظهور کرد ، کشورهای کوچکتر کمتر به گفتگوهای متقابل با کشورهای دیگر به غیر از منطقه خودشان تمایل داشتند.کشورهای آفریقایی به استثنای مراکش ،مصر ،الجزایر و تا اندازه ای هم تونس فقط مایل به گفتگوهای متقابل با سایر کشورهای آفریقایی بودند.این مساله بطور مشابه برای کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای حوزه کارائیب و گروه آسیا نیز مصداق داشت.ودر این بین فقط کشورهای اتحادیه اروپا تمایل داشتند بطور مساوی با سایر کشورهای دنیا گفتگوهای تعاملی داشته باشند.و این حاکی از آن است که کشورهای یک منطقه تمایلی به اتفاقات حقوق بشری سایر مناطق ندارند.در بررسی دوره ای وضعیت هر کشور تحت اصول همکاری دولت ها در حقوق بین الملل دولت ها هیچگونه الزامی در پاسخ به پرسشهای مطروحه ندارند.[۵]

اعضای شورای امنیت و سازمانهای غیر دولتی و ناظران ،بی درنگ به واقعیت بی رحم دیپلماسی چندجانبه اشاره کرده اند.شورای جدید برخی از معایب کمیسیون سابق را به ارث برده است و هنوز هم در ایجاد  حقوق انتزاعی و واقعی ملموس برای قربانیان نقض حقوق بشر ناموفق بوده است.حق شرطهای فوری کشورهای غربی بطور ملموس در هرجلسه شورا احساس می شود.بطور مثال: ادا و اصول کشورهای غربی وقتی که ایران سوئد را به خاطر نقض حقوق زنان محکوم می کند و یا وقتی که کوبا در مورد اهمیت استقلال  جامعه مدنی صحبت می کند امری غیر معمول نیست. با تکرار حوادثی از این دست ،آمریکا شورا را متهم به جانبداری و سیاست بازی می کند و خواستار خروج از شورای حقوق بشر می باشد.[۶]

حضور سازمانهای غیر دولتی در جلسات uprاز جمله مواردی است که مورد اعتراض کشورها واقع شده است،بسیاری خواستار محدودیت حضور سازمانهای غیر دولتی در جلسات upr بودند.تا جائییکه رئیس شورا دستور داد که سازمانهای غیر دولتی باید در ارائه گزارشات خود به مفاد قطعنامه ۱/۵ پای بند باشند و کلیه مدارک مربوطه باید کاملا مستدل و روشن باشد.[۷]

این امر فقط مختص سازمانهای غیر دولتی نبود و سازمانهای دولتی هم به آن مبتلا بودندوبطور مثال نفوذ ناروای سازمان های دولتی مانند کنفرانس اسلامی به رهبری پاکستان و گروه آفریقا به رهبری مصر در شورای حقو ق بشر ،اغلب حامیان خود  را ترغیب می کردند که بر اساس همبستگی و دوستی و یا منافع ملی خود به جای اصول اساسی حقوق بشر رای دهند.[۸]

انتخاب ماه می ۲۰۸ برای ورود اعضای جدید به شورای حقوق بشر حاکی از آن بود که  تقسیم کرسی ها بدون تغییر باقی ماند.تقسیم کرسی ها در امتداد همان خطوط منطقه ای و اجتماعی و اقتصادی کمیسیون سابق بود.[۹]

در جلسه دهم شورا در ماه مارس ۲۰۰۹ وقتی دو کشور جمهوری دموکراتیک کنگو و ترکمنستان ناقضین فاحش حقوق بشر شناخته شدند، توانستند با تاکتیک های رویه ای غیر مستقیم و با دشمنی آشکار به رای خاص کشورهای در حال توسعه از بررسی های دقیق شورا شانه خالی کنند.[۱۰]

یکی از دیگر از نکات منفی سند تاسیسی شورای حقوق بشر ابقاء وضعیت حقوق بشر کشوری در کنار UPR است. بر این اساس شورای حقوق بشر وظیفه ایجاد ماموریت‌های جدید و یا تمدید وضعیت‌های کشوری گذشته و یا توقف آنها را عهده‌دار است.

باید توجّه داشت که در قطعنامه برپایی شورای حقوق بشر ساز و کار روشنی برای سنجش اندازه پایبندی یک کشور به حقوق بشر پیش‏بینی نشده است و از این‏رو کشورهایعضو سازمان ملل هریک باید بر پایه دیدگاههای ویژه خود وضع حقوق بشری کشورهای نامزد عضویّت را بررسی کند و بر پایه همین دیدگاه نیز رأی دهد.پیش‏بینی نشدن معیارهای روشن برای سنجش وضع حقوق بشری نامزدان عضویّت، ناشی از اختلاف نظر کشورهای در حال توسعه و توسعه‏یافته بر سر تعیین وتعریف معیارها بود.در سایه همین کاستی در قطعنامه بود که سازمانهای حقوق بشری بین المللی همچون عفو بین الملل و دیده‏بان حقوق بشر مجموعه اطلاعاتی را بر پایه معیارهایی که خود مهم می‏دانستند درباره کشورهای نامزد عضویّت فراهم آوردند تا اعضای سازمان ملل با بررسی این اطّلاعات به کشوری که شایسته‏تر برای عضویّت است رأی دهند.برای نمونه دیده‏بان حقوق بشر پایگاهی اینترنتی طرّاحی کرد و پیشینه حقوق بشی کشورهای نامزد در ابر پایه معیارهای پنجگانه زیر در آن قرار داد:

۱-گزارشهای دیده‏بان حقوق بشر درباره رفتارهای نامناسب هریک از کشورهای نامزد عضویّت در شورا، در زمینه حقوق بشر:

۲–گفته‏ها و تعهّدات اعلام شده از سوی دولت نامزد و بیانیه‏های آن که به هنگام تصویب قطعنامه برپایی شورا در مجمع عمومی منتشر شده بود:

۳-اینکه آیا کشور نامزد، پیمانهای حقوق بین الملل بشر را تصویب کرده است یا نه:

۴-اینکه آیا دولت نامزد تاکنون از بازرسان حقوق بشر سازمان ملل برای دیدار از کشور خود دعوت رسمی کرده است یا نه؛

۵- اینکه وضع رأی‏دهی دولت نامزد به ۱۰ قطعنامه آخر پیرامون حقوق بشر در مجمع عمومی چگونه بوده است و اگر کشور نامزد به تازگی عضو کمیسیون حقوق بشر بوده، وضع رأی‏دهی‏اش درباره ۱۶ قطعنامه آ·ر مربوط به حقوق بشر در مجمع عمومی چگونه بوده است. [۱۱]

نقض گسترده حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین و عدم همکاری لازم و مستمر با UPR می‌تواند منجر به پیشنهاد صدور قطعنامه کشوری و متعاقبا تعیین گزارشگر ویژه کشوری شود.

 
یکی از تهدیدهای عمده شورای حقوق بشر، در انزوا قرار گرفتن کشورهای هدف در فرآیند تصمیم سازی بین‌المللی است که با هدف جلوگیری از مشارکت این گونه کشورها در راستای زمینه سازی برای اجرای تهدید استراتژیک صورت و از طریق اقداماتی همچون، معیار‌گذاری برای عضویت در شورای حقوق بشر و پیش‌بینی تعلیق عضویت کشورهای عضو شورای صورت خواهد پذیرفت.

در نهایت رئیس شورای حقوق بشر در گزارش خود به مجمع عمومی، پایان فرایند بررسی دوره ای جهانی (Universal Periodic Review) انجام شده در خصوص وضعیت حقوق بشر در کشورهای عضو ملل متحد در سال گذشته فرصت ارزشمندی برای ارزیابی عملکرد و اثرگذاری خود قلمداد نمود. نکته مثبت دیگر این فرایند مشارکت نهادهای ملی حقوق بشری بود که سهم عمده ای در بهبود وضعیت های مورد نظر بر عهده داشتند. وی همچنین از آیین های ویژه شورا از جمله گزارشگران و کارگروه ها به عنوان چشم و گوش نظام حقوق بشر یاد می کند و آنان را دارای نقشی کلیدی در حمایت و ترویج حقوق و آزادی های بنیادین می داند. نمایندگان دولت ها نیز در مجمع عمومی اعلام کردند که در طول عمر پنج ساله خود شورای حقوق بشر توسعه چشمگیری یافته و در توسعه هنجارها و استاندارهای حقوق بشری مشارکت داشته است. با این حال، نهاد مزبور باید از سیاسی کاری ها اجتناب ورزیده و مسیر خود را در راه بررسی وضعیت های حقوق بشری در سراسر دنیا ادامه دهد.[۱۲]

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر

admin بازدید : 39 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

نتیجه گیری:

در ابتدای امر اصلاحات در کمیسیون حقوق بشر، صحبت بر سر جایگزینی شورای حقوق بشر با شورای قیمومیت بود تا بدین وسیله این نهاد به یکی از ارکان اصلی سازمان ملل متحد تبدیل شود، ولی این امر محقق نشد. در سند پیش نویس قطعنامه رئیس مجمع عمومی در ۲۳ فوریه ۲۰۰۶ ذکر شده که جایگاه شورای حقوق بشر در ۵ سال آینده مورد بازبینی قرار گیرد. این موضوع، تلاش برای ارتقای جایگاه شورا را زنده نگه داشت، ولی به هر حال نشان دهنده آن است که در شرایط حال حاضر فعلاً امکان یافتن جایگاهی هم شأن دیگر ارکان اصلی سازمان ملل را نیافته است.

یکی از نکات مثبت شورای جدید برخلاف کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد اعضای شورای حقوق بشر بجای آنکه توسط گروه های منطقه ای انتخاب شوند از سوی همه اعضای سازمان ملل متحد انتخاب می شوند و در صورت مشاهده موارد خلاف حقوق بشر در مورد آنها عضویتشان می تواند با رای اکثریت اعضای سازمان ملل متحد به حال تعلیق درآید. چیزی که در مورد کمیسیون حقوق بشر وجود نداشت و ناقضان بزرگ حقوق بشر بعضا عضو کمیسیون حقوق بشر می توانستند باشند و بودند.

مسأله سخت گیری در عضویت شورا، یکی از مهم ترین مباحثی بود که در جای گزینی نهادی جدید به جای کمیسیون مورد توجه قرار گرفت. هر چند که در آخرین سند هم در چندین مورد تدابیری برای تضمین این مسأله لحاظ شده است، ولی باید در نظر داشت که در نهایت ضوابط و معیارهای دقیقی برای عضویت تعریف نشد و انتخاب اعضا توسط مجمع عمومی یک انتخاب سیاسی خواهد بود.

با بررسی بند ۲، ۳ و ۵ قطعنامه تاسیس شورا در خصوص اصول کاری، وظایف و اختیارات در می یا بیم تفاوت آنچنانی در عملکرد بین شورای فعلی و کمیسیون سابق وجود ندارد،ولی از سیاق عبارات دو نکته حایز اهمیت است و آن اینکه در قطعنامه سعی شده دو ضعف بزرگ کمیسیون را در نظارت و اجرای حقوق بشر برطرف نماید.

. بررسی نظر منتقدین کمیسیون حقوق بشر و نظر هیئت عالی رتبه و نهایتا دبیر کل و از محتوای قطعنامه باید گفت نظر اکثر دول عضو نشان می دهد که دو مقوله اعمال نفوذ سیاسی دولت های قدرتمند و ایجاد سیاست های دوگانه در قبال ناقضین حقوق بشر و نیز عدم ضمانت اجرای کافی در راستای اجرای حقوق بشر از جمله ضعف هایی بوده است که انتظار می رود در این شورا حل آن لحاظ شود.

مساله دیگر این است که شورا نخواهد توانست از اعمال نفوذ قدرت های بزرگی همچون آمریکا و متحدان غربی اش مصون باشد.

در مساله عدم اعمال استانداردهای دوگانه و تقویت ضمانت اجرای حقوق بشر، ظرافتی وجود دارد که می طلبد همزمان اهمیت هر دو مساله مد نظر باشد، چرا که ضعف در اعمال هر کدام به مراتب صدماتی بیش از کمیسیون به مقوله حقوق بشر و کشورهایی که با سیاست های مستقل همواره در نوک پیکان هجمه غرب بوده اند وارد خواهد نمود.

اگر بخواهم پیشاپیش قضاوتی در خصوص شورا داشته باشم باید بگویم که با توجه به عدم شفاف سازی در نحوه انتخاب اعضا و مفاهیمی چون نقض فاحش حقوق بشر و عدم ضمانتی برای عملکرد غیر سیاسی اعضا و از همه مهمتر عدم اصلاح در محتوای حقوق بشری مثل اعلامیه های حقوق بشر، آینده شورا را در پرده ابهام فرو برده است.

این شورا بطور کامل ایده آل نیست ولی در شرایط و اوضاع احوال کنونی بیش از این نمی شود توقع داشت ولی یکی از خواسته های مدافعان حقوق بشر اینست که دولتهایی با عضویت این شورا بتوانند دربیایند که هفت عهدنامه اصلی حقوق بشر را امضا کرده باشند و این در حالی است که سه عضو دائمی شورای امنیت، آمریکا، روسیه و چین دو یا سه عهدنامه از این ۷ عهدنامه را امضا نکردند.

در مجموع طرح شورای حقوق بشر را می توان آزمونی مهم پیش روی سازمان ملل متحد دانست. بر این اساس بهتر مشخص خواهد شد. که کشورهای جهان تا چه حد خواهان بهبود وضعیت حقوق بشر هستند. تشکیل شورای حقوق بشر، نقش جدی تری به سازمان ملل در پی گیری خواست های خود از دولت ها می دهد. اما هنوز نمی‌توان پاسخ واضح و مشخصی به این سؤال داد که شورای حقوق بشر چه مزایا و برتری‌هایی بر کمیسیون حقوق بشر فعلی خواهد داشت؟

پس از تشکیل شورا باید دید آیین‌نامه‌های داخلی شورا به چه صورت تنظیم و تصویب می‌شود که بعضی از کشورها نتوانند با توسل به آن آیین‌نامه‌ها خود را از کنترل شورای حقوق بشر آینده خارج بکنند. مکانیسم بازنگری پس از پنج سال نیز بطوراحتمالی عملکرد شورا را ارزیابی می نماید. در نظر داشته باشیم که کمیسیون حقوق بشر هم طی سال های حیات خود، به تدریج حوزه فعالیت ها و اقدامات خود را گسترش داد، ساختار خود را تعدیل نمود و تحولات را به خود پذیرفت. اما در مجموع، اگر شرایط مناسبی برای عملکرد شورای حقوق بشر فراهم نشود، این احتمال مطرح می شود که شورای جدید هم نظیر ساختار کمیسیون حقوق بشر موفقیت چندانی نداشته باشد.

پیشنهادات:

۱- از آنجائیکه شورای حقوق بشر و دیگر نهاد های بین المللی دیگر در زمینه حقوق بشر در جهت  دنبال کردن مسائل  نقض حقوق بشر و حفاظت از حقوق  بشر باید وارد حیطه حاکمیتی کشورها شوند و این مساله به مذاق کشورها خوش نمی آید. همکاریهای کشورها در زمینه حفظ حقوق بشر  در قالب همکاری با  سازمانهای دولتی منطقه ای و حتی نیز سازمانهای غیر دولتی  می تواند فرصتی مناسب برای همگرایی ببشتر  کشور ها در زمینه حفظ حقوق بشر شود. چرا که در سازمانهای منطقه ای مناسبات و توقعات مشترک کشورها در جهت حفظ حقوق بشر بیشتر تامین خواهد شد.و دیگر تابع سیاسیت قدرتهای بزرگ قرار نخواهد گرفت.و این امر می تواند اهداف شورای حقوق بشر را نیز محقق کند. بطور عملی شاهد  این مدعا  همکاریهای نزدیک و موفق  کشورها در کنفرانس غیر متعهدها در تهران  بوده است.

۲- کشورها با تشکیل نهاد های ملی در زمینه حقوق بشر می تواند زمینه های مناسبی برای حفاظت از حقوق بشر را نیز فراهم کنند که این امر هم با همکاری دولتها و همه افراد درگیر در مسائل حقوق بشری محقق خواهد شد .که این امر می تواند زمینه های پیوستن کشورها به کنوانسیونهای بین المللی را محقق کند.

۳- از آنجایکه تصمیمات شورا ی حقوق بشر ضمانت اجرایی لازم را به غیر از تعهدات اخلاقی کشورها برای حفظ حقوق بشر ندارد.بهتر است برای حفاظت بیشتر از حقوق بشر در موارد نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر تحت شرایط خاصی  اقدامات شورای امنیت در قالب فصل هفتم منشور نبت به کشور ناقض اعمال شود. که این امر می تواند در درجه اول شامل تهدیدات هوشمند و درجه دوم اقدامات نظامی باشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

ب) سئوال  اصلی

آیا سیر تحول و توسعه حقوق بشر با تاسیس شورای حقوق بشر به تکامل رسیده است؟

ج) سؤالات فرعی

۱) ماهیت جهانی که قرار است شورای حقوق بشر در آن کار کند چیست؟

۲) تضادهای ماهوی موجود در یک ارگان سیاسی متشکل از دول عضوی که از آنها خواسته شده وظیفه ای بسیار اصولی مانند ارتقاء حقوق بشر را انجام دهند، کدامند؟

۳) آیا در درون شورای حقوق بشر، آرمانگرایی در مقابل واقع گرایی قرار گرفته است؟

۴) چه سیاست ها و چه دیدگاههایی می توانند به حسن انجام وظایف شورای حقوق بشر، علیرغم تنوع آراء اعضا و نوع مأموریت شورا،  کمک کنند؟

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :بررسی جایگاه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد   با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 31 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

واژه شناسی :

با دقت در موضوع مبحث اول مشاهده می شود که این مبحث دارای دو گفتار است که در گفتار اول به توضیح واژگان اصلی و در گفتار دوم با توضیح واژگان مرتبط پایان خواهد یافت.

گفتار اول : واژگان اصلی:

اصطلاحات قرعه ، قاعده فقهی ، و استقراع هر چند در عبارات فقها و حقوقدانان به یک معنا به کار رفته است اما ، در این گفتار سعی بر آن شده است که به توضیح این واژگان اصلی  پرداخته شود؛ که در قسمت (الف) به توضیح قرعه ، و در قسمت (ب) به توضیح قاعده فقهی ، و در قسمت (ج) به توضیح استقراع پرداخته شده است. و اینک به توضیح هر یک به طور مستقل می پردازیم:

الف: قرعه

اهل لغت تعاریف بسیار زیادی از قرعه به دست داده اند . که برای تعاریفی که در باب قرعه وجود دارد تفصیلا در مبحث دوم همین فصل یعنی در تعریف قرعه خواهد آمد.

 

ب: قاعده فقهی

واژه قاعده دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است. که قاعده در معنای لغوی آن ، به معنای پایه و اساس است اما در اصطلاح مترادف “اصل” و “قانون” و “ضابطه” می باشد ، وبه معنای حکمی کلی است که بر

جزییاتش منطبق باشد۱. فقه نیز همانند قاعده دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است که در لغت به معانی ، دانش ، و فهم۲ فهمیدن و خوب فهمیدن۳  و دانستن هر چیزی است۴ .

هرچند با ظهور وگسترش دین مبین اسلام، این واژه کم کم معنای شناخت دین ،فهم،بصریت در آن اعم از اصول و فروعش به خود گرفته است ، اما در اصطلاح دانشی است  که ادله احکام شرعی را مورد بردسی وکند و کاو قرار می دهد.واما قاعده فقهی :با ضمیمه کردن معنای اصطلاحی فقه به معنای اصطلاحی قاعده ،مفهوم قاعده فقهی به این صورت می شودکه حکم کلی شرعی است که دربر دارنده موارد و مصادیقی است که بر آنها منطبق می باشد.

از تعریف قاعده فقهی متوجه ویژگی این قاعده می شویم: یکی،این که قاعده است یعنی حکمی کلی است، عمومیت دارد و مختص به یک مورد نیست.دوم ، این که شرعی است یعنی آن را شارع مقدس امضاء یا بیان کرده است.پس آنچه را که شارع مقدس آن را امضاء ننموده و وضع نکرده است یا آنچه را امضاء وبیان کرده،ولی جزئی است، قاعده فقهی نامیده نمی شود ، هر چند میان دانشمندان تعریف صحیح قاعد فقهی وجود ندارد و بین آنها اختلاف عقیده است.و شاید تعریفی را نتوان پیدا کرد که از نقد و ایراد مصون مانده باشد.

ج: استقراع:قرعه کشی را گویند.تمایز حقوق از طریق به کار بردن قرعه را گویند .

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

پایان نامه ارشد : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 35 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

ثانیاَ: در ابتداء امر مسائل فقه با کلام آمیخته بود(کتاب عده الأصول شیخ طوسی از این حیث قابل مطالعه است.) ولی در عین حال از پیرایه ی مباحث الفاظ عاری بود و بعدها از کلام جدا شد ولی مباحث الفاظ در آن جای قابل ملاحظه گشود. چنانکه مباحث معروف به ((اصول عملیه))fictions  که در حدود ده (۱۰) قرن اهمیتی در فقه نداشت اخیراَ وسعت یافته و مانند مباحث الفاظ از خلوص آن کاست از این رو آن قسمت از متون فقه که چندان تحت سلطه مباحث الفاظ و اصول عملیه قرار ندارند بیشتر مورد توجه بوده و  هستند مانند تذکره ی علامه که گرانبهاترین متن فقهی است.

ثالثاَ:قلّت نصوص(در عقود و ایقاعات)و وسعت قلمرو اسلام و تمادی قرون فقهاء اسلام را موفق به کشف عمده ی فنون و ابزار استنباط علم حقوق کرد که تسلط کامل بر این ابزار به مقدار فراوانی راه را برای اجرای اصول عدالت در قضایای روز مره می گشاید(این ابزارها در کتاب مقدمه عمومی علم حقوق –ص۵۸به بعد-گردآورده شده است).انکار نباید کرد که  فقهاء مسلمان ایرانی میراث عظیمی از فرهنگ ایران را پدید آورده اند(که به مراتب مهمتراز ادبیات ما است)نهایت اینکه چون علم حقوق از علوم دشوار است اندیشه ها در این زمینه هنوز خود را نیازموده اند۱.

 ب-حقوق موضوعه : به معنی حق تحققی است۲.

حقوق برخوردار از ضمانت اجراء را گویند. وحقوق موضوعه وحقوق مثبته هم نامیده می شود.اصطلاح دوم شایع تر است۳

 

 

ج : اصول عملیه : شیخ انصاری رضوان الله علیه در مقصد سوم رسایل در بحث از اصول عملیه گوید: ما مکلف ملتفت به حکم شرعی فرعی را بر سه قسم بخش کردیم: زیرا مکلف ، یاقطع به حکم ، پیدا می کند ، یا ظن به آن ، یا شک در آن ، و گفته شد که اگر قطع ، حاصل گردد ، ذاتا حجت است ، و به جعل حجیت ، برای آن نیازی نیست ، ولی ظن ، ذاتا حجت نیست ، زیرا نسبت به واقع ، کاشفیت ظنی دارد  ، ولی این امکان وجود دارد ، که ظن ، در موارد خاصی ، از طرف شارع ، معتبر شناخته شود ، یعنی شارع به ما دستور دهد که به بعضی از ظنون ، اعتماد و التزام و تعبد داشته باشیم. و این فی الجمله ، و نه به طور کلی ، ثابت است.اما شک ، چون متساوی الطرفین است ، و هیچ نظری به واقع نمی تواند داشته باشد ، وهرگز در آن حکایت و کاشفیت از واقع ، وجود ندارد  ،پس معقول نیست که از این لحاظ ، معتبر و حجت گردد.

پس هرگاه در مورد شک به احکام واقعی ، حکمی قانونگذاری گردد ، مثل اینکه شارع بگوید: واقعه مشکوک الحکم ، دارای ((این حکم)) است. ((این حکم)) غیر از حکم واقعه است که برای ما مشکوک است ، آنچه مشکوک است حکم واقعی است ، و حکمی که روی واقعه مشکوک الحکم گذاشته شده ، حکم ظاهری است که در برابر حکم واقعی مشکوک قرار داده شده است.

گاه به این حکم ظاهری  ، حکم واقعی ثانوی نیز گفته می شود ، از جهت اینکه حکم واقعی است برای واقعه مشکوک الحکم ، زیرا در طول حکم اول (حکم واقعی اول) قرار دارد ، و حکم اول چون مشکوک است بدان دسترسی نیست ، و در جایی که به حکم اول دسترسی نباشد ، حکم دیگری قانونگذاری شده است ، و بدین جهت ثانوی نامیده می شود.

مثلا مصرف دخانیات ، در واقع دارای حکمی است ، ولی ما در آن شک داریم ، و دسترسی بدان ، برای ما امکان پذیر نیست ، در این صورت ، اگر دخانیات مشکوک الحکم ، موضوع حکم شرعی دیگری قرار گیرد ، این حکم ، طبعا دنبال آن حکم واقعی مشکوک ، و در مرتبه متاخر از آن  ،قرار دارد. آن ، حکم واقعی است ، به طور مطلق ، و این ، ظاهری است ، چه اینکه در ظاهر ، بدان عمل می شود ، و ربطی به واقع ، و کشفی از واقع ندارد.

دلیل دال بر این حکم ظاهری را اصل گویند.

ازآنچه گفته شد ، نیز دانسته می شود که چرا تا هنگامی که دلیل بر احکام واقعی وجود دارد ، نوبت اجرای اصول عملی نمی رسد ،و اصول ، در جایی حجت است ، که دلیل بر حکم واقعی ، وجود نداشته باشد ، و در نتیجه ، نسبت به حکم واقعی ، شاک باشیم.

اصولیین ، اصول عملیه را بر چهار قسم بخش کرده اند ، و گفته اند: به حصر عقلی یا به استقراء ، اصول منحصر به این چهار اصل است:

زیرا در حکم برای شک (واقعه مشکوک) یا حالت سابقه ملاحظه می شود ، (یعنی از نظر شارع معتبر شناخته شده است )یا نمی شود ، اگر ملاحظه می شود ، مجرای استصحاب است ، و اگر ملاحظه نمی شود ، بر دو قسم است ؛ یا شک در آن ، شک در تکلیف است یا شک در تکلیف نیست ، قسم اول (شک در تکلیف) مجرای برائت است ، و قسم دوم نیز بر دو بخش است : یا احتیاط در آن ، امکان دارد ، یا امکان ندارد ، اگر امکان دارد ، مجرای اصل احتیاط است ، و اگر امکان ندارد مجرای اصل تخییر.

پس این چهار اصل یعنی استصحاب ، اشتغال(احتیاط) ، برائت  ، و تخییر ، اصول عملیه اند ، که در همه موارد فقه ، جریان دارند. بی گمان اصول عملیه دیگری نیز وجود دارند که عهده دار بیان حکم شبهه موضوعی می باشند ، و در موارد خاصی به کار می روند ، از قبیل اصل صحت ، اصل فساد ، اصل طهارت ، و غیره۱ .

اصول عملیه ، اصل عملی قاعده ای است که مجتهد پس از تفحص و جستجو و یأس و ناامیدی از دستیابی به دلیل شرعی یا عقلی بر حکم واقعی و برای تعیین وظیفه عملی مکلف به آن رو می آورد، اصل عملی خود سه قسم است:

  1. اصل عملی شرعی محض ، مثل استصحاب .
  2. اصل عملی عقلی محض ، مثل تخییر.
  3. اصل عملی شرعی و عقلی ، مثل برائت و احتیاط۲ .

اصول عملیه در اصول بر خلاف امارات ، کشف و حکایتی وجود ندارد ، بلکه صرفا برای رفع حیرت بندگان و تعیین تکلیف موقت ، از ناحیه شارع تعبدا معتبر شناخته شده اند و بیش از این اعتباری ندارند. به سخن دیگر تا وقتی دلیل معتبری که بیانگر واقع باشد اقامه نشده و حقیقت مجهول است ، اصول می تواند کارگشای موقت بوده ، حیرت را از بندگان مرتفع سازند. اصول عملیه (برائت-استصحاب-احتیاط و تخییر) از این دسته اند و همانند امارات به دو بخش حکمی و موضوعی تقسیم می گردند. مثلا هرگاه در مورد فعلی – مانند کشیدن سیگار- تردید داشته باشیم که ارتکاب آن حرام است یا حلال ، در حالی که دلیل معتبری در خصوص آن تعیین تکلیف نکرده (شبهه حکمیه) ، با اصل برائت رفع حیرت کرده ، به حلیت آن حکم می کنیم ، و نیز اگر در مورد مایعی تردید داریم که خمر است یا آب(شبهه موضوعیه) ، با اجرای اصل برائت ، نوشیدن آن را مجاز می شمریم.

همان طور که ملاحظه می شود اصل برائت در هر دو مثال ، هیچ کشف و حکایتی از واقع ندارد ، یعنی بیانگر آن نیست که حکم الهی در مثال اول ((حلیت)) است و در مثال دوم ((آب بودن)) ، بلکه صرفا به علت جهل و عدم آگاهی از واقعیت ، شارع اصل مزبور را معتبر دانسته تا از مکلفان موقتا رفع حیرت گردد و آنان نیز اگر به استناد این اصل مرتکب امری شده باشند که فی الواقع ممنوع بوده ، مورد بازخواست الهی قرار نخواهند گرفت.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

دانلود پایان نامه : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 44 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

استقراع : در لغت فارسی به معنی قرعه کشیدن است و در لغت عرب دارای دو معناست :

  1. قرعه کشیدن
  2. به عاریت خواستن گشن از کسی گشن خواه شدن ماده شتر و ماده گاو .

در اصطلاح حقوق نیز به معنی قرعه کشیدن آمده و از آن در موارد انتخاب کارشناس یا هیئت کارشناسان از بین کارشناس موجود و نیز تعیین مسئول پرداخت دیه در قتلهای وارد در شبهه محصوره استعمال می شود۵.

 

در این گفتار که از چهار قسمت الف( فقه ) ، ب (حقوق موضوعه ) ، ج ( اصول عملی ) ، و د (اماره ) تشکیل شده است. توضیحاتی به دست می دهیم :

الف: فقه :در لغت به معنی دانش و فهم است و فقیه به معنی دانشمند است. اصطلاحاَ در هر یک از معانی زیر بکار رفته است :

الف: علوم اسلامی از اخلاق-کلام-قوانین-رجال و درایه-اصول فقه.فقه به این معنا در عبارت((تفقه در دین))استعمال شده است تفقه در دین یعنی مطلع شدن به مسائل دینی.

ب: مسائل اعتقادی:(از توحید و نبوت و معاد و مانند اینها)که سابقاَ فقه اکبر نامیده می شد و فعلاَ علم کلام و اعتقادات نامیده می شود.

ج: علم به قوانین اسلامی(شامل مقررات عبادت-عقود و ایقاعات-دادرسی-جزاء-اموراداری-جهاد و امر به معروف و نهی از منکر)که سابقاَ فقه اصغر نامیده می شد و فعلاَ به طور مطلق ((فقه)) نامیده می شود.

فقه به این معنا دارای خصوصیات زیر است :

اولاَ: در بخش عقود وایقاعات علی الأصول عرف و عادات موجود تاییدشده است ونص قانونی در این قسمت کمتر از سایر قسمت ها است و بالتبع میدان اعمال نطر بسیاروسیع است. به همین جهت گفته اند:احکام معاملات غالبا إمضایی است و اعمال تعبد در معاملات بعید است.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 35 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

اصول عقلی- فقه: اصولی را گویند که دارا ی مشخصات ذیل باشد:الف:در قلمرو شک باشد ، نه ظن و یقین ب:ضابطه ای را قانون برای شک مذکور معین کرده باشد.این ضابطه را اصل عقلی واصل عملی نامند. در فقه اصول عقلیه عبارتند از اصل برائت-اصل استصحاب-اصل تخییر-اصل اشتغال.دو اصل نخست در ماده ۳۵۶-۳۵۷ آئین دادرسی آورده شده است۲.

د- أماره: اماره ، هم دارای معنای لغوی و هم دارای معنای اصطلاحی است.که در لغت به معنای نشانه است.و در اصطلاح: طریقی است به سوی حکم شرعی واقعی ، که برای جاهل به حکم واقعی قانونگذاری شده است . و به عبارت دیگر ، اماره چیزی است که به جهت اینکه موجب ظن است ، قانونگذار ، آن را معتبر شناخته است ، مثل خبر عادل (خبر واحد) و ظواهر کتاب.

 

قسم اول چیزهایی است که کاشفیت ناقصی نسبت به واقع دارند وناظر به واقع وحاکی از واقع هستند ، ولی این کشف ، و نظر ، و حکایت ، ناقص است ، و قانونگذار ، آنها را به لحاظ همین کشف ناقص ، که نسبت به واقع دارند ، به وسیله دلیل قطعی ، نقص آنها را جبران می کند ، و آنها را قانونی و معتبر می گرداند. مثلا هر گاه راوی عادل ، از قول معصوم ، از وجوب نماز جمعه، خبر می دهد ، سخن او مبنی بر وجوب نماز جمعه ، حاکی از آن است که نماز جمعه ، حکم واقعی مکلف است ، ولی این حکایت ، و کاشفیت ، ظنی است ، و ناتمام است ، و نمی تواند به خودی خود ، حجت باشد ، ولی هر گاه قانونگذار اسلام ، با دلیلی قاطع به ما بگوید:خبر عادل را باید تصدیق کنید ، و بر طبق خبری که داده است رفتار نمایید ، در این صورت ، قول مخبر عادل،  خود، یک دلیل معتبر می شود ، دلیل اجتهادی که اصطلاحا آن را اماره گوییم.

  1. آنچه برای جاهل قانونگذاری شده هر گاه نظر به واقع نداشته باشد ، و کاشف ، و حاکی از واقع نباشد ، آن را اصل گویند.پس اماره ، دارای دو ویژگی است :

الف- نسبت به واقع دارای کشف و حکایت ناقصی است ، که به خاطر همین نقص نمی تواند معتبر باشد.

ب- این کشف ناقص ، به وسیله قانونگذار ، معتبر شناخته شود ، و به وسیله دلیل قطعی ، پیروی از آن را دستور داده باشد ، و همان کشف ناقص را تکمیل و طریقیت آن را امضاء و تأیید کرده باشد. ولی اماره ، با ظن معتبر ، مرادف نیستند. واگر گروهی از اصولیین ، هر یک از این دو را ، به جای دیگری ، به کار برده اند به مسامحه و مجاز است.و حقیقت ندارد ، اماره سبب است و ظن مسبب.

منشا این مسامحه آن است که علت حجیت اماره به خاطر ظنی است که از آن به دست می آید ، چه ظن شخصی ، یا ظن نوعی ، و این ، باعث شده که علما ، سبب را ، در مسبب،  یا مسبب را ، در سبب ، به کار گیرند.

گفته شد که اماره با دلیل اجتهادی نیز مترادف است ، به اماره ، دلیل اجتهادی گفتن ، به خاطر مناسبتی است که بین اجتهاد ، و اماره وجود دارد ، زیرا اجتهاد کوششی است برای تحصیل احکام واقعی از ادله تفصیلی آنها و اماره نیز دارای این ویژگی است یعنی نظر به احکام واقعی دارد ، و می خواهد احکام واقعی را به دست بدهد .اماره معتبر در مورد احکام بسیار کم است ، و می توان آن را بنابر عقیده اکثریت فقهاء اصولیین در خبر عادل، یا ثقه، و احیانا حکم عقلی خلاصه کرد، اگر حکم عقل وجود داشته باشد.و باید توجه داشت که از نظر اکثر فقهاء اجماع منقول، و بیشتر مصادیق اجماع محصل، و شهرت فتوایی، و ظن مستند به دلیل انسداد ، هیچ یک حجیت و اعتبار ندارد . و فقیه برای آنها ارزشی در استنباط احکام قایل نیست .

امارات معتبر، در مورد موضوعات، نسبتا فراوان هستند، که مهمترین آنها بینه است .و این هم چند نمونه از امارات معتبر در موضوعات:

  1. خبر دادن زن از امور ویژه خود او از قبیل طهر، حیض، عده و غیره.
  2. خبر عادل از موضوعی پیوسته با سوگند او.
  3. خبر دادن و شهادت کودکان، درباره قتل، و جرحی که اتفاق افتاده و آنان دیده اند .
  4. ید که نشانه مالکیت صاحب آن است و…۱ .

(فقه)هر چیزی که: اولا- جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهراَ حکایت از مالکیت در شیئی مورد تصرف میکند(قاعده ید)  ثانیا-کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنّی باشد (مانند تصرف)   ثالثا-قانونگذار کاشف مزبور را مورد توجه قرار داده و آنرا وسیله اثبات قرار دهد(مانند ماده ۳۵ق.م)چنین چیزی را اصطلاحا أماره گویند(نسبت به موضوعات أحکام)۲ .

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

"\"متن"

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

پایان نامه شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 34 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

اصول عقلی- فقه: اصولی را گویند که دارا ی مشخصات ذیل باشد:الف:در قلمرو شک باشد ، نه ظن و یقین ب:ضابطه ای را قانون برای شک مذکور معین کرده باشد.این ضابطه را اصل عقلی واصل عملی نامند. در فقه اصول عقلیه عبارتند از اصل برائت-اصل استصحاب-اصل تخییر-اصل اشتغال.دو اصل نخست در ماده ۳۵۶-۳۵۷ آئین دادرسی آورده شده است۲.

د- أماره: اماره ، هم دارای معنای لغوی و هم دارای معنای اصطلاحی است.که در لغت به معنای نشانه است.و در اصطلاح: طریقی است به سوی حکم شرعی واقعی ، که برای جاهل به حکم واقعی قانونگذاری شده است . و به عبارت دیگر ، اماره چیزی است که به جهت اینکه موجب ظن است ، قانونگذار ، آن را معتبر شناخته است ، مثل خبر عادل (خبر واحد) و ظواهر کتاب.

 

قسم اول چیزهایی است که کاشفیت ناقصی نسبت به واقع دارند وناظر به واقع وحاکی از واقع هستند ، ولی این کشف ، و نظر ، و حکایت ، ناقص است ، و قانونگذار ، آنها را به لحاظ همین کشف ناقص ، که نسبت به واقع دارند ، به وسیله دلیل قطعی ، نقص آنها را جبران می کند ، و آنها را قانونی و معتبر می گرداند. مثلا هر گاه راوی عادل ، از قول معصوم ، از وجوب نماز جمعه، خبر می دهد ، سخن او مبنی بر وجوب نماز جمعه ، حاکی از آن است که نماز جمعه ، حکم واقعی مکلف است ، ولی این حکایت ، و کاشفیت ، ظنی است ، و ناتمام است ، و نمی تواند به خودی خود ، حجت باشد ، ولی هر گاه قانونگذار اسلام ، با دلیلی قاطع به ما بگوید:خبر عادل را باید تصدیق کنید ، و بر طبق خبری که داده است رفتار نمایید ، در این صورت ، قول مخبر عادل،  خود، یک دلیل معتبر می شود ، دلیل اجتهادی که اصطلاحا آن را اماره گوییم.

  1. آنچه برای جاهل قانونگذاری شده هر گاه نظر به واقع نداشته باشد ، و کاشف ، و حاکی از واقع نباشد ، آن را اصل گویند.پس اماره ، دارای دو ویژگی است :

الف- نسبت به واقع دارای کشف و حکایت ناقصی است ، که به خاطر همین نقص نمی تواند معتبر باشد.

ب- این کشف ناقص ، به وسیله قانونگذار ، معتبر شناخته شود ، و به وسیله دلیل قطعی ، پیروی از آن را دستور داده باشد ، و همان کشف ناقص را تکمیل و طریقیت آن را امضاء و تأیید کرده باشد. ولی اماره ، با ظن معتبر ، مرادف نیستند. واگر گروهی از اصولیین ، هر یک از این دو را ، به جای دیگری ، به کار برده اند به مسامحه و مجاز است.و حقیقت ندارد ، اماره سبب است و ظن مسبب.

منشا این مسامحه آن است که علت حجیت اماره به خاطر ظنی است که از آن به دست می آید ، چه ظن شخصی ، یا ظن نوعی ، و این ، باعث شده که علما ، سبب را ، در مسبب،  یا مسبب را ، در سبب ، به کار گیرند.

گفته شد که اماره با دلیل اجتهادی نیز مترادف است ، به اماره ، دلیل اجتهادی گفتن ، به خاطر مناسبتی است که بین اجتهاد ، و اماره وجود دارد ، زیرا اجتهاد کوششی است برای تحصیل احکام واقعی از ادله تفصیلی آنها و اماره نیز دارای این ویژگی است یعنی نظر به احکام واقعی دارد ، و می خواهد احکام واقعی را به دست بدهد .اماره معتبر در مورد احکام بسیار کم است ، و می توان آن را بنابر عقیده اکثریت فقهاء اصولیین در خبر عادل، یا ثقه، و احیانا حکم عقلی خلاصه کرد، اگر حکم عقل وجود داشته باشد.و باید توجه داشت که از نظر اکثر فقهاء اجماع منقول، و بیشتر مصادیق اجماع محصل، و شهرت فتوایی، و ظن مستند به دلیل انسداد ، هیچ یک حجیت و اعتبار ندارد . و فقیه برای آنها ارزشی در استنباط احکام قایل نیست .

امارات معتبر، در مورد موضوعات، نسبتا فراوان هستند، که مهمترین آنها بینه است .و این هم چند نمونه از امارات معتبر در موضوعات:

  1. خبر دادن زن از امور ویژه خود او از قبیل طهر، حیض، عده و غیره.
  2. خبر عادل از موضوعی پیوسته با سوگند او.
  3. خبر دادن و شهادت کودکان، درباره قتل، و جرحی که اتفاق افتاده و آنان دیده اند .
  4. ید که نشانه مالکیت صاحب آن است و…۱ .

(فقه)هر چیزی که: اولا- جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهراَ حکایت از مالکیت در شیئی مورد تصرف میکند(قاعده ید)  ثانیا-کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنّی باشد (مانند تصرف)   ثالثا-قانونگذار کاشف مزبور را مورد توجه قرار داده و آنرا وسیله اثبات قرار دهد(مانند ماده ۳۵ق.م)چنین چیزی را اصطلاحا أماره گویند(نسبت به موضوعات أحکام)۲ .

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد :بررسی جایگاه حقوقی قرعه و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 32 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

تعریف قرعه:

در باب قرعه تعاریف بسیار زیادی وجود دارد. بدین معنا که قرعه هم دارای تعاریف فقهی است و هم دارای تعاریف حقوقی . در گفتار اول به تعریف فقهی قرعه، و در گفتار دوم به بحث قرعه در ادبیات حقوق خواهیم پرداخت:

 

گفتار اول: تعریف فقهی :

  1. به استهامی که با آن نصیب هر کس معلوم و تعیین می شود،قرعه می گویند.
  2. قرعه عمل معهود و متعارفی است که موجب تمیز حقوق و کشف از واقع یا یقین یکی از امور می شود۱.
  3. قرعه واژه ای عربی است حاصل مصدراز ریشه قرع به ضم قاف وبه معنای سهم-نصیب-قسمت-انتخاب کردن-برگزیدن-برگزیده شیء-بهره-وآنچه به فال زنند آمده است.۲
  4. گاهی این واژه را در معنای وسیله ای به کار می برند که قرعه کشی با آن انجام می شود.۳
  5. قراع به معنای اقتراع نیز به کار رفته است که علاوه بر معنای مصدری که همان قرعه کشیدن می باشد در معنای اسم مصدری (قریع) هم استعمال گردیده است که به معنای بهترین مال می باشد.۴ .
  6. قرعه بر گرفته از عبارت القرعه ماخوذه من قارعه القلوب است که قارعه القلوب به معنای ((ما یخوفها)) یعنی آنچه که قلبها را می ترساند قلب کسانی که برای آنها قرعه انداخته می شود زیرا طرفین در ترس و اضطراب به سر می برند تا نتیجه قرعه معلوم شود در خوف و شدت است که آیا قرعه به نام آنها در می آید یا نه؟۵
  7. انتقال این کلمه از زبان تازی به فارسی –تغییری را به خود ندیده و شکل و مفهوم خود را همچنان حفظ کرده است۶ .
  8. فقها قرعه را عملی متعارف و معهود دانسته که در عرف متشرعه دارای معنای خاص است.۷
  9. در نتیجه حقیقت شرعیه ای در این زمینه وجود ندارد و معنای اصطلاحی که از معنای لغوی آن نیز دور نمانده است و تدبیری است که در هنگام شبهه وابهام برای تعیین مطلوب به کار می رود-بلکه هرچند دانشمندان این رشته –آن را دلیلی برای اثبات هر امر مشکل قرار داده اند-البته با این شرط که نتوان واقعیت را از راه دیگری به دست آورد.۸

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

پایان نامه ارشد :بررسی جایگاه حقوقی قرعه و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 37 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

قرعه در ادبیات حقوق:

 در این گفتار که به تعریف قرعه از زبان حقوقدانان می پردازیم مشاهده خواهیم کرد که حقوقدانان نیز به مانند فقها تعاریف بسیاری از قرعه در علم حقوق ارائه داده اند:

تمایز حقوق از طریق به کار بردن قرعه را گویند.

در اصطلاح حقوق و در عرف عام معنای قرعه روشن است و عبارت است از روشی که برای رفع تردید وتحیر و امکان تصمیم در جائی که ترجیحی در بین نباشد به کار برده می شود .قرعه شکل و صورت خاصی ندارد بلکه به صور گوناگون انجام گرفته و می گیرد. قرعه در اصطلاح حقوق نیز به معنای قرعه کشیدن آمده است واز آن در موارد انتخاب کارشناس یا هیئت کارشناسان از بین کارشناسان موجود و نیز تعیین مسئول پرداخت  دیه در قتل های وارد در شبه محصوره استعمال می شود۴

 

 

قرعه در لغت: به ضم قاف سکون راء و فتح عین از ریشه ((قرع)) به معنای سهم نصیب و فال زدن آمده است.

در فقه: به استهامی که با آن نصیب هر کس معلوم و تعیین می شود ((قرعه)) می گویند.

فقیهان معتقدند که قرعه بر سه نوع است که یک نوع از آن نامشروع و دو نوع دیگر آن مشروع است قرعه مشروع از قرار زیر است :

۱) قرعه برای اثبات حق یکی از طرفین در مقابل حق طرف دیگر فقیهان چنین قرعه ای را مشروع می دانند چنانکه دو کس خانه ای داشته باشند که سهم یکی از آنان یک سوم و سهم دیگری دو سوم باشد و خانه به طور کلی سه اتاق داشته باشد آنگاه گویند که اگر توافق در تقسیم حاصل نشد برای تعیین سهم کسی که یک سوم خانه از آن اوست قرعه انداخته می شود. چنانکه به طور مشخص در بیان مصادیق بیان خواهدشد.

۲) قرعه برای تطییب نفوس مانند آن که مردی در میان زنان خود قرعه می اندازد تا معلوم بدارد که کدام یک از آنان در سفر همراه وی باشند. اما قرعه از نوع سوم که نامشروع است عبارت از قرعه ای است که در مقام احقاق حق برای یک طرف و ابطال حق طرف دیگر انداخته می شود قریب به اتفاق فقیهان معتقدند که این نوع از قرعه مشروع نیست و البته فقیهان حنفیه به طور کلی قرعه و خرص و معتقدند که قرعه و جم بالغیب و مبتنی بر ظن و تخمین را نامشروع می دانند. و نمی تواند مبنای حکمی الزام آور قرار گیرد.

بنابراین قرعه از نوع سوم اگر کسی یکی از همسرانش را طلاق بدهد آنگاه خود بمیرد و معلوم نباشد که مطلقه کدام یک از آنان است و یا کسی از دو کس وجهی را طلب داشته و گفته باشد که یکی از آنان را بری کرده و معلوم نداشته باشد که مراد از شخص که ذمه اش بری شده چه کسی است در چنین فرضهایی فقیهان معتقدندکه زن مطلقه و شخص برایت یافته را نمی توان به حکم قرعه تعیین کرد از این روی قرعه را از این نوع نامشروع می دانند چرا که قرعه در اساس نباید حقی را ساقط و یا ثابت کند اما اگر به قرعه در فروض پیش گفته عمل نشود دین هیچ یک از آنها ساقط نمی شود و همچنین یکی از دو زن مطلقه شمرده نمی شوند.

برای آگاهی از نظرگاه فقیهان امامیه برخی از مصادیق قرعه در جواهرالکلام به حکم آن تصریح شده بیان می شود:

  1. قرعه در میان زنان برای بردن یکی از آنان به سفر ظاهر آن است که قرعه انداختن در میان زنان برای همراه بردن کسی از آنان در سفر مستحب است و واجب نیست و چگونگی قرعه انداختن نیز معلوم است و در یک طریق منحصر نیست.
  2. برای تعیین ولد مقر به
  3. اقراع در صورت تعارض ادله
  4. رجوع از یکی از دو وصیت به شهادت شهود و حکم قرعه
  5. مهمترین بحث مربوط به قرعه در باب قسمت است.

به این توضیح که گاهی اوقات شیء مشاع از وصفی برخوردار است که امکان تقسیم آن میان هر دو شریک وجود ندارد مثلا در ملکی چاه یا درختی واقع است که در صورت تقسیم تنها به یکی از شرکا می رسد شافعیه معتقدند ضمن آن که در چنین فرضی قیمت اضافی چاه یا درخت به نفع طرفی در نظر گرفته می شود که از آن بی بهره می ماند برای تعیین شریکی که آن درخت یا چاه باید از آن او باشد( درحصه او قرار گیرد) باید به قرعه متوسل شد اما حنفیه کلا چنین قرعه ای را رد می کنند.در قانون مدنی ایران نیز توسل به قرعه به عنوان آخرین راه حل رفع اختلاف پذیرفته شده است البته با این توضیح که قرعه زمانی در میان می آید که هیچ دلیل وجود نداشته و یا دلایل موجود طرفین در یک سطح با همدیگر چنان تعارض داشته باشند که امکان ترجیح یکی بر دیگری وجود نداشته باشد.چنان که ماده ۱۵۷ قانون مدنی مقرر می دارد (( هرگاه دو زمین در دو طرف نهر محاذی هم واقع شوند و حق تقدم یکی بر دیگری محرز نباشد باید برای تقدم و تاخر در بردن آب به نسبت حصه قرعه زد و اگر آب کافی برای هر دو باشد به نسبت حصه تقسیم می کنند.)).

دکتر کاتوزیان ذیل این ماده می نویسد: از این ماده چنین استنباط می شود که هر گاه در تشخیص حق مورد نزاع به وسیله هیچ یک از قواعد حقوقی و عقلی و عرفی نتوان راه حلی پیدا کرد آخرین علاج برای فصل خصومت توسل به قرعه است. تمسک به قرعه باید به طور محدود و استثنایی انجام شود ولی اگر هیچ جهت رجحانی در استفاده از حق برای صاحبان آن پیدا نشود استفاده از این وسیله با روح قانون موافق است.(القرعه لکل امر مشکل).

در فقه اسلامی قرعه را بر دو نوع تقسیم کرده اند:

۱) قرعه اعلامی عبارت از قرعه ای است که درباره امر واقع مسلم مظنون شده به کار گرفته می شود یعنی ابتدا واقعی بوده اما حکم آن مجهول شده است.

۲) قرعه تاسیسی عبارت از قرعه ای است که خود منشا پیدایی واقع بوده و از واقع مسلم مظنونی پرده بر نمی دارد .۱

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

دانلود پایان نامه :بررسی جایگاه حقوقی قرعه و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 32 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

قرعه sort

در لغت بیم ترس و نگرانی است. شرکت کننده در قرعه نگران اصابت و عدم اصابت قرعه است. قرعه نام اشیایی (کاغذی چوبی و غیره ) است با علامات که از آنها برای فصل خصومت یا تمییز حق و ناحق بهره گیرند در حدود عرف ها و آداب. قرعه از فروض قانونی است و تا دلیل باشد نوبت به قرعه زدن نمی رسد.۱      

قرعه

فراهم نمودن تیرها و مانند آن (کاغذهای حاوی اسامی ) بین اطراف مشتبه جهت تشخیص حق در میان موارد مشکوک است. مشروعیت این قاعده به نحو موجبه جزییه تقریبا محل اتفاق مسلمین است و فقهای شیعه اخذ به آن را در موارد خاصی که روایات صادر از اهل بیت (ع) معین نموده اند جایز می دانند.۲

مبحث سوم: ماهیت قرعه:

در این مبحث ابتدا ماهیت قرعه بررسی خواهد شد. در گفتار اول به شرح قاعده فقهی بودن قرعه و در گفتار دوم به اماره و اصل عملی بودن قرعه خواهیم پرداخت:

قرعه یکی از راه های اثبات برای حل و فصل خصومت در دعاوی به کار می رود. راههای اثبات در فقه و حقوق به طور کلی به دلایل امارات و اصول عملیه تقسیم می شود.پس قرعه باید در یکی از این تقسیم بندی ها قرار بگیرد. آنچه مسلم است این است که قرعه جزء دلایل به معنای خاص آن ها نیست زیرا دلیل راهی است که کشف از حقیقت می کند و واقع را به ما نشان می دهد و یا به عبارتی کشف از واقع می کند.

 

این قاعده درپی این نیست که مارا از ابهام و سردرگمی خارج کند ، بلکه قصد کشف از حقیقت را دارد. هر چند روایات بسیار زیادی در باب این قاعده فقهی وجود دارد ، اما روایتی از امام موسی کاظم (ع) وجود دارد که می فرمایند: (کل مجهول ففیه القرعه فقلت له ان القرعه تخطئی و تصیب فقال: کل ما حکم الله به فلیس بمخطئی))۱

اگرچه بر اساس روایاتی که وجود دارد، و روایت مذکور بیانگر این نکته است که خداوند بنده ای را که امر خود را به او واگذار نماید، تنها نمی گذارد و او را از خطا مصون می دارد، پس قرعه راهی برای رسیدن به حقیقت است که بر عالم مجهول راه را نشان می دهد. برخی دیگر از حقوقدانان مانند دکتر لنگرودی بر این باورند که قرعه فرض قانونی است که در پاره ای موارد می توان خلاف آن را اثبات کرد(مانند سن بلوغ که در ماده ۱۲۱ قانون مدنی اماره رشد محسوب شده است و در برخی مواردخلاف آن اثبات ناشدنی است).۲

گفتار اول: قاعده فقهی بودن قرعه :

با مراجعه به متون اسلامی و بالاخص کتب فقهی موجود چاپ شده توسط فقها قرعه را به عنوان قاعده ای فقهی می توان به رسمیت شناخت. چنانکه در مورد این قاعده اکثر فقها تقریبا دارای نظرات مشابهی هستند.

برای قاعده فقهی تقسیمات متعددی ذکر شده است مانند میرزای نایینی که قاعده فقهی را به سه قسمت الف:واقعی اولی ب:واقعی ثانوی ج:ظاهری تقسیم نموده است.۳

هرچند با مشاهده کتب فقهی فقها می توان فهمید که اکثر آنان قواعد فقهی را به قواعد اجتماعی-قواعد اخلاقی-قواعد مستقل-قواعدتابع-و قواعد منصوصه تقسیم بندی نموده اند. از آنجایی که در ماده ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی اخذ دیه با تمسک به قاعده قرعه است، بی شک می توان آن را در زمره قواعد فقه جزایی به شمار آورد؛ و آن را در قواعد دیاتی داخل نمود۴.

 

گفتار دوم: أماره یا اصل عملی بودن قرعه :

قبل از ورود به بحث اماره یا اصل عملی بودن قرعه لازم است بدانیم که اماره و اصل به چه معناست.

اماره : دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است که در معنای لغوی آن به معنای نشانه است و در معنای اصطلاحی آن، طریقی است به سوی حکم شرعی واقعی، که برای جاهل به حکم واقعی قانونگذاری شده است.و به عبارت دیگر، اماره چیزی است که به جهت اینکه موجب ظن است، قانونگذار، آن را معتبر شناخته است.مثل خبر عادل(خبر واحد) و ظواهر کتاب۱.

اماره (فقه):هر چیزی که اولا: جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهرا حکایت از مالکیت در شیء مورد تصرف می کند(قاعده ید).

ثانیا: کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنی باشد(مانند تصرف).

ثالثا : قانونگذار کاشف مزبور را مورد توجه قرار داده و آن را وسیله اثبات قرار دهد.(مانند ماده ۳۵ قانون مدنی.) چنین چیزی را اصطلاحا اماره گویند(نسبت به موضوع احکام.)۲

با عنایت به توضیحات یاد شده، آنچه از روایات فهمیده می شود این است که قاعده قرعه أماره است نه اصل عملی ؛ زیرا وقتی در روایات امام (ع) می فرمایند : لَیسَ قوم تقارعوا ( تنازعوا ) ثم فوضوا امرهم إلی الله الا و خرج سهم المحق ؛ اگر کسی کار خود را به خدای سبحان واگذار کند قطعاً سهم صاحب حق استخراج می شود ، و یا وقتی می فرمایند : القرعه تصیب و لیس بمخطیء . در قرعه خطا نیست . معنای این سخن این است که نتیجه قرعه غالباً مطابق با واقع است ، نه آن که هیچ خطایی در آن راه ندارد . بنابراین لسان روایت طریقت و کاشفیت از واقع است که در قرعه غالباً حق خارج می شود . به بیان دیگر موضوع قاعده ی قرعه « أیُها الشاک » نیست . با توجه به توضیحاتی که در بالا ذکر شد . حال این سوال به ذهن متبادر می شود که در مقام تعارض بین اصول عملی و قاعده ی قرعه کدام مقدم است ، اما در رابطه با قاعده ی قرعه و مثلاً در تعارض بین قرعه و استصحاب ، استصحاب مقدم است ؛ چون موضوع قرعه عبارت است از امر مشکل ، مجهول ، مشتبه و ملتبس . پس باید در اجرای قاعده ی قرعه موضوع محفوظ باشد تا امکان اجرای قاعده فراهم شود . بنابراین اگر توانستیم با استصحاب ، موضوع مشکل را از بین ببریم ، طبعاً موضوع قرعه را از بین برده ایم . پس دلیلی بر اجرای قاعده باقی نمی ماند . نتیجه این که مورد قاعده در جایی است که هیچ گونه دلیل اجتهادی و یا فقاهتی (اصول عملی) وجود نداشته باشد.۳

 

اصل: اصل هم مانند اماره دارای معانی لغوی و اصطلاحی می باشد. اصل در لغت به این معنا آمده است که، بخشی از یک چیز است که سایر بخشهای آن چیز، برآن، بنا می شوند، یا بدان پایدار می مانند. تهانوی در این باره می گوید؛ اصل، چیزی است که چیز دیگری بر آن بنا می شود،از این حیث، که چیزی برآن، بنا می شود. قید حیثیت، اصول فقه را از جهت این که مبتنی بر علم توحید، و کلام است، خارج می کند. زیرا در این لحاظ، اصول فقه نسبت به کلام، فرع است. در تعریف اصل و فرع کلمه (ابتناء یا بناء) به کار رفته است .و آن اعم از حسی و عقلی است.اصل در اصطلاح فقها و اصولیین در یکی از معانی پنجگانه زیر به کار    می رود :

  • اصل، در برابر فرع، مثل اینکه در باب قیاس گفته می شود: خمر، اصل است برای نبیذ یعنی حکم نبیذ از حکم خمر استفاده می شود و به قول صاحب معالم: موضوع حکم ثابت، (از طرف شرع) را اصل گویند و موضوع دیگری را (که ثابت نیست) فرع نامند.
  • اصل به معنی راجح و ظاهر، مثل اینکه می گوید، حقیقت، اصل مجاز است. یا اصل، حقیقت است. یعنی هنگامی که امر مردد باشد میان اینکه کلامی را بر معنای حقیقی آن، یا بر معنای مجازی آن، حمل کنند، حمل بر حقیقت، اصل است،یعنی رجحان دارد. و حقیقت، معنی روشن و ظاهر کلام است. حاصل، اینکه هرگاه لفظی که معنی حقیقی، و مجازی آن، معلوم است، بدون قرینه به کار رود، ظاهر حال، می رساند که معنی حقیقی آن مراد است. چه اینکه هر لفظی، به هنگام نداشتن قرینه، در معنی حقیقی خود ظهور داردو برای اینکه معنی حقیقی، مراد گوینده نباشد، باید قرینه ای همراه آن باشد، تا لفظ را از حقیقت به سوی مجاز بگرداند، و از این رو قرینه آنرا صارفه گویند، یعنی گرداننده و مانعه نیز گفته می شود یعنی جلوگیری کننده از معنی حقیقی.
  • اصل به معنی دلیل، یعنی کاشف از چیزی و راهنمای بدان چیز، مثل اینکه برای اثبات حکمی می گویند اصل در این حکم کتاب است. یاسنت.یا اجماع است، یا عقل، یعنی دلیل اثبات آن حکم، اینها هستند.
  • اصل به معنی قاعده، یعنی پایه ای که چیزی روی آن قرار گیرد، و این معنی به لغت نزدیکتر است.مثل قول رسول الله (صلی الله علیه و آله) که: بنی الاسلام علی خمسهِ اصول.به این معنا که اسلام بر روی پنج چیز بنا شده است. و مثلا در فقه گفته می شود:اصل در اشیاء، اباحه است.یا طهارت است. یعنی قاعده کلی و این قاعده از نصوصی از قبیل کل شیء طاهر حتی تعلم انه قذر گرفته شده است. یعنی هر چیز تا پلیدی آن، محرز نگردد ، پاک است.
  • اصل به معنای آنچه برای تشخیص پاره ای از احکام ظاهری یا تشخیص وظایف مکلف در جاییکه به حکم واقعی دسترسی نیست قانونگذاری شده است. مانند اصل استصحاب، اصل برایت و غیره۱.

اصل (فقه)در معانی زیر به کار می رود:

الف- مدرک قانونی چیزی اعم از آیه یا حدیث یا اجماع یا عقل در همین معنا است که گفته اند: اجتهاد عبارت است از رد فرع به اصل.

ب- قاعده

ج- به معنی مدرک از نص حدیث- در همین معنا در عبارت حدیث:”علینا القاء الاصول و علیکم التفریع” به کار رفته است.

د- کتابی که جامع مقداری خبر (فقره ج)باشد. در علم رجال وقتی که گفته می شود ” له اصل ” همین معنا را در نظر می گیرند.

ه- به معنی استصحاب.

و- به معنی دستورالعمل شارع نسبت به افراد در حالات شک و تردید بدون اینکه در دستور مزبور جهت کشف از واقع ملحوظ باشد. اصل به این معنا در مقابل ظاهر و دلیل و اماره به کار می رود.چنانکه گفته اند: اصل موقعی حجت است که دلیل نباشد(الاصل دلیل حیث لا دلیل) اصل به این معنا را در حقوق جدید فرض قانونی گویند و در فقه آنرا اصل عملی هم گویند.

ز- مرادف مقیس علیه در حقوق جدید قواعد وسیع حقوقی را اصل می گویندو آنرا ترجمه لغت principe قرارمی دهند.

ماده ۳۵۷ آیین دادرسی مدنی یک اصل عملی fiction است ولی مدلول ماده ۳۵ قانون مدنی اصل عملی نیست بلکه اماره presomption است.۲

در علم اصول فقه، أماره آن است که ناظر به کشف از واقع باشد، و به همین لحاظ هم حجیت یافته باشد و اصل آن است که برای رفع تحیر و تردید در مقام عمل،حجیت شناخته شده باشد. هر چند روایات مربوط به قرعه را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد:

 

یک دسته روایت داریم که اشعار دارد قرعه ما را به واقع می رساند و مقتضای این روایات این است که قرعه را أماره بدانیم مانند روایت((هیچ مردمی قرعه نمی زنند و کار خود را به خداوند وا نمی گذارند جز آنکه دارنده حق به حقش می رسد)).قال رسول الله(ص) لعلی (ع):(( لَیسَ مِن قومِ تنازعوا ثم فوضوا أمرهم إلی الله إلا خرج سهم الحق)) قاعده القرعه۱ .

دوم:روایاتی  که ما را به اصل بودن آن راهنمایی می کند که اشعار دارند بر این که حجیت قرعه به واسطه رعایت عدالت و جلوگیری از خودسری ها و خود رایی ها است مانند روایت ((چه حکمی عادلانه تر از حکم قرعه؟…))۲

در پاسخ به پرسش بالا نخست اظهار نظر کرده اند که((میتوان گفت که میان این دو ملاک منافاتی نیست و مانعی ندارد که حجیت قرعه را به واسطه ی هر دو ملاک بدانیم))و در جای دیگر آورده اند)) انصاف این است که از آن روایات فراوان که ظاهرند در اینکه قرعه دائماً یا غالباً أماره بر واقع است نمی توان دست کشید))ولی در آخر افزوده اند که ((معلوم است که بحث از أماره بودن یا نبودن قرعه تنها در جایی است که واقع ثابت مجهولی وجود داشته باشد ولی جاهایی که چنین نیست به این نتیجه می رسیم که با توجه به ماهیت غیر شرعی قرعه و مبنای حجیت آن که بنای عقلاست برای یافتن راهی جهت حل و فصل اختلاف به نظر می رسد قرعه اماره نیست و اصل است زیرا ملاک حجیت آن نزدیک به عدالت بودن و دور از ترجیح بی مرجح بودن است که همان اصل است.۳

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

"متن

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

پایان نامه بررسی جایگاه حقوقی قرعه و جایگاه آن در فقه اسلامی

admin بازدید : 32 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

مبانی فقهی قرعه : 

نویسندگانی که در مورد قرعه سخن گفته اند،عمدتا مطالب خود را متوجه مبانی فقهی قرعه نموده اند. مهمترین مستندات قواعد فقهی ، دلیل شرعی (آیات -روایات)یا دلیل عقلی (اجماع – سیره عقلا ) است که میزان د لالت آنها متفاوت است. به عنوان نمونه دلیل لفظی ،صراحت بیشتر داردبر خلاف دلیل عقلی یا لبی که در موارد ابهام و تردید باید توقف نمود ۴ . برخی از فقها مساله استخاره را هم از مصادیق قاعده قرعه قرار داده اند۵ .

 

گفتار اول : آیات :

در قرآن کریم آیه شریفه ۴۴ سوره مبارکه آل عمران و آیات ۱۳۹-۱۴۴ سوره مبارکه صافات که هر یک به تنهایی بر ثبوت قرعه و در ادیان گذشته برای حل و فصل اختلاف به آن استناد شده است دلالت می کند.و از اینجا می توان مشروعیت قرعه را در دین اسلام نیز ثابت کرد، جرا که قرآن مطلبی را نقل می کند و آن را قبول نداشته باشد بایستی آن را انکار نماید.مثلا اینکه در مورد داستان حضرت یونس (ع) این استناد شده است که آن حضرت خود را تسلیم قرعه کرد و قرعه را انکار نکرد و در فعلشان نیز شریک شده و این تسلیم را نیز می توان دلیلی بر مشروعیت قرعه در شریعت آن حضرت دانست.و اینکه قرآن آن را نقل فرموده و نقد یا انکار و یا نسخ نکرده است،دلالت بر مشروعیت آن دارد.مضافا بر اینکه ما بنا بر ظاهر آیه یقین داریم که قرعه در امم سابق نیز مشروعیت داشته و اکنون شک می کنیم که آیا در دین اسلام نیز مشروعیت دارد یا نه،آن را استصحاب می کنیم و همچنان بر مشروعیت آن باقی می مانیم.زیرا که در بسیاری از مسایل فقه هنگامی که شخصی در فعلی به بن بست می رسد از طرف فقها به قرعه ارجاع داده می شود،همچنان که در بسیاری از روایات که توضیح آن خواهد آمد از لسان ایمه اطهار به آیه مبارکه (فساهم فکان من المدحضین) استناد شده است و در ادامه به شرح آیات می پردازیم:

  • آیات ۱۴۴-۱۳۹ سوره مبارکه صافات هر یک از آنها به تنهایی دلیل بر ثبوت قرعه می نماید که شرح آن خواهد گذشت .

شرح : آیات مذکور که از سوره مبارکه صافات می باشد ، بر داستان انداختن حضرت یونس (ع) به دریا اشعار دارد با این بیان که حضرت یونس پیامبر(ع) همانند سایر انبیا از مرسلین و بعنوان رسول الهی بوده است  که حضرت یونس پیامبر دعوت خود را از توحید و مبارزه با بت پرستی  شروع کرد وسپس با مفاسدی که در محیط رایج بود، به مبارزه پرداخت . اما آن قوم متعصب که چشم و گوش بسته از نیاکان خود تقلید می کردند ، در برابر دعوت او تسلیم نشدند. یونس پیامبر (ع) همچنان از روی دلسوزی و خیر خواهی آن قوم را انذار می داد. ولی در برابر این منطق حکیمانه چیزی جزء مغالطه وسفسطه از دشمنان نمی شنید در نتیجه در قضیه کشتی قرعه انداخته شد و بنام او افتاد.خود حضرت به دریا رفت و در شکم ماهی قرار گرفت ، خداوند هم می فرماید : چون او از مسبحین است ، نجاتش دادیم واگراز مسبحین نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند.و خداوند در قرآن از حضرت یونس (ع) با آن مقامی که داشت و رسول وفرستاده شده از طرف خدا بود تعبیر به اباق می کند و عبد آبق شد. عبد آبق یعنی عبدی که از مولای خودش دور شد .در میان قوم یونس (ع) تنها گروه اندکی که شاید از دو نفر هم تجاوز نمی کرد .که یکی عالم و دیگری عابد بود به او ایمان آوردند. یونس (ع) آنقدر تبلیغ کرد که تقریبا از ایمان آوردن همه آنها مأیوس شد عابد بلافاصله به یونس گفت : تو مستجاب الدعوت هستی اینان که به حرف تو گوش ندادند نفرینشان کن. اما عالم به او گفت چون مستجاب الدعوت هستی آنان را نفرین نکن خداوند بندگانش را دوست دارد.اما حضرت یونس (ع) به حرف او گوش نکرد وحرف عابد را پذیرفت ، خداوند وعده عذاب داد و زمانی را معین فرمود اما بنا نبود که یونس قبل از آمدن عذاب و امر خداوند از آن شهر خارج شود.لیکن وی زودتر از آن موعد مقرر خارج شد.به همین اندازه او عبد آبق شد. حضرت یونس قبل از این ماجرا و قبل از اینکه در شکم ماهی قرار گیرد از کسانی بوده که حمد وتسبیح خداوند را می گفته است هر چند که در شکم ماهی نیز ذکری داشته است که به ذکر یونسیه معروف است .معلوم می شود که اگر انسان هنگام آسایش و عدم گرفتاری از مسبحین باشد .آن تسبیح در حال شدت وسختی دستگیر او خواهد بود . انسان نباید در حال گرفتاری و سختی وفقر به در گاه خداوند تضرع کرده و به یاد خدا باشد ، بلکه اگر در حال فراخ وآسایش واقعا خداوند را تسبیح کند در زمانی که دچار سختی و مشکلات می شود دستگیر او خواهد بود ..البته بیان استدلال در قسمت (فساهم فکان من المدحضین ) است و (( ساهم)) به معنای قرعه زدن است. و مساهمه به معنای مقارعه است. وعلت اینکه عنوان قرعه را مساهمه می گویند این است که چون قرعه را به وسیله همان تیری که پرتاب می کردند انجام می دادند. لذا تعبیر به قرعه را در اینجا به عنوان سهم ومساهمه می گویند از همین جهت است.

در کتاب قاموس نیز معنای بهره و نصیب نیز برای مساهمه ذکر شده است .که این شاید با قرعه مناسبت بیشتری داشته باشد زیرا نصیب در بعضی از کتاب های لغت عرب مثل لسان العرب آمده است .که القرعه (السهمت) و سهمت نیز یعنی نصیب . همان نصیبی که بعد از عملیات قرعه مشخص می شود . اینها نکاتی است که در تعبیر مساهمه وجود دارد. که ما مساهمه را از سهم به معنای وسیله ای می گیریم که با آن قرعه انجام می شده است یا از سهم به معنای حظ و نصیب بگیریم که به نظر ما این احتمال اظهر از قبلی است .در((ساهم)) نیز همین است که از سهم به معانی نصیب و بهره است و در آیه شریفه نمی توانیم آن را از سهم به معنای وسیله تیر اندازی بگیریم ((فساهم)) یعنی ((فقارع)) قرعه زده شده ((فکان من المدحضین)) مدحضین از دحض به معنای زلق است و دراین جا یعنی یونس جزء مغلوبین قرار گرفت هنگامی که قرار شد یک نفر را در دریا بیندازند کسی که جزء مغلوبین قرار گرفت یونس است .در مورد جریان یونس (ع) دو بخش وجود دارد یکی آن است که حضرت چگونه آمد و سوار کشتی شد و این کشتی کجا بود ؟  زیرا بر طبق بعضی از نقل ها به حضرت خبر دادند که عذاب قرار است نازل شود.اما حضرت یونس اطلاع پیدا نکردکه مردم آنجا توسط عالمی که در میان آنها بود توبه کردند وخداوند نیز توبه آنان را پذیرفت و عذاب را از آنان برگرداند.

حضرت یونس از این جریان خبر نداشت تصمیم گرفت که از آن مکان به مکان دیگری برود.دوم  این است که بعد از سوار شدن بر کشتی چه اتفاقاتی افتاد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

"متن

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

دانلود پایان نامه ارشد : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه

admin بازدید : 44 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

در اینجا ۴ نقل وجود دارد :

نقل اول: این است که با سوار شدن حضرت بر کشتی،کشتی حرکت نکرد.ناخدای کشتی گفت:کشتی ای که در آن فرد آبقی باشد حرکت نخواهد کرد،حضرت فرمود،من آبق هستم،آنها ابتدا قبول نکردند بعد قرعه کشیدند و به نام حضرت افتاد.

نقل دوم: این است که کشتی حرکت کرد، اما یک ماهی بزرگی به امر خداوند در جلوی کشتی ایستاد؛ آنان گفتند باید یک نفر را در دهان ماهی و یا دریا بیندازیم که ماهی از آن استفاده کند،قرعه کشیدند و به اسم حضرت یونس درآمد. و عجیب هم این است که در همه این نقل ها آمده است که سه بار قرعه کشیدند وهر سه بار به نام حضرت یونس (ع) افتاد.

نقل سوم: که نقل سوم مطابق با ظاهر آیه شریفه نیز هست، این است که جمعیت و وسایل در کشتی زیاد بود،البته باید به این نکته توجه داشت که وضعیت کشتی های آن زمان با زمان ما فرق می کرد و یک نفر کم یا زیاد شدن،درغرق شدن کشتی تاثیر داشت،گفتند باید یک نفر در دریا انداخته شود،قرعه زدند و نام حضرت یونس(ع) در آمد. مشحون در آیه شریفه یعنی: مملو از مردم و اشیاء .

نقل چهارم: آنگونه که در روایات نقل شده به این صورت است که باد شدیدی وزیدن گرفت و مسئولین کشتی گفتند که این باد نشانه آن است که یک فرد خطاکاری در این کشتی وجود دارد. حضرت فرمود:آن خطا کار من هستم، آنها قبول نکردند و قرعه کشیدند و هر سه بار هم به نام حضرت یونس افتاد.۱

 

  • آیه شریفه ۴۴ سوره ی مبارکه آل عمران که اشعار دارد بر داستان تخاصم عده ای با حضرت یحیی (ع) بر سر کفالت حضرت مریم (س) : توضیح اینکه، این آیه اشاره به گوشه دیگری از داستان حضرت مریم (س) نموده می فرماید: آنچه را درباره سرگذشت مریم (س) و زکریا (ع) برای تو بیان کردیم، از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم. زیرا این داستانها به صورت صحیح و خالی از هر گونه خرافه در هیچ یک از کتب پیشین که تحریف یافته اند، وجود ندارد و سند آن تنها وحی آسمانی، قرآن است. آنگاه در ادامه سخن می گوید؛ یعنی در آن هنگام که علمای یهود قلم های خود را برای قرعه کشی و تعیین سر پرستی حضرت مریم (س) در آب انداختند تو حاضر نبودی، و نیز هنگامی که علمای بنی اسراییل برای کسب افتخار، سرپرستی مریم (س) را بر عهده گیرند و بر سر این مساله اختلاف داشتند. تو ای محمد (ص) ما همه اینها را از طریق وحی به تو گفتیم نزد آنان نبودی.

داستان مریم (س) دختر عمران از پیامبران بنی اسرائیل و مادر حضرت عیسی (ع) چندین بار در چند جای قرآن آمده است، مادر مریم پس از وضع حمل، نوزاد خود را در پارچه ای پیچیده و به معبد آورد، و به علما و بزرگان بنی اسرائیل خطاب کرد: این نوزاد برای خدمت خانه خدا نذر شده است، سرپرستی او را به عهده بگیرید و از آنجا که مریم از خانواده ای بزرگ و معروف به پاکی و درستی بود (خانواده عمران) که پس از فوت حضرت عمران، علمای یهود و عابدان بنی اسرائیل برای سرپرستی و کسب افتخار یا پاداش اخروی یا هر دو بر یکدیگر پیشی می گرفتند و چون شمار آنان کم نبود این خواسته مایه اختلاف گردید، چاره ای جز قرعه نیافتند و به حکم قرعه رضایت دادند و به کنار نهری آمدند و قلم ها و چوب هایی که به وسیله آن قرعه می زدند، حاضر کردند و نام هر یک را به یکی از آنها نوشتند هر قلمی در آب فرو می رفت برنده قرعه نبود، تنها قلمی که بر روی آب باقی ماند قلمی بود که نام زکریا (ع) بر روی آن نوشته شده بود.به این ترتیب سرپرستی زکریا نسبت به حضرت مریم مسلَم شد و در واقع از همه سزاوارتر بود، زیرا علاوه بر دارا بودن مقام نبوت، شوهر خاله مریم هم بود.۱

 در نقل این دو داستان از مذاهب پیشین و رد و ردع نکردن آن اشاره ای است بر اینکه قرعه در اسلام هم نامشروع نمی باشد، چه ، اگر این کار نامشروع بود مناسب بود که به حرمت آن اشاره می شد. گر چه به حلیت آن هم تصریح  نشده، ولی نقل آن بدون رد، تأییدی است بر جواز حلیت آن.۲

 

  • در داستان حضرت یوسف (ع) ، کریمه صافات قصه ای را نقل می کند که مشتمل بر حادثه ای است که در آن قرعه صورت گرفته است ، و دلیلی بر امضای این نقل حتی در شریعت آن زمان نداریم، چه رسد به اعتبار آن در زمان ما. البته شایان توجه است که شرکت حضرت یوسف (ع) یا سکوت در برابر این واقعه هیچ کدام نمی تواند این دلیل را به حدی از اعتبار برساند که مستند قاعده قرعه باشد. این مناقشه در مورد آیه کریمه آل عمران نیز جاری است.
  • شاید حکم مذکور مخصوص شرایع سابق باشد و دلیلی بر امضاء و تأیید آن در شریعت ما نداریم. تمسک به استصحاب حکم شرایع سابق و عدم نسخ آن نیز خود اول کلام است و دلیلی ندارد۱.
  • این دو آیه کریمه ، اگر دلالتی بر حجیت قرعه داشته باشند ، که ندارند، حجیت آنها به این نحو نیست که قرعه ، یک مرجع متعین از جانب شارع مقدس در موارد برخورد با مشکل باشد ، بلکه شاید تدبیری باشد از باب رویه طرفین دعوا در عمل به قرعه و یا آن چه که نزدیک به قرعه است. و با این احتمال ، وجهی برای عمل و استناد به این دو آیه کریمه نیست.
  • این دو آیه کریمه در صورت دلالت هم دلیلی بر شمول نسبت به غیر مورد ندارد.۲. این دو آیه نشان می دهند که حضرت یحیی و یونس (ع) قرعه کشی را قبول داشته و آن را مشروع می دانستند و اگر مشروعیت آن در ادیان سابق معلوم شود، با استصحاب احکام شرایع سابق ، مشروعیت آن هم در دین ما هم ثابت می شود۳ .

گفتار دوم : روایات:

 عمده دلیل ما بعد از آیات قرآنی جهت مشروعیت و حجیت قرعه روایات است که آن قدر زیاد است که حتی می توان در آن ادعای تواتر معنوی نمود و با توضیحات موارد ذیل به این نتیجه خواهیم رسید.

 روایاتی که در باب قرعه وارد شده است به قرار ذیل است :

  • امام صادق (ع) درباره مردی که گفت نخستین برده ای که مالک شوم، آزاد است . و پس از آن سه برده را ارث برد فرمود: (( میان آنان قرعه می کشد و نام هر یک از آنان که قرعه به نام او آید، آزاد می شود. حضرت افزود و قرعه، سنت است.
  • امام باقر (ع) فرمود(( امیر المومنین (ع) در یمن درباره گروهی که خانه بر سرشان خراب شد و دو بچه ماندند ، یکی از آن دو آزاد و دیگری برده بود ،حکم داد. امیر المومنین (ع) میان آنان قرعه کشید و قرعه به نام یکی از آن دو درآمد و مال را برای او قرار داد و دیگری را آزاد کرد.))
  • امام باقر (ع) فرمود: قرعه تنها برای امام (ع) است.
  • امام صادق (ع) : …و هر موردی که شاهد بر آن شاهد آوردن فراهم نیاید، حق در آن این است که قرعه در آن به کار گرفته شود.
  • ثمالی از امام باقر (ع) درباره جریان یونس (ع) روایت کرده است که : (( یونس با آنان قرعه انداخت و قرعه به نام یونس افتاد و سنت به قرعه جاری گشت که اگر سه بار قرعه به نام کسی نیفتد ، قرعه خطا نمی کند ،پس از آن، یونس خودش را پرت کرد و ماهی او را بلعید.
  • از امیر المومنین (ع) و امام محمد باقر (ع) و امام صادق (ع) روایت شده است : (( در موردی که مشکل است (روشن نیست ) ، حکم به قرعه را واجب کرده اند.))
  • محمد بن حکیم گوید : (( از امام موسی بن جعفر (ع) درباره ی چیزی پرسیدم حضرت به من فرمود : هر مجهولی ، در آن قرعه است . گفتم : قرعه هم خطا می کند و هم درست به واقع می خورد. حضرت فرمود: هر چیزی که خداوند بدان حکم کند، خطا نمی کند)).
  • منصور بن حازم گوید: (( یکی از یاران ما از امام صادق (ع) درباره مساله ای پرسید. حضرت به او فرمود : این در قرعه ، معلوم می گردد. سپس حضرت افزود: چه قضیه ای عادلتر از قرعه است، البته اگر کار به خداوند عزوجل واگذار گردد؟ آیا خداوند – تبارک و تعالی – نمی فرماید: و با آنها قرعه افکند و ( قرعه به نام او افتاد) مغلوب شد.))
  • جمیل گوید : « طیار به زراره گوید : تو درباره ی قرعه چه می گویی، آیا حق نیست ؟ زراره گفت: بله ، قرعه حق است .طیار گفت: آیا روایت نکرده اند که (از قرعه) سهم حق دار، بیرون می آید؟ زراره گفت: آری. طیار گفت: پس بیا تا من و تو ادعای چیزی را کنیم، پس از آن بر آن قرعه کشیم و ببینیم که آیا چنین است ؟ زراره به او گفت: تنها روایت اینگونه آمده که گروهی نیستند که کارشان را به خدا واگذارند و پس از آن قرعه کشند، مگر اینکه سهم حق دار ، بیرون می آید، و اما به شکل آزمایشی، قرعه برای آزمایش نیست .طیار گفت: نظر تو چیست اگر هر دو مدعی باشند و هر دو چیزی را که برایشان نیست ، ادعا کنند؟ از کجا سهم یکی از این دو بیرون می آید؟ زراره گوید: در صورتی که چنین باشد، همراه قرعه یک سهم آزاد گذاشته می شود و اگر این دو ادعای چیزی را کنند که برایشان نیست، آن سهم آزاد بیرون می آید.»
  • عبدالرحیم گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمود: پیوسته امیرالمومنین (ع) اگر برای او چیزی پیش می آمد که قرآن درباره اش نیامده و سنت نیز درباره اش نیامده بود حضرت درآن مورد قرعه می انداخت و به واقع می رسید. پس حضرت فرمود: ای عبدالرحیم، این از مشکلات است .»

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

پایان نامه ارشد : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه

admin بازدید : 30 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

  • زید بن ارقم گوید: « سه نفر که با کنیزی در یک طهر آمیزش کرده بودند و کنیز فرزندی آورده بود و هر کدام ادعا داشتند که فرزند از آن اوست، نزد امیر المومنین (ع) آوردند. امیر المومنین (ع) به یک نفرشان فرمود: از این فرزند به دلخواه می گذری تا برای این یکی باشد؟ او گفت: نه . به دیگری فرمود: آیا تو دلت می خواهد که این فرزند برای این یکی باشد؟ او گفت: نه . حضرت به دیگری فرمود: دوست داری که فرزند برای این یکی باشد؟ او گفت : نه . حضرت فرمود: من شما ها را شریکانی می بینم که با هم کنار نمی آیید. من میان شما قرعه می کشم و هر کدام که قرعه به نامش خورد ، دو سوم بها ]ی کنیز[ را بر عهده ی او می گذارم. و فرزند را به او می دهم . آنان این حکم را برای رسول خدا (ص) ذکر کردند. حضرت فرمود: من هم در این مورد جز آنچه علی (ع) فرموده است ، نمی یابم.۱

گفتار سوم: اجماع

           دلیل دیگر و یا به عبارتی سومین دلیل بر مشروعیت وحجیت قاعده  قرعه ، اجماع است،که مورد پذیرش علمای خاصه و عامه نیز می باشد.به طوری که هرگاه کلمات فقها و علمای امامیه را در ابواب مختلف فقه مورد بررسی و دقت قرار دهیم درمی یابیم که مشروعیت قرعه اولا در فقه وثانیا در حقوق اسلامی مورد اتفاق آنهاست.به طوری که می توان گفت  علمای امامیه ادعای اجماع کرده اند و هیچ یک از فقهای امامیه گمان نمی رود که هر جایی که سخن از مشروعیت وحجیت قرعه به میان آمده است به طور مطلق قرعه را نفی نکرده باشند ، هر چند در بعضی موارد اختلافاتی به چشم می خورد که از طریق عدم اختلاف اصحاب در عمل به این قاعده ،یکی از دلایل آن را می توان اجماع منقول و بلکه اجماع محصل دانست که این اجماع قابل تحصیل است. مستند اجماع آیات و روایات هستند.۲

 

شیخ طوسی، در موردی که دو مرد نسبت به کودکی ادعا کنند و هر یک کودک را فرزند خود بداند قائل به قرعه شده و می گوید قرعه از مقتضیات مذهب ما است. و در کتاب خلاف خود ادعای اجماع کرده ، بر اینکه قرعه در هر امر مجهولی است۱. شهید اول نیز در کتاب قواعد خود می گوید : گفته ائمه که فرموده اند: در هر امر مجهولی قرعه جاری است ، نزد ما امامیه محقق است . از آنجا که مستند اجماع معلوم می باشد (اجماع مدرکی ) نمی توان به این دلیل استناد کرد.۲

درباره اجماع مدرکی و تفاوت آن با اجماع غیر مدرکی تأمل وجود دارد ، زیرا به اعتقاد شیعه اعتبار اجماع ناشی از اجماع نیست ، بلکه بخاطر کشف از رأی یا نظر معصوم (ع) است ، یعنی در اجماع نیز به صورت غیر مستقیم رأی معصوم (ع) به دست می آید ، پس در هر دو صورت به سنت عمل می شود و مدرک اجماع ، سنت است . آیا صرف اینکه در یک مورد مدرک اجماع بیان شده و در یک مورد به صورت غیر مستقیم به دست آمده است ، می تواند ملاک اعتبار و بی اعتباری آن باشد ؟ هر امر مشکل مجهولی که حکمش مشتبه باشد سزاوار است که در آن قرعه به کار برد ، زیرا قرعه از ائمه روایت شده ، و در آثار فقها متواتر است ، و شیعه امامیه بر آن اجماع کرده اند ، هر چند نمی توان چنین اجماعی را که درباره ی مشروعیت قرعه از شیعه امامیه نقل شده ، اجماع مصطلح اصولی که کاشف از قول امام (ع) است دانست ، زیرا اجماع مصطلح اصولی که دلیل بر حکم شرعی است آن است که اجماع کنندگان مستندی جز اتفاق فقها نداشته باشند و حال آنکه به احتمال قوی ممکن است در این مورد مستند آنان اخبار و آیاتی باشد که درباره قرعه رسیده ، ولی با وجود این احتمال در مشروعیت و حجت بودن آن تردیدی نیست . خواه دلیل آن آیات باشد یا اخبار و یا اجماع ، مشروعیت قرعه در بین علمای عامه نیز مسلم است . فقهای شیعه قرعه را به طور موجبه جزییه پذیرفته و آن را حجت می دانند. و  به طور سالبه کلیه هم هیچ یک از علمای اسلام نگفته اند که قرعه ، حجت نیست۳

و عده ای که برکنارگذاشتن قرعه اصرار دارند می گویند قرعه به مقداری حجت است که فقها به آن عمل می کرده اند ، پس معلوم می شود که باز قرعه را در مواردی حجت می دانند . بنابراین به طور قطع می گوییم به نحو موجبه جزییه ، قرعه حجت است و احدی از فقهای اسلام به طور سلب کلی ، منکر قرعه نشده اند ۴.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

دانلود پایان نامه : شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه

admin بازدید : 50 جمعه 22 مرداد 1395 نظرات ()

عنوان کامل پایان نامه :

شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی

تکه هایی از این پایان نامه :

بنای عقلاء :

یکی از مدارکی که علمای اصول جهت حجیت عناوین اصولی به آن استناد می کنند ، بنای عقلاء یا سیره عقلائیه است که این مدرک یا دلیل شامل حجیت قرعه نیز شده است و در این جهت نیز به آن استناد کرده اند به طوری که می توان گفت چهارمین دلیل بر مشروعیت و حجیت قاعده قرعه بنای عقلاء یا سیره عقلائیه است . دلیل عقل گر چه در بیشتر نوشته های فقهی بیان نشده است اما باید آن را مهمترین دلیل مشروعیت قاعده قرعه به حساب آورد بنای عقلا در موارد تزاحم حقوق در جایی که ترجیحی در بین نباشد و اماره ای برای تعیین واقع در کار نباشد بر این قرار گرفته که با قرعه فصل خصومت می کنند و عادت عقلاء بر این است که در اموری که حقی بین چند چیز مشتبه شده است و تنازع رخ داده قرعه می اندازند و بلا شک رجوع آنان به قرعه به خاطر کاشفیت از واقع نیست . چون نزد مردم ، قرعه هیچ کشفیتی ندارد بلکه فقط جهت معلوم شدن مجهول و تعیین یکی از طرفین است و ظاهر قرعه ، امری مستحدث نیست ، و شاید قرعه کشی در جریان حضرت یونس(ع) هم مستند به همین بنای عقلاء بوده است به گونه ای که می توان قرعه را قاعده ای عرفی دانست ؛ بر این اساس ، قاعده قرعه یک قاعده عقلی است که قبل از اسلام در بقیه ادیان نیز مورد عمل بوده است ، و در حال حاضر نیز اختصاص به حقوق اسلامی ندارد . آنچه که در آیات و روایات آمده است ارشاد به حکم عقل می باشد . و به نظر می رسد آیات و روایات امضای این بنای عقلاء از سوی شارع است.

 

فصل دوم : اقسام ، شرایط و نحوه ی اجرای قرعه :

روش اجرای قرعه و یا به عبارتی قرعه کشی در اسلام، صورت خاصی ندارد و به طرق مختلف در موارد گوناگون می توان قرعه زد. و از کاغذ ، سنگریزه ، و یا از تسبیح ، استفاده نمود.چنانچه در گذشته نحوه اجرای قرعه مقید به کیفیت خاصی نبوده است.و هر گروهی به طرق مختلف که مورد پذیرش خودشان واقع می شد قرعه می زد؛بدون اینکه طریق دیگری را نفی کند.

امروزه نیز چنین متداول است و چون قرعه کشی از طریق کاغذ سهل الوصول تر می باشد،لذا از این طریق  بیشتر استفاده می شود.هر چند بهتر است برای قرعه کشی از روش القای قلم که در قرآن در مورد داستان کفالت حضرت مریم (س) آمده است و روشهایی که از ایمه معصومین (ع) به دست ما رسیده است ،استفاده شود؛ مثل نوشتن روی کاغذ و امثال آن .

نتیجه قرعه اعلام وضعیت موجود است که چنین حکمی را حکم اعلامی می گویند.اما گاهی قاعده قرعه وضعیت جدیدی را به وجود می آورد که در اصطلاح حکم تأسیسی می نامند،مانند سهم هر یک از شرکاء که از طریق قرعه تعیین می شود.به عنوان نمونه اگر قرعه کشی برای تعیین سهم شرکاء یا وراث باشد،نام شرکاء روی کاغذهایی نوشته شده و در ظرف می ریزند و شماره سهام روی کاغذها نوشته شده و در ظرف دیگر ریخته می شود و سپس یک کاغذ از ظرف حاوی کاغذهای نام اشخاص و یک کاغذ از ظرف حاوی کاغذهای نام سهام برداشته می شود و آن سهم به شخصی داده می شود که نامش درآمده است.هر چند در مورد چگونگی اجرای قرعه قانون ما ساکت است و نحوه قرعه کشی را منوط به نظر قاضی می داند و او را مکلف می کند که باید حسب مورد و با در نظر گرفتن عرف و عادت، آن را انجام دهد و باید به شکلی انجام دهد که هدف قرعه کشی تأمین گردد.

در این فصل به توضیحاتی که در دو مبحث گنجانده شده است خواهیم پرداخت که مبحث اول آن شامل اقسام قرعه و مبحث دوم آن شامل شرایط اجرای قرعه می باشد .

مبحث اول : اقسام قرعه :

در فقه اسلامی قرعه را به دو دسته تقسیم بندی کرده اند که در دو گفتار به توضیح آن می پردازیم :

گفتار اول : قرعه اعلامی یا تعبدی : قرعه در مواردی است که واقعی در میان بوده و مجهول شده و به طور فرضی از راه استقراع ، واقع فرا چنگ آید . مانند ماده ۱۵۷ قانون مدنی۱ .

گفتار دوم : قرعه تعیینی یا تأسیسی : قرعه در موردی است که واقعی در میان نبوده و چیزی مجهول نشده است بلکه واقع را خود قرعه پدید می آورد مانند قرعه در تعیین حصه مفروز در تقسیم مشاع .۲

مبحث دوم : شرایط اجرای قرعه :

روش اجرای قرعه و یا به عبارتی قرعه کشی در اسلام، صورت خاصی ندارد و به طرق مختلف در موارد گوناگون می توان قرعه زد. و از کاغذ ، سنگ ریزه ، و یا از تسبیح ، استفاده نمود.چنانچه در گذشته نحوه اجرای قرعه مقید به کیفیت خاصی نبوده است.و هر گروهی به طرق مختلف که مورد پذیرش خودشان واقع می شد قرعه می زد؛ بدون اینکه طریق دیگری را نفی کند.

امروزه نیز چنین متداول است و چون قرعه کشی از طریق کاغذ سهل الوصول تر می باشد،لذا از این طریق  بیشتر استفاده می شود.هر چند بهتر است برای قرعه کشی از روش القای قلم که در قرآن در مورد داستان کفالت حضرت مریم (س) آمده است و روشهایی که از ائمه معصومین (ع) به دست ما رسیده است ،استفاده شود؛مثل نوشتن روی کاغذ و امثال آن.۳

 

در مورد اجرای شرایط قرعه اختلاف نظر وجود دارد ، البته در کتابهای فقهی اغلب روایاتی که در مورد قرعه بیان شده ، خالی از تعیین اجرای روش خاصی برای اجرای قرعه بیان شده است و این خود دلیلی می تواند بر واگذاری روش اجرای قرعه به اهل عرف و امضای آن از طرف شارع باشد، هر چند لازم به ذکر است که قرعه کشی بایستی به نحوی اجرا شود که هیچ گونه احتمال اعمال نظر خاصی داده نشود ، خواه یک طرفی و خواه جهت رفع نزاع بین دو طرف باشد.در قرعه کشی هایی که انجام می شود به جهت عدم احتمال هر گونه سوء ظنی است که اغلب جهت بیرون آوردن کاغذ های قرعه کشی برای تعیین جوایز از کودکان استفاده می شود . قرعه نبایستی با آلات قمار صورت پذیرد که در این صورت مشمول حرمت استفاده از آلات قمار می شود.۱هر چند استدلال نگارنده بر این است که درست است که در باره ی نحوه ی اجرای قرعه اختلاف نظر وجود دارد اما بایستی به یک نتیجه ای قائل بود که مورد پذیرش طرفین دعوا و عرف هم واقع شود که آن هم قرعه است که با اختلافی بودن این شرایط ، به بعضی از موارد آن در گفتارهای زیر اشاره خواهیم کرد :

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پرسشهای فراوانی پیرامون موضوع تحقیق وجود دارد ، اما مهم ترین آن که در این تحقیق به دنبال پاسخ  آن خواهیم بود ، بدین قرار است:

  1. آیا قرعه به عنوان قاعده ای فقهی قابل پذیرش بوده و به عنوان دلیل در مسایل حقوق خصوصی و کیفری قابل استناد است؟
  2. قرعه چه زمانی مورد استفاده قرار می گیرد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :   شناسایی و تبیین جایگاه حقوقی قرعه ، بررسی و جایگاه آن در فقه اسلامی با فرمت ورد

تعداد صفحات : 47

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟